درگیری مسلحانه در زاهدان؛ تشدید چرخه ناامنی و چالش‌های رویکرد امنیتی در سیستان و بلوچستان

بامداد جمعه ۲۷ شهریور، خیابان‌های مرکزی زاهدان بار دیگر به صحنه رویارویی مسلحانه میان نیروهای نظامی و افراد مسلح بدل شد؛ حادثه‌ای که بر اساس گزارش شاهدان عینی و منابع محلی حدود دو ساعت تبادل آتش رگباری را در محدوده خیابان‌های «دانشگاه»، «دانشجو» و «میدان دکتر حسابی» به دنبال داشت. وقوع چنین درگیری دامنه‌داری در یک پهنه متراکم شهری، بار دیگر نگاه‌ها را به سوی پیچیدگی فزاینده وضعیت امنیتی در جنوب‌شرقی ایران و چالش‌های مدیریت بحران در استان سیستان و بلوچستان معطوف کرده است.

روایت‌های چندگانه و ناهمگونی در اطلاع‌رسانی رسمی

بررسی بازتاب این رویداد در رسانه‌های داخلی نشان‌دهنده نوعی ناهمگونی و چندصدایی در انتشار جزئیات عملیاتی است. خبرگزاری «برنا»، وابسته به وزارت ورزش و جوانان، در ساعات اولیه حادثه از وقوع یک «حادثه امنیتی» خبر داد و اعلام کرد که در پی حمله افراد مسلح به یک ایست بازرسی انتظامی، یک مأمور پلیس جان خود را از دست داده است. با این حال، خبرگزاری‌های «تسنیم» و «فارس» به نقل از منابع امنیتی و خبرگزاری «مهر» به نقل از قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه پاسداران، روایتی مبتنی بر گشت‌زنی عملیاتی ارائه کردند. به گزارش این رسانه‌ها، نیروهای قرارگاه قدس در حین گشت‌زنی در خیابان دانشگاه به یک خودروی سواری پژو ۴۰۵ مشکوک شده و پس از اخطار، درگیری مسلحانه رخ داده است. رسانه‌های نزدیک به نهادهای نظامی از کشته شدن دو فرد مسلح و زخمی شدن و بازداشت یک نفر دیگر خبر داده‌اند.

در کنار این داده‌ها، وب‌سایت محلی «حال‌وش» که تحولات منطقه را رصد می‌کند، از آسیب‌دیدگی شهروندان عادی گزارش داد و اعلام کرد علاوه بر یک فرد مسلح و سه نیروی نظامی، دست‌کم دو زن رهگذر نیز در این تیراندازی دو ساعته مجروح شده‌اند؛ موضوعی که نشان‌دهنده ریسک بالای عملیات‌های مسلحانه در معابر شهری برای غیرنظامیان است. علاوه بر این، کانال‌های خبری نزدیک به نهادهای امنیتی مانند «صابرین‌نیوز»، سرنشینان این خودرو را به گروه «جیش‌العدل» منتسب کردند. گروه جیش‌العدل که از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران به عنوان گروهی تروریستی شناخته می‌شود، از سوی وزارت امور خارجه آمریکا نیز به عنوان یک سازمان تروریستی بین‌المللی نام‌گذاری شده است. مقامات رسمی ایالات متحده در بیانیه‌ها و اسناد امنیتی خود اظهار داشته‌اند که این گروه با انجام اقدامات خشونت‌آمیز و حملات انتحاری و مسلحانه، زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی را هدف قرار می‌دهد. تا لحظه تنظیم این گزارش، جیش‌العدل مسئولیت مستقیمی در قبال این رویداد اعلام نکرده است.

مولوی یوسف گرگیج، امام جماعت اهل سنت مسجد محمد رسول‌الله زاهدان، در تصویری پیش از کشته‌شدن؛ خبر تیراندازی به او در ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شد

توالی حوادث شهریور؛ گسست در آرامش نسبی

درگیری بامداد جمعه زاهدان رویدادی مجزا و دفعی نبود، بلکه نقطه اوج سلسله‌ای از وقایع مسلحانه است که طی کمتر از دو هفته چهره استان را ملتهب ساخت. نگاهی به گاه‌شمار رخدادهای شهریور تصویری روشن‌تر از شتاب‌گیری این تنش‌ها ارائه می‌دهد:

۱۵ و ۱۶ شهریور: علیرضا مرحمتی، معاون امنیتی و انتظامی استاندار سیستان و بلوچستان، از کشته شدن دو نیروی نظامی در تیراندازی افراد مسلح در منطقه کورین زاهدان خبر داد.

۱۷ شهریور: رسانه‌های داخلی از کشته شدن فرمانده حوزه مقاومت بسیج در شهرستان راسک به دست افراد مسلح ناشناس گزارش دادند.

۲۱ شهریور: درگیری سنگین و چندساعته‌ای در منطقه بخشان سراوان میان نیروهای نظامی و افراد مسلح رخ داد که طبق بیانیه روابط عمومی قرارگاه قدس سپاه، سه تن از نیروهای سپاه و چهار فرد مسلح در آن کشته شدند.

۲۳ شهریور: ترور مولوی یوسف گرگیج، از روحانیون اهل سنت زاهدان در برابر منزلش، موجی از التهاب مذهبی-سیاسی ایجاد کرد که در پی آن، فرماندهی کل سپاه و وزارت اطلاعات با صدور بیانیه‌هایی نسبت به انتقام و برخورد قطعی با عاملان هشدار دادند.

این توالی زمانی نشان می‌دهد که حوزه درگیری‌ها از کمین‌های برون‌شهری و مناطق کوهستانی مرزی، به سرعت به محیط‌های شهری و ترورهای درون‌استانی سرایت کرده است.

نقایص مدیریت بحران و فرسایش بازدارندگی

حادثه اخیر زاهدان دست‌کم سه چالش بنیادین را در حکمرانی امنیتی منطقه برجسته می‌سازد:

نخست؛ تناقض اطلاعاتی و خلأ روایت معتبر: عدم ارائه روایتی یکدست، به‌موقع و هماهنگ میان ارگان‌های انتظامی، سپاه و فرمانداری، زمینه را برای گمانه‌زنی‌های تاییدنشده و شایعات فراهم می‌کند. اینکه پلیس از حمله به ایست بازرسی سخن می‌گوید و قرارگاه قدس از تعقیب یک خودروی مشکوک، حاکی از ناهماهنگی در اتاق‌های مدیریت رسانه‌ای بحران در زمان وقوع رویدادهای پیش‌بینی‌نشده است. عدم اشاره منابع رسمی به وضعیت آسیب‌دیدگان غیرنظامی و رهگذران، شکاف اعتمادی میان افکار عمومی محلی و رسانه‌های رسمی را تشدید می‌کند.

دوم؛ تغییر الگوی تقابل به مناطق شهری: کشیده شدن تیراندازی ممتد و استفاده از تسلیحات خودکار سنگین در معابر اصلی زاهدان در نزدیکی مراکز دانشگاهی و مسکونی، بیانگر انتقال آسیب‌پذیری‌های امنیتی به عمق شهرهاست. این وضعیت نشان می‌دهد که تدابیر پیشگیرانه و ایست‌های بازرسی متعدد در ورودی‌ها، نتوانسته‌اند مانع از نفوذ و جابه‌جایی عناصر مسلح با تسلیحات جنگی در داخل شهر شوند؛ امری که استراتژی‌های موجود در زمینه امنیت شهری را با ابهام مواجه می‌سازد.

سوم؛ بازتولید خشونت در غیاب راهکارهای ساختاری: تجربه دهه‌های اخیر در سیستان و بلوچستان گویای آن است که رویکردهای صرفاً انتظامی و واکنش‌های تلافی‌جویانه پس از هر درگیری، قادر به انسداد همیشگی چرخه ناامنی نبوده‌اند. هرچند مقابله با گروه‌های مسلح اولویتی اساسی در وظایف حاکمیتی هر دولتی به شمار می‌رود، اما بدون شناسایی ریشه‌های بازتولید این خشونت‌ها—از جمله ناکارآمدی‌های توسعه‌ای، نرخ بالای بیکاری، معضل قاچاق سازمان‌یافته، تبعیض‌های ساختاری و شکاف‌های عمیق اجتماعی ناشی از رویدادهای اعتراضی گذشته—نمی‌توان به یک ثبات پایدار دست یافت.

درگیری مسلحانه در زاهدان زنگ خطری جدی نسبت به تغییر تاکتیک‌های نظامی و تصاعد ناامنی در سطح استان است. تداوم تلفات متقابل میان نیروهای حافظ امنیت و گروه‌های مسلح در کنار قربانی شدن غیرنظامیان، سیستان و بلوچستان را در وضعیت «بحران مزمن» نگه می‌دارد. گذار از این چرخه مخرب، بیش از هر چیز نیازمند تجدیدنظر در تاکتیک‌های امنیتی، هماهنگی ساختاری میان نهادهای اطلاعاتی و انتظامی، شفافیت با جامعه محلی، و در پیش گرفتن راهکارهای عمیق اقتصادی و مدنی برای مهار زمینه‌های سربازگیری گروه‌های مسلح خواهد بود.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم