تأمین امنیت تنگه هرمز پس از آتشبسی شکننده میان ایران و ایالات متحده، به صدر تحرکات بینالمللی آمده است. کشورهای اروپایی سطح آمادهباش دریایی خود را افزایش دادهاند و پایتختهای غربی در حال هماهنگی برای اجرای طرحهای مینروبی هستند. همزمان، مذاکراتی در اسلامآباد در جریان است که بازگشایی تنگه را به امتیازدهی در پرونده هستهای گره میزند؛ آن هم در شرایطی که شکافهای داخلی در ایران هرگونه پیشرفت سریع را تهدید میکند.
منابعی که مطالبشان در پلتفرم «ایکس» دستبهدست میشود، میگویند نشستهایی در لندن با حضور نمایندگان ۳۰ کشور برای بررسی ترتیبات حفاظت از کشتیرانی برگزار شده است. هدف، جلوگیری از تبدیل شدن تنگه به گلوگاه تجارت جهانی است. این تدارکات تنها به هماهنگی سیاسی محدود نمیشود. آلمان واحدهای دریایی و مینروبهای خود را به دریای مدیترانه اعزام کرده تا برای نزدیک شدن به صحنه عملیات آماده باشند. ترکیه نیز اعلام کرده است که اگر توافقی میان واشنگتن و تهران تثبیت شود، آماده مشارکت خواهد بود.
مذاکرات اسلامآباد: هرمز در برابر پرونده هستهای
در مسیری موازی، گفتوگوهایی در اسلامآباد میان فرستادگان آمریکایی و ایرانی در جریان است. تمرکز این مذاکرات جنبهای عملیاتی دارد: تضمین باز ماندن تنگه و خنثیسازی تهدید مینها. در مقابل، واشنگتن به دنبال دستاوردهایی در پرونده هستهای است. ناظران بر این باورند که تنگه اکنون به اهرم فشار تبدیل شده است؛ با هدف افزایش هزینه تحریمها و ایجاد نیاز بینالمللی به یک توافق سریع.
موسی الشریفی، کارشناس مسائل ایران، در گفتوگو با تلویزیون «العربية» گفت ایران «بحران تنگه را برای به دست آوردن یک برگ فشار ساخته است» و اینکه جوهر اختلاف همچنان هستهای است. این ارزیابی با برداشتی رایج در میان تحلیلگران همخوانی دارد: تهران میخواهد امنیت کشتیرانی را با کاهش محدودیتها بر برنامه هستهای خود و کاهش فشارهای اقتصادی معاوضه کند.
از جمله مهمترین موارد مطرحشده، عبور ۳۴ نفتکش مرتبط با ایران از تنگه با وجود محاصره آمریکا است. از این رقم بهعنوان نشانهای از محدود بودن اثربخشی اقدامات بازدارنده یاد میشود. این موضوع همچنین توضیح میدهد که چرا واشنگتن بر رویکردی اصرار دارد که بازدارندگی دریایی و مذاکره را در کنار هم پیش میبرد، نه اینکه فقط به تحریمها تکیه کند.
تهران میان لحن تند و اختلافات داخلی
در داخل ایران، نشانههایی از آشفتگی سیاسی دیده میشود. در برخی مطالب منتشرشده، از استعفای محمدباقر قالیباف سخن گفته شده است. همچنین گزارشهایی از اعتراض سپاه پاسداران به مسیر مذاکرات منتشر شده است. این اختلاف در موضعگیریها نیز بازتاب یافته است. سخنگوی کمیسیون امنیت ملی گفته است: «تنگه هرمز سند پیروزی ماست و بر سر خون شهدا معامله نخواهیم کرد.» این لحن، سقف هرگونه امتیازدهی علنی را بالا میبرد، حتی اگر مذاکرات در عمل بر سر ترتیبات فنی برای بازگشایی گذرگاه باشد.
این صحنه پرسشهای جدی مطرح میکند: آیا ایران میپذیرد امنیت کشتیرانی را از پرونده هستهای جدا کند یا بر پیوند دادن این دو اصرار خواهد داشت؟ و آیا دولت میتواند در صورت مخالفت سپاه پاسداران، هرگونه تفاهمی را پیش ببرد؟ گزینههای پیش روی اروپا ظاهراً به دو مسیر محدود شده است: نخست، مشارکت دریایی در مینروبی در چارچوب یک تفاهم سیاسی که از میزان اصطکاک بکاهد؛ دوم، افزایش سطح استقرار برای بازدارندگی در برابر هرگونه بستن تنگه؛ مسیری که احتمال رویارویی را بیشتر میکند. واشنگتن نیز میان «دیپلماسی قدرت» و یک توافق محدود که مانع اختلال در تنگه شود، بیآنکه امتیازهای هستهای بزرگی بدهد، در حال موازنه است.
ناظران همچنین بُعدی منطقهای به ماجرا اضافه میکنند. آنها از نقش نیروهای نیابتی ایران از بابالمندب تا شمال اسرائیل و عراق سخن میگویند. ایده این است که هرگونه فشار بر تهران ممکن است به گشوده شدن همزمان چند جبهه بینجامد و هزینه تقابل را بالا ببرد.
در مقابل، اروپاییها از شوک انرژی در صورت اختلال کامل در تنگه نگراناند. به همین دلیل، ایده «اول تأمین امنیت کشتیرانی» در حال پیشروی است، حتی اگر گره هستهای همچنان پابرجا بماند.

