گره کور یا اهرم راهبردی؛ چرا تهران سرنوشت توافق با واشینگتن را به حزب‌الله پیوند زد؟

در حالی که طی ماه‌های اخیر گمانه‌زنی‌ها پیرامون توافق احتمالی میان تهران و واشینگتن بر محورهایی همچون بازگشایی تنگه هرمز و کاهش تحریم‌های هسته‌ای متمرکز بود، انتشار جزئیات یادداشت تفاهم اخیر نشان داد که «لبنان» و «حزب‌الله» به متغیری تعیین‌کننده در این معادله تبدیل شده‌اند. اصرار ایران بر گنجاندن بند مربوط به آتش‌بس در لبنان و حفاظت از منافع حزب‌الله در متن تفاهم، پرسش‌های راهبردی بسیاری را برانگیخته است. برای بسیاری، این سوال مطرح است که چرا جمهوری اسلامی در شرایطی که تحت فشار شدید اقتصادی قرار دارد، حاضر است ریسک شکست توافقی چنین حیاتی را با پیوند زدن آن به سرنوشت حزب‌الله بپذیرد؟

لبنان؛ خط قرمز مذاکراتی تهران

بررسی مواضع مقامات نزدیک به جبهه مقاومت نشان می‌دهد که تهران برخلاف دوره‌های پیشین، از جدا کردن پرونده‌های منطقه‌ای از مذاکرات دوجانبه خودداری کرده است. حسن فضل‌الله، نماینده فراکسیون وفاداری به مقاومت در پارلمان لبنان، در گفت‌وگو با شبکه ”المیادین” صراحتاً تأکید کرد که «یکی از دلایل طولانی شدن روند دستیابی به این یادداشت تفاهم، اصرار ایران بر قرار گرفتن لبنان در چارچوب این توافق بوده است.» به گفته او، تهران حتی برای مدتی مذاکرات را متوقف کرد تا بندی درباره الزام اسرائیل به توقف جنگ در لبنان گنجانده شود.
این رویکرد نشان‌دهنده آن است که از نگاه تهران، حزب‌الله نه تنها یک متحد، بلکه بخشی از «عمق راهبردی» امنیت ملی ایران است. عدنان منصور، وزیر خارجه اسبق لبنان نیز در تحلیلی که در روزنامه «البناء» منتشر شد، این توافق را نشانه‌ای از تثبیت جایگاه ایران به عنوان یک «قدرت بزرگ منطقه‌ای» دانست و تأکید کرد که امنیت در منطقه باید «درون‌زا» باشد.

تغییر در پارادایم بازدارندگی

تحلیلگران مسائل خاورمیانه معتقدند حزب‌الله در سال‌های اخیر از یک نیروی بازدارنده صرف به یک اهرم چانه‌زنی دیپلماتیک تبدیل شده است. اگرچه بر اساس ارزیابی‌های فنی، توان نظامی حزب‌الله به دلیل ضربات سنگین اسرائیل در دو سال گذشته و هدف قرار گرفتن شبکه فرماندهی‌اش نسبت به پیش از جنگ غزه کاهش یافته، اما ارزش سیاسی آن برای ایران همچنان در اوج قرار دارد.
از دیدگاه کارشناسان، ایران که پیش‌تر بر «بازدارندگی از طریق منع دسترسی» (توسط نیروهای متحد مرزی) تکیه داشت، اکنون به سمت «بازدارندگی از طریق مجازات» (تکیه بر توان موشکی و پهپادی مستقیم) حرکت کرده است. در این میان، حزب‌الله همچنان کارکرد خود را به عنوان عاملی برای درگیر کردن بخشی از توان پدافندی اسرائیل و افزایش کارت‌های بازی ایران در میز مذاکره حفظ کرده است.

واکنش واشینگتن: فشار در کنار تفاهم

در مقابل، ایالات متحده علی‌رغم امضای یادداشت تفاهم، تلاش کرده است تا میان «تنش‌زدایی با تهران» و «مهار حزب‌الله» تفکیک قائل شود. اعمال تحریم‌های جدید توسط وزارت خزانه‌داری آمریکا همزمان با پیشرفت تفاهم، گویای این واقعیت است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در بیانیه‌ای با صراحت اعلام کرد: «حزب‌الله باید خلع سلاح شود تا لبنان بتواند به آینده‌ای امن برسد.»
تحریم‌های اخیر علیه شخصیت‌هایی نظیر سلیمان فرنجیه و محمود قماطی، نشان می‌دهد که واشینگتن قصد ندارد در ازای باز شدن تنگه هرمز، نفوذ سیاسی و مالی حزب‌الله را به رسمیت بشمارد. این تضاد منافع، لبه تیز تیغی است که هر لحظه می‌تواند تفاهم ۶۰ روزه را با چالش مواجه کند.

اسکات بسنت: حزب‌الله باید خلع سلاح شود تا لبنان بتواند به آینده‌ای امن برسد

چالش‌های داخلی و اعتبار منطقه‌ای

اصرار ایران بر موضوع حزب‌الله، ریشه‌های داخلی نیز دارد. حکومت ایران در مواجهه با پایگاه ایدئولوژیک خود، نمی‌تواند از حزب‌الله به عنوان نماد «محور مقاومت» عقب‌نشینی کند. هرگونه معامله بر سر حزب‌الله می‌تواند به عنوان نشانه ضعف در میان نیروهای وفادار داخلی و سایر متحدان منطقه‌ای مانند گروه‌های عراقی و حوثی‌ها تلقی شود.

حزب‌الله نیز در بیانیه‌های رسمی خود، از جمله بیانیه‌ای که از طریق خبرگزاری فارس منتشر شد، این تفاهم را «دستاورد بزرگ» ناشی از پایداری ایران توصیف کرده و بر «ایران به عنوان پشتیبانی وفادار» تأکید ورزیده است. این ادبیات، نشان‌دهنده تلاش برای بازسازی روحیه نیروهای مقاومت پس از ماه‌ها درگیری سنگین است.

قمار سخت بر سر اجرای تفاهم

واقعیت میدانی نشان می‌دهد که پیوند زدن لبنان به توافق ایران و آمریکا، یک «ریسک متقابل» است.

برای ایران: اگر اسرائیل به حملات خود در جنوب لبنان ادامه دهد، ایران بر اساس متن تفاهم ناچار به واکنش (شاید بستن دوباره تنگه هرمز) خواهد بود که به معنای فروپاشی توافق و بازگشت تحریم‌های فلج‌کننده است.

برای آمریکا: اگر واشینگتن نتواند اسرائیل را مهار کند، دستاورد اقتصادی خود در زمینه امنیت انرژی و کنترل قیمت‌ها را از دست خواهد داد.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، پیش‌تر اعلام کرده بود که برخی مفاد توافق وارد مرحله اجرا شده است. اما ناظران بر این باورند که تا زمانی که وضعیت حزب‌الله در جنوب لبنان تثبیت نشود، این اجرا «شکننده» خواهد بود.
چرا ایران حزب‌الله را از توافق جدا نمی‌کند؟ پاسخ در آمیزه‌ای از امنیت راهبردی، اعتبار منطقه‌ای و فشار داخلی نهفته است. از نگاه تهران، حزب‌الله تنها یک گروه شبه‌نظامی نیست؛ بلکه خط مقدم مواجهه با اسرائیل و بخشی از هویت سیاست خارجی جمهوری اسلامی است.

در نهایت، موفقیت یا شکست این توافق در گرو آن است که آیا ۶۰ روز مذاکرات پیش‌رو می‌تواند فرمولی برای «همزیستی مسلحانه» یا «خلع سلاح تدریجی» بیابد که هم خواسته‌های حداقلی ایران برای بقای متحدش را تأمین کند و هم فشارهای آمریکا و اسرائیل برای امنیت مرزهای شمالی را پوشش دهد. تا آن زمان، حزب‌الله همچنان همزمان «سپر» ایران در میدان و «وجه‌المصالحه» سنگین آن در دیپلماسی باقی خواهد ماند.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم