چالش دیپلماتیک ترامپ و «نه» صریح دمشق؛ پشت‌پرده پیشنهاد مداخله نظامی سوریه در لبنان

در حالی که تنش‌ها میان اسرائیل و حزب‌الله لبنان به مرحله‌ای فرسایشی و پیچیده رسیده است، پیشنهاد غیرمنتظره دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، مبنی بر واگذاری مأموریت مقابله با حزب‌الله به ارتش سوریه، لرزه‌ای بر اندام معادلات دیپلماتیک منطقه انداخت. این پیشنهاد که با واکنش قاطع و منفی «احمد الشرع»، رئیس‌جمهور دولت انتقالی سوریه روبرو شد، نشان‌دهنده شکاف عمیق میان نگاه ابزاری واشنگتن به بازیگران منطقه‌ای و اولویت‌های استراتژیک دمشق در دوران پسااسد است.

طرح ترامپ: برون‌سپاری جنگ یا خروج از بن‌بست؟

دونالد ترامپ در جریان اجلاس سران G7 و در مصاحبه‌های اخیر خود با فاکس‌نیوز، آشکارا از عملکرد نظامی اسرائیل در لبنان ابراز ناامیدی کرد. منطق ترامپ ساده و در عین حال جنجالی است: او معتقد است اسرائیل در نابودی سریع حزب‌الله ناکام مانده و تداوم حملات هوایی که منجر به تخریب گسترده زیرساخت‌های شهری و تلفات غیرنظامی می‌شود، «معامله بزرگ» او با ایران را به خطر می‌اندازد.

ترامپ با بیان اینکه «اگر اسرائیل نمی‌تواند بدون ویرانی ساختمان‌ها کار را تمام کند، سوریه می‌تواند این وظیفه را بر عهده بگیرد»، در واقع به دنبال نوعی «برون‌سپاری امنیتی» است. ناظران معتقدند ترامپ با این پیشنهاد دو هدف را دنبال می‌کند: نخست، تحت فشار قرار دادن نتانیاهو برای پایان دادن به هزینه‌های انسانی جنگ، و دوم، آزمودن میزان وفاداری و کارآمدی دولت جدید سوریه که پس از سقوط بشار اسد به دنبال کسب مشروعیت بین‌المللی است.

پاسخ دمشق: اولویت اقتصاد بر ماجراجویی نظامی

احمد الشرع، که اکنون سکان هدایت سوریه را در مرحله‌ای حساس بر عهده دارد، با درایتی دیپلماتیک پیشنهاد ترامپ را رد کرد. او با تاکید بر اینکه «سوریه به دنبال پیوندهای اقتصادی با لبنان است، نه راه‌حل نظامی»، پیام روشنی به جامعه جهانی فرستاد: دمشق دیگر قرار نیست «نیابتی» برای قدرت‌های بزرگ بجنگد.

الشرع در گفت‌وگو با رسانه‌ها تصریح کرد که امنیت لبنان بخشی از امنیت سوریه است، اما این امنیت از طریق «تقویت نهادهای دولتی لبنان» و «راه‌حل‌های خلاقانه سیاسی» به دست می‌آید، نه با چکمه‌های سربازان سوری. این موضع‌گیری نشان‌دهنده تغییر پارادایم در سیاست خارجی سوریه است؛ کشوری که دهه‌ها به عنوان معبر سلاح برای حزب‌الله شناخته می‌شد، اکنون می‌کوشد خود را به عنوان یک بازیگر «ثبات‌آفرین» و «اقتصادمحور» بازتعریف کند.

واکنش‌های داخلی در لبنان: هراس از تکرار تاریخ

پیشنهاد ترامپ در لبنان با موجی از بدبینی و مخالفت روبرو شد. «فؤاد السنیوره»، نخست‌وزیر پیشین لبنان، این طرح را «اشتباهی فاحش و خطرناک» خواند. برای لبنانی‌ها، حضور نظامی سوریه یادآور ۳۰ سال اشغالگری و دخالت‌های امنیتی است که پس از ترور رفیق حریری در سال ۲۰۰۵ به پایان رسید.

«پییر بو عاصی»، نماینده پارلمان لبنان، نیز این سخنان را «هراس‌افکنی بی‌اساس» توصیف کرد و یادآور شد که امروز هیچ گروهی در لبنان – اعم از مسیحی، سنی یا حتی بخش‌هایی از شیعیان – خواهان بازگشت ارتش سوریه نیست. از دیدگاه بیروت، پیشنهاد ترامپ نوعی بی‌احترامی به حاکمیت ملی لبنان و نادیده گرفتن دردهای تاریخی این کشور است.

چالش‌های واقع‌بینانه: ارتش سوریه قادر به جنگ هست؟

فرای مخالفت‌های سیاسی، یک پرسش کلیدی باقی می‌ماند: آیا ارتش سوریه اصلاً توان رویارویی با حزب‌الله را دارد؟ گزارش‌های میدانی حاکی از آن است که نیروهای تحت کنترل دولت انتقالی سوریه، پس از سقوط دولت اسد و حملات سنگین اسرائیل به زیرساخت‌های نظامی، فاقد تجهیزات سنگین، نیروی هوایی منسجم و پوشش پدافندی لازم هستند.

در مقابل، حزب‌الله علیرغم ضربات سنگینی که از اسرائیل دریافت کرده، همچنان یک نیروی چریکی سازمان‌یافته با دهه‌ها تجربه جنگ شهری است. ورود ارتش سوریه به خاک لبنان می‌تواند دمشق را در باتلاقی فرو ببرد که تمام دستاوردهای اقتصادی و ثبات داخلی لرزان آن را نابود کند. به همین دلیل است که الشرع با زیرکی می‌گوید: «سخن ترامپ بد فهمیده شده؛ او به دنبال نقش مثبت سوریه بود، نه ورود نظامی.»

پیوند با مذاکرات سوئیس و پرونده ایران

این تنش‌های لفظی در حالی رخ می‌دهد که ایالات متحده و ایران در سوئیس در حال نهایی کردن یک یادداشت تفاهم برای آتش‌بس جامع هستند. ترامپ به خوبی می‌داند که بقای این توافق در گرو مهار حزب‌الله است. او با تهدید به اینکه «اگر ایران نیروهای نیابتی‌اش را مهار نکند، دوباره سخت‌تر ضربه خواهد خورد»، تلاش می‌کند تهران را در منگنه قرار دهد.

از سوی دیگر، رویکرد منعطف احمد الشرع نسبت به حزب‌الله (اعلام آمادگی برای مذاکره به جای جنگ) نشان می‌دهد که دمشق نمی‌خواهد پل‌های ارتباطی با پایگاه اجتماعی شیعیان در لبنان و همچنین تهران را به کلی ویران کند. او به دنبال توازنی میان «خشنود کردن واشنگتن» و «حفظ منافع منطقه‌ای» است.

بن‌بست راهکارهای سنتی

گزارش‌ها نشان می‌دهد که جنگ در لبنان به نقطه‌ای رسیده که نه اسرائیل می‌تواند پیروزی مطلق نظامی را اعلام کند و نه حزب‌الله می‌تواند به وضعیت پیش از جنگ بازگردد. پیشنهاد ترامپ برای مداخله سوریه، اگرچه در نگاه اول خام و غیرعملی به نظر می‌رسد، اما نشان‌دهنده یک واقعیت است: واشنگتن به دنبال خروج از الگوهای سنتی حل بحران است.

با این حال، رد این پیشنهاد از سوی احمد الشرع ثابت کرد که سوریه جدید، اولویت‌های خود را بر پایه «بازسازی داخلی» و «مشروعیت دیپلماتیک» بنا کرده است. الشرع با تأکید بر اینکه «مسیر سوریه در توسعه اقتصادی روشن است»، عملاً به ترامپ فهماند که دمشق دیگر داوطلب حضور در «منطقه‌های حائل» یا جنگ‌های نیابتی نیست.

در نهایت، به نظر می‌رسد که بحران لبنان همچنان باید از طریق تقویت ارتش ملی لبنان و اجرای قطعنامه‌های بین‌المللی حل شود؛ مسیری که هم السنیوره و هم الشرع بر آن توافق دارند. طرح ترامپ برای «سوری کردن» جنگ لبنان، شاید تنها یک مانور سیاسی برای فشار بر طرف‌های درگیر بوده باشد، اما واکنش‌ها به آن نشان داد که خاورمیانه دیگر تحمل بازگشت به سناریوهای دهه ۹۰ میلادی را ندارد. اکنون توپ در زمین دیپلماسی است تا در مذاکرات سوئیس، راهی برای پایان دادن به ویرانی‌ها بیابد، بی آنکه پای بازیگر سومی را به این معرکه خونین باز کند.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم