در حالی که شکنندگی آتشبس در جنوب لبنان، تنشها میان تهران و تلآویو را به اوج رسانده است، مقامات نظامی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران با ادبیاتی بیسابقه از احتمال گسترش جنگ به آبراههای استراتژیک و عمق خاک اسرائیل سخن میگویند. ورود مستقیم فرمانده نیروی قدس به صحنه با تهدید ”همسانسازی ترافیک بابالمندب و تنگه هرمز”، نشاندهنده آرایش جنگی جدید تهران است.
بحران در خاورمیانه وارد فاز جدیدی از ”جنگ ارادهها” شده است. در حالی که افکار عمومی جهان به دنبال نشانههایی از تثبیت آتشبس در لبنان بودند، تحولات ۴۸ ساعت اخیر نشان داد که نه تنها آتشبس به مویی بند است، بلکه پتانسیل تبدیل شدن به یک تقابل منطقهای تمامعیار را بیش از هر زمان دیگری در بطن خود دارد. تهدیدات صریح سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و پیام اخیر فرمانده نیروی قدس سپاه مبنی بر گشودن ”جبهههای جدید”، نشاندهنده یک چرخش استراتژیک در دکترین دفاعی تهران است.

دکترین ”وحدت عرصهها” و تهدید بیسابقه فرمانده نیروی قدس
پیام اخیر اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، ابعاد جدیدی به تهدیدات ایران علیه اسرائیل و آمریکا بخشیده است. قاآنی با اشاره به حمایتهای ”وقیحانه” آمریکا از اسرائیل، هشدار داده است که تداوم جنایات در لبنان و غزه، محور مقاومت را به سمت ”فعالسازی سایر جبههها” سوق خواهد داد.
نکته کلیدی و راهبردی در پیام فرمانده نیروی قدس، عبارت ”همسانسازی وضعیت ترافیکی تنگه بابالمندب با تنگه هرمز” است. این عبارت در زبان نظامی و دیپلماتیک به معنای انسداد کامل شریانهای انرژی و تجارت دریایی در صورت تداوم فشار بر لبنان است. تحلیلگران معتقدند این صریحترین پیام ایران مبنی بر آمادگی برای بینالمللی کردن هزینه جنگ است. قاآنی با تاکید بر اینکه اسرائیل در ”گرداب عملیاتهای حزبالله” و ”طوفان دوباره جوانمردان فلسطینی” گرفتار خواهد شد، عملاً پایان دوران خویشتنداری را اعلام کرده است.

فعالسازی جبهههای جدید و معادلات دریایی
پیش از پیام قاآنی، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران نیز در پیامی در شبکه ایکس، بر ”اقدامات معناشکن” تاکید کرده بود. پیوند زدن سرنوشت تنگه هرمز به تحولات لبنان، تلاشی است تا اسرائیل را از طریق فشارهای بینالمللی و اقتصادی بر آمریکا مهار کند.
تحلیلگران نظامی معتقدند اشاره همزمان به تنگه هرمز و بابالمندب، به معنای هماهنگی کامل میان تهران و متحدان منطقهایاش (بهویژه در یمن و عراق) برای ایجاد یک ”کمربند آتش دریایی” است. این راهبرد، موسوم به ”پاسخ متقارن در جغرافیای غیرمتقارن”، هدفی جز فلج کردن تجارت جهانی برای توقف ماشین جنگی اسرائیل ندارد.
بنبست دیپلماتیک؛ تعلیق پیامها و منطقِ عراقچی
در جبهه دیپلماتیک، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با اتخاذ موضعی قاطع، هرگونه تفکیک میان جبهههای جنگ را رد کرده است. منطق تهران ساده و در عین حال مخاطرهآمیز است: ”آتشبس فراگیر یا هیچ”. توقف تبادل پیام با آمریکا که از طریق میانجیهایی چون پاکستان دنبال میشد، نشاندهنده این است که ایران از ”دیپلماسی برای دیپلماسی” عبور کرده و آن را به ”دیپلماسی برای میدان” تبدیل کرده است.
این اقدام، واکنش مستقیم به آن چیزی است که تهران ”بدعهدی آمریکا در مهار نتانیاهو” میخواند. بیانیه وزارت خارجه ایران که مسئولیت مستقیم نقض آتشبس را بر عهده آمریکا گذاشته، پیامی روشن به کاخ سفید است: ایران دیگر تفاوتی میان عملیات ارتش اسرائیل و چراغ سبز واشینگتن قائل نیست.

تقابل هشدارها؛ تخلیه شمال اسرائیل در برابر تخلیه ضاحیه
یکی از بیسابقهترین مواضع نظامی اخیر، سخنان علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء سپاه بود. او با شبیهسازی رفتار ارتش اسرائیل در صدور هشدار تخلیه برای ساکنان ضاحیه، مستقیماً ساکنان شمال اسرائیل و شهرکهای نظامی را مخاطب قرار داد.
این ”توازن وحشت” نشاندهنده آمادگی ایران برای ورود به فاز عملیاتی علیه اهداف در داخل خاک اسرائیل است. هشدار به ساکنان شمال اسرائیل برای تخلیه، عملاً به معنای آن است که ایران حق ”دفاع مشروع” را به فراتر از مرزهای خود گسترش داده و آمادگی دارد با استفاده از توان موشکی و پهپادی، موازنه قدرت را در جبهه شمالی به نفع حزبالله تغییر دهد.

بازی پیچیده دونالد ترامپ؛ میانجیگری یا فشار حداکثری؟
در جبهه مقابل، دونالد ترامپ با رویکردی دوگانه وارد میدان شده است. از یک سو مدعی است که با یک تماس تلفنی مانع حمله اسرائیل به بیروت شده و حتی از تماس با نمایندگان حزبالله سخن میگوید، و از سوی دیگر با ادبیاتی تحقیرآمیز به تعلیق مذاکرات از سوی ایران واکنش نشان میدهد.
جمله کلیدی ترامپ که ”پولش از جیب آنها میرود”، به محاصره دریایی بنادر ایران و انسداد صادرات نفت اشاره دارد. این نشان میدهد که آمریکا نیز در برابر تهدید ایران به بستن تنگه هرمز، کارت ”خفگی اقتصادی” را روی میز گذاشته است. ترامپ تلاش میکند خود را به عنوان تنها بازیگری نشان دهد که قادر است نتانیاهو را عقب براند، اما همزمان بر طبل فشار مالی علیه تهران میکوبد.
آمادگی نظامی و پشتوانه ایدئولوژیک
سخنان علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر انقلاب اسلامی ایران، و محمد کرمی، فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران، لایه دیگری از این بحران را نمایان میکند. استفاده از تعبیر تاریخی ”ذاتالسلاسل” توسط ولایتی، نشاندهنده آمادگی ایدئولوژیک ایران برای یک نبرد سرنوشتساز است.
ادعای کرمی مبنی بر اینکه آمادگی نیروهای مسلح ایران حتی از دوران جنگ ایران و عراق فراتر رفته است، پیامی مستقیم به فرماندهان نظامی در تلآویو است که هرگونه تصور درباره تضعیف توان زمینی ایران، یک خطای محاسباتی است.

سناریوهای پیشرو
منطقه اکنون در وضعیتی قرار دارد که هر جرقهای میتواند انبار باروت را منفجر کند. با ورود صریح فرمانده نیروی قدس به صحنه تهدیدات، دو سناریوی اصلی محتمل است:
تنشزدایی تحت فشار: ترامپ موفق شود با تحت فشار قرار دادن نتانیاهو، حملات به لبنان را متوقف کرده و در مقابل، ایران را به میز مذاکره بازگرداند. این سناریو مستلزم امتیازات بزرگ به ایران در حوزه رفع محاصره دریایی است.
انفجار بزرگ (جنگ جبهههای متعدد): اسرائیل به حملات خود به ضاحیه ادامه دهد و ایران در واکنش، همانطور که قاآنی هشدار داد، وضعیت ترافیکی بابالمندب را با تنگه هرمز همسانسازی کند. این به معنای جنگ کامل دریایی و مختل شدن اقتصاد جهانی خواهد بود.
آنچه مشخص است، ایران ”صبر استراتژیک” خود را به ”تهدید فعال و همهجانبه” تغییر داده است. پیوند زدن امنیت تنگه هرمز و بابالمندب به امنیت ضاحیه بیروت، قمار بزرگی است که تهران انجام داده تا به طرفهای غربی بفهماند که هزینه سقوط یا تضعیف حزبالله، فروپاشی نظم امنیتی در کل منطقه خواهد بود. اکنون جهان منتظر است تا ببیند آیا تهدید ”همسانسازی تنگهها” به واقعیت میپیوندد یا دیپلماسی در لحظات آخر راهی برای گریز از فاجعه پیدا میکند.
