سایه سنگین ابهام بر ”آستانه هسته‌ای”؛ چرا خطر اتمی ایران پس از رویارویی نظامی افزایش یافت؟

یک سال پس از وقوع درگیری‌های نظامی محدود میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده در ژوئن ۲۰۲۵، و حدود سه ماه پس از جنگ ٤٠ روزه فوریە و مارس ٢٠٢٦ اکنون گزارش‌های نهادهای بین‌المللی و تحلیل‌های اطلاعاتی نشان می‌دهند که راهبرد ”ضربه برای توقف” نه‌تنها منجر به حل پرونده هسته‌ای تهران نشده، بلکه این برنامه را وارد پیچیده‌ترین و خطرناک‌ترین مرحله خود در دو دهه اخیر کرده است. داده‌های جدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و گزارش‌های اخیر رسانه‌های بین‌المللی نظیر بلومبرگ، حکایت از شکافی عمیق در نظارت‌های بین‌المللی و نزدیک شدن تهران به ”آستانه گریز هسته‌ای” دارد؛ وضعیتی که در آن فاصله تا ساخت سلاح، دیگر یک مانع فنی نیست، بلکه تنها به یک ”تصمیم سیاسی” بستگی دارد.

معمای نظارت: خلأ اطلاعاتی در پس‌زمینه جنگ

بر اساس گزارش ۱۱۹ صفحه‌ای و محرمانه‌ای که اخیراً در وین منتشر شده، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی صراحتاً هشدار داده است که به دلیل توقف بازرسی‌های منظم پس از جنگ ۱۲ روزه سال گذشته، دیگر قادر به راستی‌آزمایی ماهیت صلح‌آمیز ذخایر اورانیوم ایران نیست. پیش از حملات هوایی ژوئن ۲۰۲۵، تأسیسات کلیدی ایران تحت بازرسی‌های هفتگی قرار داشتند، اما اکنون با گذشت ماه‌ها، بازرسان هنوز نتوانسته‌اند به سایت‌های آسیب‌دیده در فردو، نطنز و اصفهان بازگردند.
این خلأ نظارتی، بزرگترین نگرانی مقام‌های غربی است. بلومبرگ در گزارش تحلیلی خود به نقل از دیپلمات‌های ارشد تأکید می‌کند که حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد و بیش از ۸ هزار کیلوگرم مواد با غنای پایین‌تر، خارج از پادمان‌های فعال آژانس قرار دارند. خطر اصلی اینجاست: هرچه زمان دوری بازرسان از این مواد طولانی‌تر شود، احتمال انحراف مخفیانه برای مقاصد نظامی افزایش می‌یابد. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، با بیانی هشدارآمیز اعلام کرده است که ”هر توافقی که قابل راستی‌آزمایی نباشد، یک توافق بد خواهد بود.”

از ”توانمندی” تا ”آستانه”؛ سلاحی به نام ابهام

تحلیلگران راهبردی معتقدند جمهوری اسلامی ایران وارد مرحله‌ای شده که از آن با عنوان ”آستانه هسته‌ای”  یاد می‌شود. در این مرحله، تهران لزوماً نیازی به تولید فیزیکی بمب برای تغییر موازنه قدرت ندارد؛ بلکه ”پتانسیل ساخت سریع” آن، خود به ابزاری برای فشار سیاسی و بازدارندگی تبدیل شده است.
گزارش‌های مؤسسه علوم و امنیت بین‌الملل نشان می‌دهد که فعالیت‌های دفاعی در سایت‌های زیرزمینی مانند ”کوه کلنگ” در جنوب نطنز، با هدف صیانت از تخصص و مواد هسته‌ای در برابر حملات احتمالی بعدی، تشدید شده است. واقعیت راهبردی جدید این است که دانش هسته‌ای برخلاف سانتریفیوژها، با بمباران نابود نمی‌شود. تهران اکنون با تکیه بر این دانش و ذخایر غنی‌شده، در حال بازتعریف قواعد بازی در خلیج فارس است. این وضعیت، کشورهای منطقه را در برابر یک پرسش سخت قرار داده است: چگونه می‌توان با همسایه‌ای تعامل کرد که در کوتاه‌ترین زمان ممکن قادر به تغییر ماهیت برنامه هسته‌ای خود است؟

بن‌بست دیپلماتیک و شکست ساختارهای جهانی

ناکامی کنفرانس بازنگری پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) در سال ۲۰۲۶، تیر خلاصی بر امیدها برای یک حل‌وفصل چندجانبه بود. چتم‌هاوس در تحلیل خود اشاره می‌کند که برای سومین بار پیاپی، اعضای دائم شورای امنیت (P5) نتوانستند بر سر یک سند نهایی به توافق برسند. اگرچه مسئله ایران یکی از دلایل اصلی این بن‌بست بود، اما رقابت‌های کلان میان آمریکا، روسیه و چین نیز مانع از شکل‌گیری یک جبهه متحد علیه اشاعه هسته‌ای شده است.
در حالی که واشینگتن بر شروط سختی همچون توقف ۲۰ ساله غنی‌سازی و برچیدن کامل تأسیسات فردو و نطنز اصرار دارد، تهران با درک شکاف میان قدرت‌های بزرگ، سیاست ابهام و فرسایش را در پیش گرفته است. به گزارش وال‌استریت ژورنال، جمهوری اسلامی تلاش می‌کند چارچوب مذاکرات را مبهم نگه دارد تا در سایه این ابهام، زیرساخت‌های آسیب‌دیده خود را ترمیم و موقعیت خود را در میز مذاکره تقویت کند.

پیامدهای اقتصادی و امنیت انرژی

بحران هسته‌ای ایران دیگر تنها یک موضوع امنیتی صرف نیست؛ بلکه مستقیماً با شریان‌های اقتصادی جهان گره خورده است. ابهام در برنامه هسته‌ای و احتمال وقوع دور جدید درگیری‌ها، ”پریمیوم ریسک” خاورمیانه را در بازار انرژی حفظ کرده است. انسداد احتمالی یا ناامنی در تنگه هرمز که همواره به عنوان اهرم فشار ایران مطرح بوده، بازارهای جهانی را در وضعیت آماده‌باش نگه داشته است. هرگونه سیگنال منفی از گزارش‌های آژانس، فوراً در نمودارهای قیمت نفت و طلا منعکس می‌شود، چرا که بازارها از عدم قطعیت بیش از هر چیز دیگری واهمه دارند.
 
پنجره‌ای که در حال بسته شدن است

گزارش‌های اخیر بلومبرگ و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، یک واقعیت تلخ را عیان می‌کنند: حملات نظامی سال گذشته، اگرچه آسیب‌های فیزیکی به تأسیسات ایران وارد کرد، اما انگیزه و سرعت تهران برای رسیدن به نقطه بازگشت‌ناپذیر را افزایش داده است. امروز خطر هسته‌ای ایران بیش از هر زمان دیگری است، زیرا نظارت‌های بین‌المللی در ضعیف‌ترین سطح خود قرار دارند و توافق‌های جهانی مانند NPT تحت فشار رقابت‌های ژئوپلیتیک قدرت‌های بزرگ، کارایی خود را از دست داده‌اند.
جامعه جهانی اکنون در برابر یک دوگانه دشوار قرار دارد؛ پذیرش ایران به عنوان یک ”قدرت در آستانه هسته‌ای” یا ورود به یک قمار دیپلماتیک جدید که هزینه‌های آن می‌تواند به مراتب سنگین‌تر از جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵  و جنگ ٤٠ روزه فوریە و مارس ٢٠٢٦ باشد. با نزدیک شدن به نشست کلیدی شورای حکام در وین، جهان منتظر است ببیند آیا دیپلماسی می‌تواند از پس ابهام‌های فنی و اراده‌های سخت سیاسی برآید، یا اینکه خاورمیانه باید خود را برای یک نظم نوین و هسته‌ای آماده کند.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم