در پی تحولات شتابان دیپلماتیک در ۲۴ ساعت گذشته و امضای یادداشت تفاهم صلح (MoU) میان رؤسای جمهور ایران و ایالات متحده، نگاه محافل سیاسی و اقتصادی جهان بیش از هر زمان دیگری به بروکسل معطوف شده است. امضای این سند که به ماهها درگیری پایان داده و نویدبخش بازگشایی شریان حیاتی تنگه هرمز است، موجی از خوشبینی را در بازارهای جهانی ایجاد کرده؛ با این حال، موضعگیریهای اخیر مقامات ارشد اتحادیه اروپا نشان میدهد که مسیر لغو تحریمهای این اتحادیه علیه ایران، مسیری هموار و خودکار نخواهد بود. بروکسل با اتخاذ رویکردی که میتوان آن را «احتیاط استراتژیک» نامید، کلید لغو محدودیتها را به نتایج مذاکرات فنی و هستهای در یک بازه ۶۰ روزه گره زده است.

کایا کالاس و دکترین گامبهگام
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در آستانه نشست شورای اروپا، آب پاکی را روی دست کسانی ریخت که انتظار لغو فوری و یکباره تحریمها را داشتند. وی با بیانی صریح تاکید کرد که «هنوز برای بحث درباره لغو تحریمها زود است». این موضعگیری نشاندهنده تغییر پارادایم در سیاست خارجی اروپا است؛ جایی که بروکسل دیگر تنها پیرو تصمیمات واشینگتن نیست، بلکه به دنبال کسب تضمینهای عینی و فنی در حوزه فعالیتهای هستهای ایران است.
کایا کالاس: زمانی که شرایط فراهم شود، کشورهای عضو درباره مناسب بودن لغو تحریمها گفتوگو خواهند کرد
اظهارات کالاس مبنی بر اینکه «زمانی که شرایط فراهم شود، کشورهای عضو درباره مناسب بودن لغو تحریمها گفتوگو خواهند کرد»، نشان از یک اجماع داخلی در اتحادیه اروپا دارد: تحریمها به عنوان «اهرم فشار نهایی» تا زمان حصول یک توافق ملموس و تاییدشده توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) حفظ خواهند شد.

فرصت ۶۰ روزه: مأموریت سخت دیپلماتها
بر اساس گزارشهای واصله، یادداشت تفاهم میان تهران و واشینگتن یک بازه زمانی دوماهه را برای حلوفصل اختلافات بنیادین تعیین کرده است. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز تایید کرده که کانون این گفتوگوها، وضعیت غنیسازی و تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم با غنای بالا خواهد بود.
از منظر تحلیلگران اروپایی، این ۶۰ روز ”دوره آزمایشی” برای سنجش میزان پایبندی طرفین به تعهدات است. اروپا که در سالهای اخیر ساختار تحریمی پیچیدهای علیه بیش از ۷۰۰ فرد و نهاد ایرانی ایجاد کرده، برای باز کردن این گرههای قانونی نیازمند اجماع هر ۲۷ کشور عضو است؛ فرآیندی که ذاتاً زمانبر و مستلزم عبور از پیچوخمهای بروکراسی بروکسل است.

بیانیه E4: آمادگی مشروط برای تغییر وضعیت
پیام مشترک بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایتالیا (موسوم به E4) لایه دیگری از استراتژی اروپا را نمایان ساخت. این چهار قدرت کلیدی که همواره نقش میانجی یا طرف اصلی در پرونده هستهای را ایفا کردهاند، ضمن استقبال از تفاهم صلح، خط قرمز خود را به وضوح ترسیم کردند: ”ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد.”
آمادگی این کشورها برای تعلیق تحریمها، بیش از آنکه یک اقدام داوطلبانه باشد، یک ”پاسخ متقابل” به اقدامات احتمالی تهران در کاهش سطح غنیسازی تعریف شده است. تحلیلگران رویترز بر این باورند که اروپا در این مرحله به دنبال نقشه راهی است که در آن هر گام فنی ایران با یک گام اقتصادی از سوی اروپا (نظیر بازگشایی کانالهای بانکی یا تسهیل صادرات انرژی) پاسخ داده شود.
تفکیک تحریمها: مرز میان اقتصاد و سیاست
یکی از پیچیدهترین بخشهای پیش رو، تفکیک تحریمهای قابل مذاکره از تحریمهای ماندگار است. گزارشهای تحلیلی گاردین و اسپوتنیک حاکی از آن است که اتحادیه اروپا تحریمهای خود را به دو دسته کلی تقسیم کرده است:
١. تحریمهای اولویتدار برای لغو: شامل محدودیتهای بانکی، بیمه، کشتیرانی و انرژی که مستقیماً با تنشهای اخیر و موضوع هستهای مرتبط هستند. لغو این بخش در صورت موفقیت مذاکرات ۶۰ روزه، محتملترین گزینه است.
٢. تحریمهای غیرهستهای: تحریمهای مرتبط با حوزههای حقوق بشری، برنامههای موشکی و پهپادی که خارج از چارچوب نزاع اخیر وضع شدهاند. به نظر میرسد بروکسل فعلاً تمایلی به گنجاندن این موارد در فاز اول توافق ندارد، موضوعی که میتواند در آینده به چالش جدیدی در مذاکرات تبدیل شود.

واکنشهای داخلی و بینالمللی؛ از بازار نفت تا اپوزیسیون
اثرات این توافق اولیه بلافاصله در بازارهای جهانی طنینانداز شد. سقوط بیش از ۴ درصدی بهای نفت خام و رسیدن به قیمت ۸۱ دلار نشان داد که بازارها بیش از سیاستمداران به صلح میان تهران و واشینگتن دل بستهاند. بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره دریایی، نه تنها برای ایران، بلکه برای اقتصادهای تشنه انرژی در اروپا و آسیا (بهویژه ژاپن که با استقبال گرم سانائه تاکائیچی همراه بود) یک امر حیاتی تلقی میشود.
با این حال، در جبهه مخالف، صداهای منتقدی نیز به گوش میرسد. از یک سو، تندروهای داخلی در ایران با شعارهای تند علیه تیم مذاکرهکننده، این توافق را زیر سوال بردهاند و از سوی دیگر، بخشهایی از اپوزیسیون خارج از کشور، از جمله نازنین بنیادی، نسبت به نادیده گرفتن مطالبات مدنی مردم در این معامله بزرگ هشدار دادهاند. این فشارها از دو سو میتواند فضای مانور دیپلماتیک را برای طرفین محدود کند.

نقش اسرائیل و متغیرهای منطقهای
غیبت اسرائیل در میز مذاکرات و سکوت معنادار بنیامین نتانیاهو، علیرغم رایزنیهای تلفنی با دونالد ترامپ، یکی از متغیرهای مجهول این معادله است. اروپا به خوبی میداند که هرگونه توافق پایدار بدون در نظر گرفتن ملاحظات امنیتی منطقه و وضعیت لبنان (همانطور که اورسولا فون درلاین تاکید کرد) لرزان خواهد بود. تاکید فون درلاین بر اینکه صلح در خاورمیانه بدون آتشبس در لبنان ممکن نیست، نشاندهنده پیوستگی پروندههای منطقهای در نگاه بروکسل است.
صلح بر روی لبه تیغ
اتحادیه اروپا در حال حاضر در وضعیتی میان امیدواری و بیاعتمادی تاریخی قرار دارد. موضع رسمی کایا کالاس و رهبران E4 نشان میدهد که اروپا آمادگی کامل برای بازگشت به دوران پیش از تحریمها را دارد، اما به شرطی که ”راستیآزمایی” جایگزین ”وعده” شود.
در ۶۰ روز آینده، اعتبار دیپلماسی در بوته آزمایش قرار خواهد گرفت. اگر مذاکرات فنی به نتیجهای ملموس برسد، بروکسل احتمالاً فرآیند پیچیده قانونی برای لغو تدریجی تحریمها را آغاز خواهد کرد. اما همانطور که لیندزی گراهام در واشینگتن هشدار داده، ”زمان همه چیز را روشن خواهد کرد.” اروپا فعلاً در حال نظاره است؛ چشمان بروکسل به سانتریفیوژها در ایران و امضاهای نهایی در سوئیس دوخته شده است تا تصمیم بگیرد که آیا زمان خاموش کردن موتور ماشین تحریمها فرا رسیده است یا خیر.
