در حالی که تنشهای نظامی میان ایران و ایالات متحده در ماههای اخیر به اوج خود رسیده بود، انتشار خبر دستیابی به یادداشت تفاهم اسلامآباد برای پایان دادن به جنگ و لغو محاصره دریایی، مانند یک زلزله سیاسی جغرافیای دیپلماسی در خاورمیانه را تکان داد. این تفاهمنامه که قرار است روز جمعه ١٩ خردادماه به طور رسمی در سوئیس امضا شود، نه تنها پایانبخش یک دوره درگیری مسلحانه است، بلکه چارچوبی جدید برای مناسبات آتی قدرت در منطقه ترسیم میکند. اما این توافق با چه چالشهایی روبروست و پایتختهای جهان چگونه به آن نگریستهاند؟

روایت تهران: تفاهم از موضع اقتدار
در تهران، مقامات دولتی و نظامی تلاش میکنند این تفاهم را نه به عنوان یک عقبنشینی، بلکه به عنوان ثمره «مقاومت فعال» معرفی کنند. محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، در سخنانی راهبردی تاکید کرد که این فرآیند دیپلماسی با هماهنگی دقیق میان دولت، شورای عالی امنیت ملی و تحت هدایت رهبری نهایی شده است. وی این توافق را محصول دو مؤلفه دانست: پایداری مردم و قدرت بازدارندگی نیروهای مسلح. قائمپناه صراحتاً خاطرنشان کرد که فشارهای نظامی ایران، رژیم صهیونیستی را ناچار به پذیرش این لایحه کرده است.
در همین پیوند، کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی و بینالملل وزارت خارجه، با رویکردی واقعگرایانه به ابعاد فنی توافق پرداخت. او با بیان اینکه مذاکرات در فضای «بیاعتمادی کامل» انجام شده، تاکید کرد که تعهدات ایران محدود و متناسب با اقدامات طرف مقابل خواهد بود. بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی نیز پایان فوری عملیات نظامی در تمامی جبههها، از جمله لبنان، و لغو کامل محاصره دریایی را از دستاوردهای فوری این تفاهم برشمرد.

واکنشهای بینالمللی: اقتصاد، انرژی و ثبات
پایتختهای اروپایی که بیشترین فشار را از اختلال در خطوط کشتیرانی تنگه هرمز حس کرده بودند، با لحنی امیدوارانه از این تحول استقبال کردند. کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، با تبریک به دونالد ترامپ و میانجیگرانی چون پاکستان و قطر، این توافق را راهی برای سبک کردن بار مالی بر دوش شهروندان بریتانیایی دانست. برای لندن، بازگشت «آزادی دریانوردی» در تنگه هرمز، کلیدیترین بخش این معامله است.
در بروکسل نیز کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، نگاهی فراتر از مرزهای ایران و آمریکا داشت. او در گفتگو با رسانهها ابراز امیدواری کرد که این آتشبس بتواند سایه صلح را بر سر لبنان نیز بگستراند. اتحادیه اروپا که همواره بر دیپلماسی تاکید داشته، اکنون خود را آماده میکند تا در «مرحله دوم» مذاکرات، نقش تسهیلگر را ایفا کند. رهبران چهار قدرت اروپایی (بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایتالیا) در بیانیهای مشترک، ضمن استقبال از توافق، بر یک خط قرمز سنتی تاکید کردند: ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست یابد.

تلآویو: خشم از معاملهای بدون هماهنگی
اما برخلاف استقبال پایتختهای غربی، فضای سیاسی در اسرائیل سرشار از سوءظن و انتقاد است. یائیر گولان، رئیس حزب دموکرات اسرائیل، این توافق را یک «شکست سیاسی و امنیتی» خواند که بدون هماهنگی با اسرائیل منعقد شده است. او معتقد است که این تفاهم میلیاردها دلار به حکومت ایران تزریق میکند در حالی که تهدیدات موشکی و هستهای تهران دستنخورده باقی میماند.
بنی گانتس، رهبر اپوزیسیون نیز این توافق را یک «شکست راهبردی» نامید که میتواند امنیت شمال اسرائیل را به خطر بیندازد. تندترین واکنش اما متعلق به ایتامار بنغویر، وزیر امنیت داخلی بود که صراحتاً اعلام کرد اسرائیل شریک این توافق نیست و خود را ملزم به رعایت آن نمیداند. بنغویر با تاکید بر حاکمیت مستقل اسرائیل، هشدار داد که آنها امنیت خود را بدون وابستگی به واشینگتن تامین خواهند کرد.

نقش میانجیگران و قدرتهای منطقهای
موفقیت این تفاهمنامه بدون نقشآفرینی اسلامآباد و دوحه امکانپذیر نبود. شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، این توافق را «طلوع خورشید صلح پس از تاریکی جنگ» نامید. قطر نیز که میزبان بخش مهمی از رایزنیها بود، این گام را برای رشد اقتصادی منطقه حیاتی دانست. از سوی دیگر، عربستان سعودی و مصر با استقبال از توافق، بر ضرورت در نظر گرفتن منافع امنیتی تمامی کشورهای منطقه و اصل عدم مداخله در امور داخلی تاکید کردند. این نشاندهنده نوعی اجماع منطقهای برای عبور از وضعیت جنگ دائمی است.

بازتاب در بازارهای جهانی: لرزش قیمتها
تأثیر آنی این تحول دیپلماتیک در تالارهای بورس و بازارهای انرژی جهان قابل مشاهده بود. قیمت نفت برنت که بالای ۸۷ دلار معامله میشد، با کاهشی ۴ درصدی به زیر ۸۴ دلار سقوط کرد؛ واکنشی طبیعی به احتمال بازگشایی بدون قید و شرط تنگه هرمز. در مقابل، قیمت طلا به عنوان پناهگاه امن سرمایه، با رشد ۱.۸ درصدی به سطح تاریخی ۴۳۰۰ دلار نزدیک شد که نشاندهنده احتیاط سرمایهگذاران نسبت به پایداری طولانیمدت این توافق است.

جادهای ناهموار به سوی صلح
توافق میان ترامپ و تهران، در حالی که بسیاری انتظار تشدید درگیریها را داشتند، نشاندهنده یک تغییر پارادایم در سیاست خارجی هر دو کشور است. برای ترامپ، این توافق میتواند به معنای تحقق وعده «پایان جنگهای بیپایان» و کاهش قیمت انرژی باشد. برای تهران نیز، خروج از محاصره دریایی و تثبیت دستاوردهای میدانی در قالب یک یادداشت تفاهم سیاسی، یک ضرورت اقتصادی و راهبردی بود.
با این حال، چالشهای بزرگی باقی مانده است. دموکراتها در آمریکا، از جمله سناتور کریس کونز، هشدار میدهند که هنوز متن دقیقی از توافق منتشر نشده و تفسیرهای متضاد تهران و واشینگتن میتواند مینهای پنهانی در مسیر اجرا باشد. همچنین، نارضایتی عمیق اسرائیل و تهدید به اقدامات مستقل نظامی، میتواند هر لحظه شکنندگی این آتشبس را به رخ بکشد.
تفاهمنامه اسلامآباد فعلاً یک «فرصت» است؛ فرصتی برای تنفس اقتصاد جهانی و بازگشت دیپلماتها به اتاقهای مذاکره. اما اینکه آیا این تفاهم به یک «صلح پایدار» تبدیل میشود یا تنها یک «آتشبس تاکتیکی» برای بازسازی توان نظامی طرفین است، پرسشی است که پاسخ آن در ماههای آینده و در حین مذاکرات ۶۰ روزه نهایی مشخص خواهد شد. فعلاً چشمان جهان به جمعه و شهر ژنو دوخته شده است تا ببینند امضای رسمی، چگونه ورق تاریخ را در خاورمیانه برمیگرداند.
