میان تهدید  ایران به «تغییر جغرافیای جنگ» و تکاپوی دیپلماتیک؛ دوحه و اسلام‌آباد در جست‌وجوی روزنه‌ای میان تهران و واشنگتن

در بحبوحه تشدید تنش‌های نظامی و در شرایطی که هشدارهای طرفین حاکی از احتمال ورود بحران به فازی پرمخاطره‌تر است، فضای پیرامون مناسبات ایران و ایالات متحده میان دو بردار متضاد در نوسان است: از یک‌سو، مانورهای کلامی و هشدارهای تند نهادهای نظامی ایران مبنی بر گسترش دامنه نبرد، و از سوی دیگر، تلاش‌های فشرده میانجی‌های منطقه‌ای نظیر قطر و پاکستان برای مهار تقابل و احیای کانال‌های گفت‌وگو. این تقابل میان رویکرد «بازدارندگی نظامی تهاجمی» و «دیپلماسی بحران»، نشان‌دهنده پیچیدگی وضعیت کنونی در ارزیابی هزینه-فایده جنگ یا مصالحه برای طرفین مناقشه است.

تغییر جغرافیای نبرد؛ راهبرد تهدید نامتقارن سپاه

مواضع اخیر فرماندهان ارشد نظامی ایران بیانگر تلاشی آشکار برای ارتقای سطح بازدارندگی از طریق تهدید به بالا بردن هزینه‌های هرگونه درگیری تازه است. حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، در گفت‌وگویی تفصیلی با شبکه «العالم» تأکید کرد که در صورت وقوع هرگونه اقدام نظامی جدید، ایران «جغرافیای جنگ را تغییر خواهد داد» و اهدافی ورای تصورات پیشین و سلاح‌های استراتژیک نامتقارن را به کار خواهد گرفت. به گفته وی، نیروهای مسلح ایران خود را برای یک «جنگ طولانی‌مدت» سازماندهی کرده‌اند.

حسین محبی: در صورت وقوع هرگونه اقدام نظامی جدید، ایران «جغرافیای جنگ را تغییر خواهد داد» و اهدافی ورای تصورات پیشین و سلاح‌های استراتژیک نامتقارن را به کار خواهد گرفت

این اظهارات در امتداد هشدارهای عملیاتی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء قرار دارد که اخیراً با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد بر اساس اطلاعات دریافتی، تحرکاتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران با پشتیبانی منطقه‌ای در حال شکل‌گیری است و هشدار داد که در صورت وقوع چنین سناریویی، تمامی مراکز استقراری و منافع واشنگتن هدف قرار خواهند گرفت.

سخنگوی سپاه در تحلیل خود، وضعیت موجود را «شکست راهبردی» ایالات متحده در بازگشایی آبراه‌های حیاتی چون تنگه هرمز و تأمین امنیت پایگاه‌هایش در منطقه خلیج فارس، اردن و سوریه ارزیابی کرده است. با این حال، تحلیلگران مسائل راهبردی در بررسی این رویکرد معتقدند که پافشاری بر گسترش جغرافیایی جنگ و تکیه بر ابزارهای مسدودسازی مسیرهای انرژی، شمشیر دولبه‌ای است که می‌تواند به جای افزایش انصراف طرف مقابل از حمله، زمینه اجماع بین‌المللی علیه تهران را تقویت کرده و هزینه‌های اقتصادی ایران را به‌ویژه در بنادر جنوبی به اوج برساند.

محبی همچنین تلاش کرد ضمن جدا دانستن نقش گروه‌هایی مانند حزب‌الله لبنان و نیروهای مستقر در یمن از عنوان «نیروی نیابتی»، بر استقلال عمل آن‌ها تأکید کند. این تفکیک راهبردی تلاشی است تا تهران مسئولیت مستقیم رفتارهای این بازیگران را بر عهده نگیرد، هرچند در ادبیات دفاعی خود بر پیوستگی زنجیره مقاومت اصرار می‌ورزد. وی هم‌زمان با تفکیک حساب همسایگان حوزه خلیج فارس از واشنگتن، بر این نکته تأکید کرد که هدف ایران پایگاه‌های خارجی مستقر در این کشورهاست؛ رویکردی که تلاش دارد مانع از واگرایی کامل کشورهای عرب منطقه و گسیل آن‌ها به سمت ائتلاف‌های دفاعی امنیتی با آمریکا شود.

دوحه و اسلام‌آباد؛ تلاش برای خروج از بن‌بست

درست در همان زمانی که ادبیات نهادهای نظامی بر احتمال توسعه نبرد تکیه دارد، دستگاه دیپلماسی و میانجی‌های منطقه‌ای مسیر دیگری را پیگیری می‌کنند. ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر، در جریان «مجمع اقتصادی قطر» در نیویورک فاش ساخت که دوحه طی هفته‌های گذشته در حال تبادل دیدگاه‌ها با واشنگتن و تهران بوده تا زمینه مناسبی برای کاهش شکاف‌ها و ازسرگیری مذاکرات فراهم آورد. الانصاری با اشاره به این‌که بازگشت ثبات به منطقه در گرو تضمین امنیت دریانوردی در تنگه هرمز است، خاطرنشان کرد که نشانه‌هایی از رغبت مقامات رسمی آمریکا برای دستیابی به یک توافق و پایان بخشیدن به تنش نظامی وجود دارد.

هم‌زمان با ابتکار عمل قطر، سفر محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان، به تهران در کانون توجه ناظران قرار گرفت. اگرچه رسانه‌های رسمی در ایران محور اصلی این سفر را بررسی موافقت‌نامه‌های دوجانبه عنوان کردند، اما گزارش‌های منطقه‌ای و توضیحات دستگاه سیاست خارجی حاکی از ابعاد فراتری است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در پاسخ به پرسش‌هایی درباره نقش اسلام‌آباد به عنوان میانجی، استفاده پاکستان از «مساعی جمیله» خود برای پیشبرد گفت‌وگوها را «بسیار طبیعی» توصیف کرد؛ موضعی که نشان می‌دهد اسلام‌آباد نیز به عنوان کانالی برای تبادل پیام‌ها میان طرفین عمل می‌کند.

این در حالی است که محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و از مقامات عالی‌رتبه تصمیم‌گیر در تهران، پیش‌تر در مصاحبه با شبکه الجزیره اعلام کرده بود که تهران شروط مشخص خود را برای مذاکره از طریق میانجی‌ها به واشنگتن ابلاغ کرده و منتظر پاسخ کاخ سفید است. این موضع نشان می‌دهد که تهران بر خلاف ادبیات سخت نظامی، کانال مذاکراتی را نبسته، بلکه به دنبال کسب امتیاز پیش از نشستن بر سر میز گفت‌وگو است.

معادله متناقض واشنگتن: فشار حداکثری در سایه روزنه دیپلماسی

در طرف آمریکایی، سیاست رسمی کماکان بر دوپایه ارعاب و تمایل به دستیابی به تفاهم استوار است. مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، در نشستی در نیویورک اظهار داشت که دونالد ترامپ مصمم است مانع دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شود و ابزار فشار حداکثری همچنان فعال باقی خواهد ماند. با این حال، والتز اظهار کرد که چنانچه تهران اراده و حسن‌نیت از خود نشان دهد، درهای بازگشت به میز مذاکره کاملاً گشوده است.

این ادبیات دوگانه در واشنگتن، انعکاسی از استراتژی وادارکردن حریف به پذیرش شرایط سخت‌گیرانه‌تر از موضع ضعف است. از منظر ناظران بین‌المللی، اشاره آمریکا به «تمایل برای توافق» در اظهارات مقام‌های قطری، نشان می‌دهد که واشنگتن نیز با توجه به خطرات بحران انرژی و پیامدهای درگیر شدن در نبردی تمام‌عیار در خاورمیانه، ترجیح می‌دهد مانع انفجار کامل اوضاع شود.

کالبدشکافی رفتار دوگانه تهران: تقسیم کار یا سردرگمی استراتژیک؟

تقابل ادبیات سخنگوی سپاه با تلاش‌های دیپلماتیک وزارت امور خارجه و میانجی‌ها، یادآور دوگانه سنتی و ساختاری «میدان و دیپلماسی» در جمهوری اسلامی است. از یک‌سو، حسین محبی تصریح می‌کند که «سپاه پاسداران هیچ ارتباط رسمی یا غیررسمی با ایالات متحده ندارد و وارد مسائل دیپلماسی نمی‌شود»، و پیگیری این پرونده را به وزارت امور خارجه واگذار می‌کند. این مرزبندی آشکار نشان می‌دهد که نهاد نظامی مأموریت خود را بر مبنای تشدید لحن تهاجمی برای ایجاد دستِ بالا در بازدارندگی تعریف کرده است.

با این وجود، اتخاذ چنین استراتژی‌ای متضمن چالش‌های ساختاری است. طرح تهدیداتی نظیر جنگ منطقه‌ای گسترده و آسیب به پایگاه‌های مستقر در همسایگان، فضای مذاکراتی میانجی‌ها مانند قطر و پاکستان را به شدت محدود می‌کند؛ کشورهایی که خود دارای روابط امنیتی یا استراتژیک با واشنگتن هستند.

در تحلیل نهایی، وضعیت کنونی را می‌توان آزمونی پرمخاطره از بازی «لبه پرتگاه» (Brinkmanship) دانست. سپاه پاسداران با تکیه بر پیامدهای فاجعه‌بار نبرد احتمالی برای امنیت انرژی و خطوط کشتیرانی، می‌کوشد واشنگتن را به مصالحه وادار کند؛ در حالی که دیپلمات‌های میانجی در دوحه و اسلام‌آباد در تلاش‌اند تا پیش از آن‌که یکی از طرفین دست به محاسبه اشتباهی بزند، پل ارتباطی شکننده‌ای میان شروط اعلامی تهران و فشارهای واشنگتن برقرار سازند. خروج از این بن‌بست مستلزم آن است که کارآمدی دیپلماسی بر دینامیسم تنش‌آفرین لفاظی‌های نظامی غلبه کند؛ احتمالی که در وضعیت متشنج کنونی، افق روشنی برای آن متصور نیست.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم