تنگنای معیشت و دوگانه انرژی؛ کالبدشکافی چالش‌های اقتصادی اخیر ایران


اقتصاد ایران در ماه‌های میانی سال ۱۴۰۳ با مجموعه‌ای از تکانه‌های همزمان در بخش‌های معیشتی، انرژی و بازرگانی مواجه شده است. شکاف فزاینده میان نرخ تورم و قدرت خرید حقوق‌بگیران، ناترازی شدید در بخش فرآورده‌های نفتی و ظهور پدیده‌های نوظهور در بازار کالاهای اساسی (مانند ورود برنج آمریکایی)، نمایی از یک وضعیت پیچیده اقتصادی را ترسیم می‌کند. این گزارش با استناد به آمارهای رسمی و اظهارات مسئولان و کارشناسان داخلی، به بررسی ابعاد مختلف این چالش‌ها و پیوندهای میان آن‌ها می‌پردازد.

بحران معیشت: وقتی «سبد زندگی» دو برابر می‌شود

شاخص «سبد معیشت» که همواره مبنای چانه‌زنی‌های مزد در شورای عالی کار بوده، اکنون به زنگ خطری جدی تبدیل شده است. محسن باقری، عضو کارگری شورای عالی کار ایران، در گفتگو با رسانه‌های داخلی این کشور از جهش خیره‌کننده هزینه‌های زندگی خبر داده است. به گفته وی، سبد معیشتی که در دی‌ماه سال گذشته مبنای محاسبات قرار گرفته بود، تحت تأثیر تورم کالاها و خدمات، عملاً دو برابر شده است.

این فعال کارگری معتقد است فاصله میان دستمزد مصوب و هزینه‌های واقعی زندگی به سطحی بحرانی رسیده که ترمیم فوری مزد را اجتناب‌ناپذیر می‌کند. تورم در بخش‌های کلیدی نظیر مسکن، خوراکی‌ها، حمل‌ونقل و درمان، نه تنها قدرت پس‌انداز، بلکه توان تأمین نیازهای اولیه را از خانوارهای مزدبگیر سلب کرده است. به نظر می‌رسد سیاست‌های جبرانی نظیر کالابرگ الکترونیک، به دلیل عدم تناسب با شتاب تورم، نتوانسته‌اند نقش موثری در حفظ قدرت خرید ایفا کنند. کارشناسان داخلی بر این باورند که بدون بازنگری در ساختار مزد در نیمه دوم سال، رکود ناشی از کاهش تقاضای مصرف‌کننده عمیق‌تر خواهد شد.

کلاف سردرگم بنزین: میان جراحی قیمتی و ناترازی تولید

در حالی که بخش معیشتی با تورم دست‌ و‌ پنجه نرم می‌کند، حوزه انرژی شاهد یکی از بحث‌برانگیزترین تحولات سال‌های اخیر بود. انتشار اخبار مربوط به اجرای طرح آزمایشی تغییر سهمیه‌بندی و قیمت بنزین در استان کرمان، موجی از واکنش‌ها را در پی داشت.

رضا سپهوند، سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس، جزئیاتی از این طرح پیشنهادی را افشا کرد که بر اساس آن قرار بود بنزین مازاد بر سهمیه ۱۵۰ لیتری (ترکیبی از نرخ‌های ۱۵۰۰، ۳۰۰۰ و ۵۰۰۰ تومانی) با قیمت فوب خلیج فارس، یعنی حدود ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان عرضه شود. اگرچه اجرای این طرح به سرعت متوقف شد، اما صرف طرح چنین اعدادی نشان‌دهنده عمق بحران ناترازی بنزین و فشار سنگین واردات بر بودجه دولت است.

در این میان، دیدگاه‌های کارشناسی در داخل کشور بر دو محور متمرکز است:

تکیه بر ابزارهای غیرقیمتی: رمضانعلی سنگدوینی، عضو کمیسیون انرژی مجلس، معتقد است در شرایط فعلی که “حال مردم خوب نیست”، هرگونه شوک قیمتی می‌تواند تبعات جبران‌ناپذیری داشته باشد. وی راهکار را در توسعه زیرساخت‌های سی‌ان‌جی (CNG)، اسقاط خودروهای فرسوده و ارتقای کیفیت تولیدات خودروسازان داخلی می‌بیند.

واقعی‌سازی از طریق برندینگ: علی بختیار، کارشناس حوزه انرژی، با انتقاد از سیاست‌های جهشی، پیشنهاد می‌دهد که دولت فضای رقابتی ایجاد کند. به باور او، اجازه دادن به برندهای معتبر برای عرضه بنزین با کیفیت جهانی و قیمت آزاد در جایگاه‌های منتخب، می‌تواند بخشی از تقاضای دهک‌های بالا را از بنزین یارانه‌ای جدا کرده و ناترازی را بدون تحمیل فشار به توده مردم مدیریت کند.

بازار سیاه کالاهای اساسی: معمای برنج آمریکایی

در حالی که ساختار رسمی تجارت کشور تحت فشار تحریم‌ها و محدودیت‌های ارزی است، گزارش‌ها از ورود غیررسمی کالاهایی حکایت دارد که پیش از این ورود آن‌ها ممنوع یا محدود بوده است. خبر عرضه برنج آمریکایی در بازارهای مرزی و پلتفرم‌های آنلاین، نمونه‌ای از ناهنجاری‌های بخش بازرگانی است.

رضا کنگری، رئیس اتحادیه بنکداران مواد غذایی تهران، ضمن تایید ورود قاچاق این محصول از مسیر عراق، قیمت آن را بین ۱۲۰ تا ۲۴۰ هزار تومان به ازای هر کیلوگرم اعلام کرده است. نکته حائز اهمیت در این پدیده، اختلاف فاحش قیمت این محصول با نرخ‌های مصوب و حتی برنج‌های باکیفیت داخلی است. حضور چنین کالاهایی در بازار، نشان‌دهنده آن است که تقاضای مصرف‌کننده در برخی بخش‌ها به سمت کالاهای قاچاق متمایل شده که این امر خود ناشی از اختلال در شبکه توزیع و نوسانات قیمتی برنج‌های داخلی و وارداتی شناسنامه‌دار است.

تلاقی بحران‌ها و ضرورت تغییر رویکرد

بررسی همزمان این سه حوزه (دستمزد، بنزین و کالاهای اساسی) نشان می‌دهد که اقتصاد ایران در یک «مارپیچ هزینه‌ای» گرفتار شده است. از یک سو، ناترازی انرژی دولت را به سمت سناریوهای پرخطر قیمتی سوق می‌دهد و از سوی دیگر، هرگونه تغییر در قیمت حامل‌های انرژی، سبد معیشت کارگران را که پیش از این دو برابر شده، با فروپاشی کامل مواجه می‌سازد.

انتقاد کارشناسان داخلی به “سیاست‌های بخشی” است؛ به این معنا که دولت سعی دارد مشکل بنزین را جدا از تورم عمومی و مشکل دستمزد را جدا از ناترازی بودجه حل کند. شکست طرح پایلوت کرمان در کمتر از ۲۴ ساعت، نشان‌دهنده حساسیت بالای جامعه و عدم آمادگی زیرساخت‌های اقتصادی برای پذیرش شوک‌های جدید است.

همچنین، پدیده قاچاق سوخت در استان‌های مرزی که به گفته نمایندگان مجلس به ۲۰ میلیون لیتر در روز می‌رسد، نشان می‌دهد که راهکارهای پلیسی و قیمتی بدون در نظر گرفتن جایگزین‌های معیشتی برای ساکنان این مناطق، نتیجه‌بخش نبوده است.

گزارش‌های میدانی و نظرات مسئولان نهادهای کارگری و انرژی نشان می‌دهد که اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک “بسته جامع ثبات‌ساز” است. ترمیم دستمزدها نباید صرفاً به عنوان یک اقدام حمایتی، بلکه باید به عنوان ابزاری برای جلوگیری از تعمیق رکود نگریسته شود. در بخش انرژی نیز، تا زمانی که بهره‌وری خودروهای داخلی اصلاح نشود و تنوع‌بخشی به سبد سوخت (CNG و خودروهای برقی) به صورت واقعی محقق نگردد، فشار بر روی اهرم قیمت، تنها به تشدید تنش‌های اجتماعی و اقتصادی منجر خواهد شد. ورود کالاهای قاچاق گران‌قیمت نیز پیامی روشن به سیاست‌گذاران است: محدودیت‌های دستوری بدون مدیریت زنجیره تأمین، تنها به نفع شبکه‌های غیررسمی و به ضرر مصرف‌کننده نهایی تمام می‌شود.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم