در حالی که تلاشهای دیپلماتیک برای امضای رسمی یک تفاهمنامه راهبردی میان تهران و واشینگتن به مراحل پایانی خود نزدیک میشود، تنشهای لفظی میان جناحهای داخلی و ابهام در مفاد این سند بالا گرفته است. به گزارش خبرگزاری تسنیم، رسانه وابسته به سپاه پاسداران، در روز چهارشنبه، بیست و هفتم خرداد هزار و چهارصد و پنج، یک منبع نزدیک به تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی اعلام کرد متنی که اخیراً از سوی خبرگزاری بلومبرگ به عنوان متن کامل تفاهمنامه تهران و واشینگتن، موسوم به «تفاهم اسلامآباد»، منتشر شده، دقیق نیست و نقایص متعددی دارد.
این منبع مطلع ضمن تأکید بر اینکه تفاهمنامه مذکور دارای چهارده بند است، تصریح کرد که جزئیات منتشرشده از سوی بلومبرگ درباره این بندها—بهویژه در رابطه با بند اول و مسائل مربوط به تنگه هرمز—مشخصاً نادقیق بوده و فاقد برخی کلیدواژههای مهم راهبردی است. بر اساس موافقت طرفین، متن اصلی این تفاهمنامه پس از امضای رسمی آن در روز جمعه منتشر نخواهد شد؛ امری که به گمانهزنیها درباره جزئیات توافق و همچنین آتش اختلافات جناحی در داخل کشور دامن زده است.

دوگانهسازیهای جناحی؛ راهبرد بقا در فضای تنش
در شرایطی که کشور با بحرانهای انباشته اقتصادی، معیشتی و امنیتی روبهرو است، افکار عمومی انتظار همگرایی بیشتری از سوی ساختار سیاسی دارند. با این حال، مواضع تند جریانهای افراطی نشاندهنده تعمیق شکافهای داخلی است. مهران امیرحسین، تحلیلگر سیاسی و مدرس دانشگاه، در یادداشتی با کالبدشکافی رفتار این جریان مینویسد که تقسیم دائم فضای سیاسی به دوگانه «خودی» و «غیرخودی» و برچسبزنی به مذاکرهکنندگان تحت عناوینی چون «سازشکار» یا «غربگرا»، فراتر از یک اختلافنظر ساده، یک راهبرد بقای سیاسی برای جریانهایی است که پایگاه اجتماعی بسیار محدودی دارند. به باور این تحلیلگر، در یک فضای عقلانی و آرام، قضاوت عمومی بر اساس کارنامه و عملکرد شکل میگیرد؛ اما در یک فضای دوقطبی و تنشآلود، احساسات و مرزبندیهای هویتی غالب میشوند. از این رو، تداوم تنش برای برخی بازیگران داخلی نه یک هزینه، بلکه ابزاری راهبردی برای بسیج اجتماعی نیروهای وفادار خود قلمداد میشود.
شکاف اصولگرایان؛ از مقاومت تا واقعگرایی با دست روی ماشه
اختلافات کنونی درباره تفاهمنامه اسلامآباد بهوضوح مرز میان طیفهای مختلف حاکمیت را نمایان ساخته است. در یک سو، تندروها و چهرههای شاخص جبهه پایداری مانند محمود نبویان، هرگونه توافق با ایالات متحده را سناریویی زیانبارتر از برجام توصیف کرده و مذاکره را مترادف با تسلیم میدانند. این جریان، با پافشاری بر شروط حداکثری نظیر لغو کامل تحریمها به صورت یکجا و کنترل کامل بر تنگه هرمز، عملاً در مسیر انسداد دیپلماتیک حرکت میکند.

در سوی دیگر، طیف واقعگرایان و میانهروها به رهبری چهرههایی چون محمدباقر قالیباف و سیدعباس عراقچی، ضمن ابراز بدبینی به واشینگتن، مسیر تفاهم را برای نجات اقتصاد رو به فروپاشی و پایان دادن به جنگهای فرساینده منطقهای ضروری میدانند. به گزارش وبسایتهای داخلی مانند فرارو و مشرقنیوز، این گروه تلاش میکند با فرمول «مذاکره با دست روی ماشه»، دستاوردهایی چون بازگشایی تنگه هرمز و آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده را به عنوان پیروزی معرفی کند. در همین حال، به گزارش خبرگزاری رسمی ایرنا، سیدعباس عراقچی در رایزنیهای دیپلماتیک خود با مقامات بینالمللی، از جمله سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در روز چهارشنبه بیست و هفتم خرداد، بر تعهدات متقابل تفاهمنامه و پایان تجاوزات نظامی تأکید کرده است.
جامعه خسته از شعار؛ بیتفاوتی عمومی به منازعات بالانشینان
در ورای هیاهوی رسانهای و جنگ کلامی میان جبهه پایداری، میانهروها و اصلاحطلبان—که دومیها سالهاست نفوذ اجرایی خود را از دست دادهاند—شهروندان ایرانی تصویری کاملاً متفاوت ارائه میدهند. جامعهای که امروز با بحرانهای روزمره نظیر صعود قیمت دلار به کانال صد و پنجاه هزار تومان و طلا به کانال پانزده میلیون تومان دستوپنجه نرم میکند، دیگر تمایلی به تعقیب شعارهای حماسی تندروها یا وعدههای بیسرانجام میانهروها ندارد. از منظر بخش بزرگی از مردم، دعواهای جناحی در بهار هزار و چهارصد و پنج، نه تلاشی برای تأمین منافع ملی، بلکه یک جنگ زرگری برای سهمخواهی از قدرت و تضمین بقای حاکمیت در تلاطمهای منطقهای است. توده مردم که سنگینی تحریمها و سوءمدیریت داخلی را بر دوش میکشند، هیچیک از این جناحها را نماینده واقعی خواستههای خود نمیدانند و بازیهای جناحی بر سر تفاهم اسلامآباد را فرسنگها دور از دردهای واقعی جامعه ارزیابی میکنند.

تفاهم اسلامآباد؛ مانیفست پایان جنگ یا عقبنشینی ناگزیر؟
بر اساس گزارش رسانههای بینالمللی نظیر وبسایت آمریکایی اکسیوس، تفاهمنامه اسلامآباد نتیجه مستقیم ماهها درگیری نظامی و دیپلماسی نفسگیر با میانجیگری پاکستان و قطر در سالهای هزار و چهارصد و چهار و هزار و چهارصد و پنج (٢٠٢٥ و ٢٠٢٦) است. بر اساس پیشنویسهای افشا شده توسط خبرگزاریهای غربی و بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، این تفاهم شامل دو مرحله مجزاست؛ مرحله اول شامل برقراری آتشبس فوری، رفع محاصره دریایی، و بازگشایی تنگه هرمز است، در حالی که مباحث پیچیدهتر همچون برنامه هستهای و رفع کامل تحریمها به یک مذاکره شصت روزه پس از امضای نهایی موکول شده است. در حالی که رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، این تفاهم را گامی نزدیک به توافق کامل خوانده، نشریاتی مانند والاستریت ژورنال معتقدند توافق کنونی بیش از آنکه یک پیروزی راهبردی برای واشینگتن باشد، عقبنشینی از اهداف اولیه جنگ به شمار میرود. به هر روی، با نزدیک شدن به روز جمعه، بیست و نهم خرداد هزار و چهارصد و پنج (١٩ ژوئن ٢٠٢٦)، چشمان ناظران به سوئیس دوخته شده تا مشخص شود آیا این وضعیت سیال به ثباتی نسبی ختم خواهد شد یا گسلهای داخلی ایران همهچیز را دگرگون خواهد کرد.
