تصاویر دستبهدست شده در شبکههای اجتماعی از دشتهای گلگون و کوهپایههای زاگرس، این روزها فراتر از یک رویداد گذرا، به دغدغهای امنیتی بدل شده است. با ممنوعیتهای سختگیرانهای که حکومت طالبان از بهار سال هزار و ٤٠١ (٢٠٢٢) بر کشت خشخاش در افغانستان اعمال کرد، قیمت جهانی تریاک با جهشی بیسابقه روبرو شد.
این انسداد ناگهانی در شریان اصلی تولید هلال طلایی، نهتنها بازارهای بینالمللی را تکان داد، بلکه توجه شبکههای سازمانیافته قاچاق را به سمت اراضی مستعد و دورافتاده همسایه غربی جلب کرد. نشانههای آشکار این جابهجایی راهبردی، اکنون خود را در قالب مزارع مشکوک خشخاش در ارتفاعات و دشتهای ایران نمایان ساخته است؛ پدیدهای نگرانکننده که زنگ خطر جدی را برای امنیت غذایی و سلامت عمومی به صدا درآورده است.
جهش بیسابقه سطح زیر کشت؛ آمارها چه میگویند؟
برخلاف سالهای گذشته که بحث کشت خشخاش در ایران در حد حدس و گمان یا پروندههای کوچک محلی باقی میماند، دادههای جدید حکایت از یک سونامی خاموش دارند. بر اساس گزارشهای منتشرشده در رسانههای داخلی از جمله وبسایت اقتصاد آنلاین در خرداد سال ١٤٠٥ آمارهای ارائه شده از سوی مراجع قانونگذاری نشان میدهد که سطح زیر کشت غیرقانونی خشخاش در کشور طی بازهای کوتاه با یک صعود خیرهکننده همراه بوده است.

ارقام نگرانکننده حاکی از آن است که اراضی تحت کشت این گیاه ممنوعه از حدود ۹ هزار و ۳۴۵ هکتار در سالهای ١٤٠٢ و هزار و ١٤٠٣، به نزدیک ۳۲ هزار هکتار در ماههای اخیر رسیده است؛ جهشی ۲۴۶ درصدی که واقعیتی تلخ را در زیر پوست مناطق روستایی کشور عیان میکند.
خبرگزاری مهر نیز در گزارشهای خود به امحای گسترده این مزارع در استانهای گوناگون اشاره کرده است. برای نمونه، در یک دوره زراعی در استان کرمانشاه، مسئولان مبارزه با مواد مخدر از نابودی حدود هزار و٤٠٠هکتار زمین زیر کشت خشخاش خبر دادهاند. همچنین گزارشهای رسمی خبرگزاری صدا و سیما نشان میدهد مزارع متعددی در شهرستان دنا و مناطقی همچون بخش کبگیان در استان کهگیلویه و بویراحمد شناسایی و معدوم شدهاند. این حجم از گستردگی عملیات نشان میدهد که مافیای مواد مخدر با تمرکز بر مناطق صعبالععبور زاگرس، بخشهایی از فارس، لرستان و حتی نواحی مرزی، در حال آزمایش دیوارهای نظارتی کشور است.
تله معیشتی و تغییر الگوی کشت؛ از شالیزار تا مزارع افیون
یکی از هولناکترین ابعاد این بحران، جایگزینی تولید مواد غذایی حیاتی با بوتههای مرگبار خشخاش است. محمد جمالیان، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، با ابراز نگرانی عمیق از این تغییر رویه هشدار داده است که برخی کشاورزان در استانهایی که پیش از این به کشت برنج و دیگر محصولات اساسی مشغول بودند، به دلیل مشکلات اقتصادی و سودآوری کلان خشخاش به این مسیر کشیده شدهاند.

کارشناسان بخش کشاورزی نظیر فاطمه پاسبان، استادیار مرکز تحقیقات کشاورزی، معتقدند فقر روستایی، خشکسالیهای پیاپی و عدم حمایت موثر دولت از معیشت دهقانان، اراضی زراعی را به بستری آماده برای بهرهبرداری کارتلها تبدیل کرده است. شبکههای مافیایی با بهرهگیری از ضعف مالی کشاورزان خردهپا، قراردادهای صوری یا توافقهای پیشخرید امضا میکنند؛ روندی که در آن بذر خشخاش و پیشپرداختهای وسوسهانگیز ارائه میشود تا زمینهایی که باید گندم، برنج یا حبوبات تولید کنند، به تولید شیره تریاک اختصاص یابند. این تغییر الگوی زراعی، ضربهای مهلک به امنیت غذایی کشوری وارد میکند که خود با بحرانهای زیستمحیطی پیاپی دستبهگریبان است.

نقد سیاستهای مسئولان؛ خلأ برنامهریزی و تصمیمهای متناقض
آنچه شرایط کنونی را پیچیدهتر ساخته، رویکرد منفعلانه و گاه متناقض مسئولان در مواجهه با این بحران است. طی ماههای اخیر شایعاتی درباره احتمال قانونی شدن کشت خشخاش با اهداف دارویی دهان به دهان چرخید؛ زمزمههایی که اگرچه توسط مقامات ستاد مبارزه با مواد مخدر به شدت تکذیب شد، اما به عنوان اهرم انگیزشی توسط قاچاقچیان برای متقاعد کردن کشاورزان به کار گرفته شد.
از سوی دیگر، سیاستگذاران در پیشبینی پیامدهای سقوط تولید تریاک در افغانستان تعلل کردند. دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد بارها گزارش داد که ممنوعیتهای وضعشده توسط طالبان عرضه جهانی تریاک را به شدت کاهش داده است. این موضوع نهتنها قیمت تریاک را چند برابر کرد، بلکه صنایع داروسازی داخلی را که پیش از این بخشی از مشتقات تریاک مورد نیاز خود را از طریق فرآوری مواد کشفشده تامین میکردند، با بحران کمبود شدید مواد اولیه مواجه ساخت. ناتوانی مسئولان در مدیریت بازار دارویی و عدم ارائه معیشتهای جایگزین به کشاورزان مناطق محروم، فضایی ایجاد کرد که در آن سودجویان، خلأ بازار را با کشتهای پراکنده و پرخطر خانگی پر کنند.
ناقوس خطر برای امنیت ملی
افزایش بیسابقه مزارع خشخاش در پهنه ایران، فراتر از یک چالش انتظامی، نشاندهنده یک بحران ساختاری در مدیریت کلان بخش کشاورزی و امنیت مرزهاست. محصولاتی که در این مزارع غیرقانونی تولید میشوند، به دلیل خلوص بالا، شدت و سرعت اعتیاد را در جامعه به شدت افزایش میدهند و پیامدهای اجتماعی ناگواری به همراه دارند.
مواجهه با این ابرچالش نیازمند فرارفتن از رویکردهای صرفاً پلیسی و امحای فیزیکی است. تا زمانی که معیشت کشاورز در مناطق محروم زاگرس و شرق کشور تضمین نشود و سیاستهای حمایتی دولتی جایگزین پیشنهادهای وسوسهانگیز مافیا نگردد، زمینهای حاصلخیز کشور همچنان به عنوان مقصدی جذاب برای جایگزینی مزارع سنتی افغانستان تحت نگاه طمعکارانه کارتلهای مواد مخدر باقی خواهند ماند.
