گزارشهای منتشر شده از سوی نشریه فایننشال تایمز و خبرگزاری بلومبرگ نشاندهنده تعمیق بحران در صنعت نفت ایران و شکست سیاستهای صادراتی حکومت در سایه محاصره دریایی ایالات متحده آمریکا است. بر اساس این دادههای مستند، سوءمدیریت کلان در بخش انرژی و اصرار بر سیاستهای تقابلی، تهران را مجبور کرده است تا حجم عظیمی از نفت و محصولات پتروشیمی خود را در نفتکشهای فرسوده و قدیمی در آبهای خلیج فارس ذخیره کند؛ اقدامی که نه تنها هزینههای گزافی به سرمایههای ملی تحمیل میکند، بلکه خطر بروز فجایع زیستمحیطی را نیز به شدت افزایش داده است.
گزارشهای دریافتی از سازمان “اتحاد علیه ایران هستهای” حاکی از آن است که در حال حاضر حدود ۳۹ نفتکش حامل نفت و محصولات پتروشیمی ایران در خلیج فارس سرگردان هستند. این رقم پیش از آغاز محاصره دریایی در تاریخ ۲۴ فروردین ماه، ۲۹ فروند بود. تصاویر ماهوارهای شرکت “پلنت لبز” و تحلیلهای فایننشال تایمز تأیید میکنند که تجمع بیسابقهای از کشتیها در نزدیکی پایانه صادراتی جزیره خارگ شکل گرفته است. علاوه بر این، ۱۳ نفتکش مشکوک دیگر نیز در نزدیکی بندر چابهار در دریای عمان شناسایی شدهاند که درست در مرزهای فرضی محاصره نیروی دریایی آمریکا قرار دارند.

ناوگان ارواح و انبارداری پرمخاطره بر روی آب
انسداد مسیرهای سنتی صادرات، منجر به استفاده اجباری از “ذخیرهسازی شناور” شده است. آنتوان هالف، تحلیلگر ارشد مؤسسه دادههای انرژی “کیروس”، معتقد است که ایران با این اقدام به دنبال “خرید زمان” است تا از تعطیلی کامل واحدهای تولیدی خود جلوگیری کند. طبق آمارهای این مؤسسه، مخازن زمینی ایران نیز تا ۶۴ درصد پر شدهاند که این مسئله تنها چند هفته فرصت اضافی برای تداوم تولید به این کشور میدهد.
استفاده از نفتکشهای ۳۰ ساله که پیش از این برای مدتهای طولانی غیرفعال بودهاند، ابعاد دیگری از مدیریت بحرانزده انرژی در ایران را فاش میکند. بر اساس دادههای مؤسسه تحلیلگری “کپلر”، حجم نفت خام ایران در نفتکشهای مستقر در خلیج فارس به بالاترین سطح خود از زمان آغاز درگیریهای منطقهای رسیده است. در حال حاضر ۴۲ میلیون بشکه نفت خام بر روی نفتکشهای ایرانی در منطقه خاورمیانه انبار شده که نشاندهنده جهشی ۶۵ درصدی از زمان شروع تنشهاست. یویی توریکاتا، تحلیلگر مؤسسه کپلر، تأکید میکند که این وضعیت از اوایل ماه می میلادی (اردیبهشت ماه) در سطحی بحرانی و ثابت باقی مانده است.

وضعیت در جزیره خارگ، که شاهرگ اصلی صادرات نفت ایران محسوب میشود، بیش از هر جای دیگری وخیم است. تحلیل تصاویر ماهوارهای “آژانس فضایی اروپا” نشان میدهد که شمار کشتیهای متوقف شده در اطراف این جزیره از ۶ فروند در ماه گذشته به ۲۰ فروند رسیده است. نکته قابل تأمل اینجاست که این کشتیها برای فرار از ردیابی، سامانههای شناسایی خودکار خود را خاموش کردهاند، اما رادارهای ماهوارهای حضور آنها را ثبت کردهاند. همچنین گزارشهای تحلیلگران دریایی “ویندوارد” حاکی از شناسایی یک لکه نفتی بزرگ در نزدیکی پایانه خارگ در اواسط ماه می است که گمان میرود ناشی از نشت نفت از ناوگان فرسوده ایران باشد.
تنگه هرمز و بنبست انتقال انرژی در بازارهای جهانی
گزارش خبرگزاری بلومبرگ نیز پرده از واقعیت تلخ دیگری برمیدارد. در حالی که ناوگان ایران در محاصره گرفتار شده است، حدود ۱۰۰ نفتکش غیرایرانی که پیش از شروع درگیریها وارد خلیج فارس شده بودند، از ترس حملات تلافیجویانه در این منطقه گرفتار شدهاند. تنها تعداد انگشتشماری از کشتیها، از جمله ۷ نفتکش متعلق به شرکت یونانی “دایناکام تانکرز”، با پذیرش ریسکهای امنیتی موفق به خروج از تنگه هرمز شدهاند. این انسداد عملاً ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت را تحت تأثیر قرار داده و هزینههای حملونقل دریایی را به شدت افزایش داده است.

آژانس بینالمللی انرژی در گزارشی هشدارآمیز اعلام کرده است که ذخایر جهانی نفت با سرعتی بیسابقه در حال کاهش است. به گفته این آژانس، جهان روزانه حدود ۶ میلیون بشکه بیش از تولید خود مصرف میکند. در حالی که قیمت نفت خام برنت در حدود ۱۰۹ دلار در هر بشکه نوسان میکند، کارشناسان بانکی “جیپی مورگان” پیشبینی میکنند که ذخایر تجاری کشورهای عضو “سازمان همکاری و توسعه اقتصادی” تا اوایل ماه ژوئن به “سطح تنش عملیاتی” برسد. این بدان معناست که مصرفکنندگان در اروپا و آفریقا به زودی با جهش قیمت سوخت دیزل و سوخت جت روبرو خواهند شد.
پیامدهای سوءمدیریت و انزوای اقتصادی
تحلیل نهایی “فایننشال تایمز” نشان میدهد که اصرار حکومت بر سیاستهای تنشزا، نه تنها باعث از دست رفتن درآمدهای ارزی شده، بلکه زیرساختهای استراتژیک کشور را نیز در معرض نابودی قرار داده است. در حالی که کشورهای منطقه از فرصتهای بازار انرژی برای توسعه زیرساختهای خود استفاده میکنند، ایران مجبور است دارایی ملی خود را در نفتکشهایی نگهداری کند که بسیاری از آنها توسط دولتهای غربی تحریم شده و فاقد استانداردهای ایمنی مدرن هستند.
فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا اعلام کرده است که از زمان اجرای محاصره، ۷۲ کشتی را به سمت بنادر ایران بازگردانده و ۴ فروند را متوقف کرده است. این فشار حداکثری، تهران را در موقعیتی قرار داده که حتی برای دور زدن محاصره، مجبور به انتخاب مسیرهای غیراقتصادی و طولانی شده است. به عنوان مثال، نفتکش “هیوج” با پرچم ایران، برای انتقال محموله خود به چین مجبور شد از مسیر “تنگه لومبوک” در اندونزی عبور کند تا از رویارویی با نیروی دریایی آمریکا اجتناب کند؛ مسیری که هزینههای گزافی را به بیتالمال تحمیل میکند.
جمهوری اسلامی با پر شدن مخازن زمینی و اشباع ناوگان فرسوده دریایی، در آستانه توقف اجباری تولید نفت قرار گرفته است. “سیاست بقا” از طریق انبارداری بر روی آب، راهکاری موقت و پرهزینه است که تنها نتیجه آن فرسودگی بیشتر سرمایههای ملی و تهدید امنیت زیستمحیطی خلیج فارس خواهد بود.
