مراسم تشییع پیکر علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، که قرار بود نمادی از «وحدت ملی» و «اقتدار نظام» پس از یک دوره تنش بیسابقه با قدرتهای خارجی باشد، به صحنهای برای عیان شدن عمیقترین گسلهای سیاسی و مدیریتی در بدنه حاکمیت تبدیل شد. رویدادهای روز دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵ در تهران، از تغییر ناگهانی مسیر حرکت کاروان تشییع تا حملات لفظی به مقامات ارشد دولت، نشاندهنده وضعیتی است که تحلیلگران آن را «بحران در دوران گذار» توصیف میکنند؛ وضعیتی که در آن فرآیند انتقال قدرت به مجتبی خامنهای، نه در فضایی آرام، بلکه در میانه یک دوقطبی شدید میان «عملگرایان» و «تندروها» در حال وقوع است.

لجستیکِ جنجالی؛ از حضور مردمی تا اتهام دروغگویی
نخستین جرقه تنشها در مراسم تشییع، از ناهماهنگی در مسیر اعلامشده آغاز شد. در حالی که ستاد برگزاری مراسم، مسیر میدان امام حسین تا میدان آزادی را برای وداع عمومی اعلام کرده بود، پیکر وی تنها در بخشی از خیابان آزادی (از مقابل دانشگاه شریف) رویت شد. این تغییر ناگهانی، موجی از انتقادات را حتی در میان وفادارترین لایههای حامی حکومت برانگیخت.
خبرگزاری دولتی «ایرنا» در گزارشی تایید کرد که بسیاری از حاضران در میدان امام حسین و میدان انقلاب، از عدم عبور کاروان گلایهمند بودند. در همین راستا، حسن حسنزاده، فرمانده سپاه تهران بزرگ و رئیس ستاد مراسم، با عذرخواهی رسمی، علت این تصمیم را «حضور گسترده و زودهنگام مردم» و «انسداد معابر» برای حفظ سلامت شرکتکنندگان عنوان کرد. با این حال، این توجیه از سوی چهرههای داخلی بیپاسخ نماند. حمید رسایی، نماینده مجلس، برگزارکنندگان را به «عدم صداقت» متهم کرد و مهدی فضائلی، از چهرههای نزدیک به دفتر رهبری، صراحتاً از «احساس فریبخوردگی» مردم سخن گفت. در فضای مجازی نیز برخی منتقدان با اشاره به تصاویر هوایی، مدعی شدند که تغییر مسیر نه به دلیل ازدحام، بلکه برای «متراکم نشان دادن جمعیت» در یک بازه کوتاه مکانی صورت گرفته است.
تقابل در خیابان؛ سایه مذاکرات بر تابوت رهبر
بخش دیگری از مراسم که از چشمان رسانهها دور نماند، برخورد فیزیکی و لفظی با مقامات دولتی بود. ویدیوهای منتشر شده نشان میدهد که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، با شعارهایی نظیر «بیشرف» و «خائن» مورد حمله گروهی از حاضران قرار گرفته است. این تنشها که روز قبل از آن یقه مسعود پزشکیان، رئیسجمهور را نیز گرفته بود، ریشه در اختلافات بنیادین بر سر سیاست خارجی دارد.
جریان موسوم به «جبهه انقلاب» و طیفهای تندرو، دولت را به «سازشکاری» در برابر آمریکا و اسرائیل متهم میکنند. این در حالی است که بر اساس اطلاعات موجود، شورای عالی امنیت ملی با اکثریت قاطع (۱۲ رای موافق در برابر یک رای مخالف) مسیر مذاکره و آتشبس را برای خروج از بحران اقتصادی و نظامی برگزیده است. حملات به عراقچی در حاشیه مراسم تشییع، نشان داد که لایههایی از بدنه تندرو، حتی فرامین صادره در دوره جدید را که با تایید مجتبی خامنهای (به عنوان رهبر جدید) همراه بوده، برنمیتابند یا دستکم دولت را مسئول اصلی این «عقبنشینی» میدانند.

غیبتهای معنادار و حضورهای بحثبرانگیز
ترکیب چهرههای حاضر در مراسم تشییع، خود گویای رویکرد جدید در ساختار قدرت بود. حضور محمود احمدینژاد پس از مدتی طولانی سکوت و انزوا، جلب توجه میکرد، اما در مقابل، عدم دعوت از روسای جمهور پیشین مانند محمد خاتمی و حسن روحانی، نشاندهنده تداوم سیاست مرزبندی با جناحهای غیراصولگرا، حتی در مراسم ملی و مذهبی اینچنینی است.
اما بزرگترین غایب این مراسم، مجتبی خامنهای بود. رهبر جدید که بر اساس اعلام مجلس خبرگان پس از کشته شدن پدرش به مقام رهبری رسیده، از زمان انتصاب تاکنون در انظار عمومی ظاهر نشده است. اگرچه منابع نزدیک به سپاه پاسداران و تیم برنامهریزی مراسم، «ملاحظات امنیتی» و بیم از اقدامات تروریستی اسرائیل را دلیل این غیبت عنوان کردهاند، اما این «حکمرانی در سایه» پرسشهای جدی را درباره توانایی او برای مدیریت مستقیم بحرانهای داخلی برانگیخته است.
چالش مشروعیت مذهبی در نجف
حاشیههای تشییع به مرزهای ایران محدود نماند. برنامه تشییع پیکر در نجف و اقامه نماز توسط مراجع تقلید، به یک چالش دیپلماتیک-مذهبی تبدیل شد. خبرگزاری «فارس» ابتدا از پیام محمدرضا سیستانی (فرزند آیتالله سیستانی) مبنی بر پوزش بابت عدم امکان اقامه نماز توسط پدرش به دلیل کهولت سن خبر داد، اما بلافاصله رسانههای دیگر این خبر را تکذیب کردند.
این تناقضات نشاندهنده تلاش نافرجام دستگاه دیپلماسی و رسانهای حاکمیت برای جلب مشروعیت مذهبی از سوی حوزه علمیه نجف است. آیتالله سیستانی که در دهههای گذشته همواره فاصله خود را با مدل حکمرانی «ولایت فقیه» حفظ کرده، با عدم پذیرش اقامه نماز، عملاً از مشروعیتبخشی مذهبی به انتقال قدرت در ایران در این مقطع حساس سر باز زد؛ موضوعی که مجبور شد رسانههای داخلی را به سمت نامهای دیگری چون «محمدتقی حکیم» سوق دهد.

حکمرانی در میانه محاصره و انشقاق
گزارشهای اقتصادی حاکی از آن است که ایران در زمان درگذشت علی خامنهای، با یکی از سختترین ادوار خود روبروست. نامههای محرمانه مقامات اقتصادی به رهبر جدید، از جمله نامه رئیس بانک مرکزی درباره پایان ذخایر حیاتی غذا و دارو تا پایان اوت، نشان میدهد که چرا جناح «عملگرا» شامل قالیباف، پزشکیان و فرماندهان ارشد سپاه، بر ضرورت توافق با واشینگتن (دولت ترامپ-ونس) تاکید دارند.
مراسم تشییع علی خامنهای بیش از آنکه یک مراسم وداع باشد، به میدان نبرد دو دیدگاه تبدیل شد: دیدگاهی که بقای نظام را در «تنشزدایی اضطراری» میبیند و دیدگاهی که هرگونه توافق را «کودتا علیه آرمانها» توصیف میکند. اظهارات اخیر معاون اجرایی رئیسجمهور مبنی بر اینکه «نظر رهبری باید در فرآیندهای قانونی و کارشناسی بررسی شود»، نشانهای از تغییر در ساختار سنتی قدرت است؛ تغییری که در آن «قدرت مطلقه» جای خود را به یک «تصمیمگیری جمعی» تحت نظارت نظامیان داده است.
در نهایت، تشییع جنازه تهران ثابت کرد که مجتبی خامنهای نه تنها با میراث سنگین پدر، بلکه با حامیانی روبروست که گاه از خودِ نظام تندروتر هستند و دولتی که در میانه محاصره دریایی و بودجهای، راهی جز عبور از تابوهای گذشته نمیبیند. این مراسم، پایان یک دوران بود، اما آغازِ دورانی که در آن «ثبات»، دورتر از همیشه به نظر میرسد.
- مصطفی هجری: سنگ بنای ایران دموکراتیک باید پیش از سقوط رژیم گذاشته شود
- فشار مضاعف بر ریال در سایه انسداد مسیرهای ارزی؛ از رکوردشکنی دلار تا چرخش نظارتی امارات
- هشدار فرماندهان ارشد پنتاگون؛ جنگ فرسایشی با رژیم ایران توازن قدرت جهانی واشینگتن را به مخاطره انداخت
- دریای سرخ؛ محموله قطعات پهپادهای ایرانی برای حوثیها توقیف شد
- دیپلماسی در منگنه؛ چگونه تقابل ایران و آمریکا معادلات G20 و پیمانهای منطقهای را بازنویسی میکند؟
