محاصره دریایی نامحدود بنادر ایران؛ هشدار کارشناسان نسبت به فروپاشی معیشت و پایان ذخایر راهبردی


در حالی که تنش‌های نظامی میان واشینگتن و تهران در وضعیت شکننده‌ای قرار دارد، مقامات ارشد دفاعی ایالات متحده آمریکا از راهبرد جدیدی پرده برداشته‌اند که هدف آن فلج کردن کامل شریان‌های اقتصادی رژیم ایران از طریق محاصره دریایی طولانی‌مدت است.

پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، روز پنج‌شنبه ٢٢ مرداد، صراحتاً اعلام کرد که نیروی دریایی این کشور توانایی فنی و لجستیکی لازم برای تداوم محاصره بنادر ایران را “تا زمانی نامحدود” در اختیار دارد. این محاصره که تحت عنوان عملیات “دیوار فولادین” اجرا می‌شود، عملاً تمامی مبادی ورودی و خروجی کالا در خلیج فارس را تحت نظارت شدید ارتش آمریکا قرار داده و صادرات نفت ایران را به پایین‌ترین سطح ممکن رسانده است.

هم‌زمان با این فشارها، گزارش‌های میدانی از سوی نهادهای صنفی و کارشناسی در داخل ایران، تصویری هولناک از آینده معیشت مردم ترسیم می‌کنند. مجیدرضا حریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، با هشدار نسبت به سقوط سطح زندگی شهروندان به “نازل‌ترین حد ممکن”، خاطرنشان کرد که تلاش برای جایگزینی مسیرهای دریایی با راه‌های زمینی، سالانه دست‌کم ۱۸ میلیارد دلار هزینه اضافی به اقتصاد ویران‌زده کشور تحمیل خواهد کرد. این در حالی است که رژیم تهران با نادیده گرفتن واقعیت‌های میدانی، همچنان باز شدن تنگه هرمز را به دریافت غرامت‌های کلان از آمریکا مشروط کرده است؛ سیاستی که از سوی ناظران بین‌المللی، نوعی انتحار اقتصادی توصیف می‌شود.

سراب کریدورهای زمینی و چالش لجستیکی جابه‌جایی کالا

بسیاری از مقامات دولتی در ایران ادعا می‌کنند که می‌توانند با تکیه بر مرزهای زمینی با همسایگان، آثار محاصره دریایی را خنثی کنند، اما فعالان بخش خصوصی این ادعا را یک “تخیل خطرناک” می‌دانند. داوود رنگی، نایب‌رئیس کمیسیون مدیریت واردات اتاق بازرگانی، در گفت‌وگو با اقتصادنیوز فاش کرد که زیرساخت‌های جاده‌ای و ریلی کشور به هیچ عنوان گنجایش تخلیه و بارگیری حجم انبوه کالاهای اساسی را ندارند. به گفته وی، نیاز سالانه ایران به نهاده‌های دامی و کالاهای اساسی حدود ۲۳ میلیون تن است که انتقال این حجم عظیم از طریق مرزهای زمینی پاکستان یا ترکیه غیرممکن به نظر می‌رسد.

واقعیت‌های آماری نشان‌دهنده عمق فاجعه لجستیکی است؛ برای جابه‌جایی بار تنها یک کشتی ۶۵ هزار تنی، به بیش از ۲۷۰۰ دستگاه کامیون نیاز است. این به معنای آن است که کار دستگاه‌های نظارتی مانند گمرک و استاندارد ۲۵۰۰ برابر سنگین‌تر می‌شود که فراتر از ظرفیت کارشناسی و نرم‌افزاری فعلی کشور است.

 داوود رنگی هشدار داد که در صورت تداوم محاصره شدید دریایی، ایران تنها برای ۳ ماه ذخیره کالای اساسی در اختیار دارد و پس از آن، کشور با بحران جدی تأمین مواد غذایی و قحطی روبرو خواهد شد. وی همچنین تأکید کرد که بنادر شمالی ایران نیز به دلیل درگیری‌های نظامی در دریای سیاه و حملات اوکراین به کشتی‌های مرتبط با ایران، دیگر مسیر امنی برای تأمین کالا محسوب نمی‌شوند.

محاصره فرسایشی؛ سلاحی مرگبارتر از جنگ مستقیم

گزارش‌های رسمی فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، حاکی از آن است که نیروهای دریایی این کشور تا تاریخ ۲۱ مرداد ۱۴۰۵، مسیر ۵۹ کشتی تجاری را که قصد ورود به بنادر ایران را داشتند، تغییر داده‌اند. در جریان اجرای عملیات “دیوار فولادی”، ارتش آمریکا حتی به اقدامات قهری متوسل شده و چندین کشتی را از کار انداخته یا مورد بازرسی قرار داده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با اطمینان از کنترل کامل بر تنگه هرمز سخن می‌گوید و معتقد است که رژیم ایران به دلیل تخلیه منابع مالی و تورم ۳۰۰ درصدی، دیگر توانایی چانه‌زنی در برابر این فشارها را ندارد.

مجیدرضا حریری، رئیس اتاق ایران و چین، در تحلیلی انتقادی نسبت به رویکرد رژیم، وضعیت “نه جنگ، نه صلح” کنونی را بدترین سناریو برای اقتصاد ایران دانست. وی معتقد است محاصره دریایی از جنگ مستقیم زیان‌بارتر است، زیرا در این وضعیت، اقتصاد ایران وارد دوره استهلاک و نابودی تدریجی می‌شود، در حالی که ارتش آمریکا بدون آنکه در معرض برد موشک‌ها و پهپادهای ایرانی قرار گیرد، در چند صد کیلومتری ساحل منتظر از پا درآمدن رژیم می‌ماند. این فعال اقتصادی تأکید کرد که اصرار رژیم بر “دور زدن” محاصره به جای “رفع” آن، تنها به شکل‌گیری الیگارش‌های جدید و گسترش فساد منجر خواهد شد و نتیجه‌ای جز فقر بیشتر برای توده مردم نخواهد داشت.

بحران ارزی و بن‌بست در تأمین کالاهای اساسی و دارو

تاثیر محاصره بر صادرات غیرنفتی نیز به همان اندازه مخرب گزارش شده است. ایران سالانه حدود ۵۰ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی دارد که بخش عمده آن از طریق دریا انجام می‌شود. اگر بنا باشد این صادرات به مسیرهای زمینی منتقل شود، هزینه حمل‌ونقل از میزان سود خالص فراتر رفته و عملاً تجارت خارجی ایران را به تعطیلی می‌کشاند. برای مثال، هزینه حمل یک کانتینر از طریق دریا ۳ هزار دلار است، در حالی که همین کانتینر در مسیر زمینی ۱۲ هزار دلار هزینه برمی‌دارد. این اختلاف قیمت ۹ هزار دلاری، مجموعاً ۱۸ میلیارد دلار هزینه اضافی به اقتصاد ملی تحمیل می‌کند؛ رقمی که از کل بودجه مورد نیاز برای تأمین دارو و کالاهای اساسی کشور بیشتر است.

در نهایت، رژیم ایران در میانه یک محاصره همه‌جانبه گرفتار شده است که راه فراری برای آن متصور نیست. از یک سو، مقامات نظامی سپاه پاسداران بر طبل لجاجت می‌کوبند و از سوی دیگر، بخش خصوصی نسبت به اتمام ذخایر حیاتی در کمتر از ۹۰ روز آینده هشدار می‌دهد. عدم صدور ویزای ترانزیت برای رانندگان ایرانی و بسته شدن سفارتخانه‌ها نیز مسیرهای زمینی ترکیه و اروپا را به بن‌بست کشانده است.

در این بازی فرسایشی، رژیم ایران با گروگان گرفتن معیشت مردم، کشور را به سوی یک فروپاشی اقتصادی تمام‌عیار سوق داده است، در حالی که واشینگتن با راهبرد “دیوار فولادین”، صبورانه در انتظار لحظه‌ای است که رژیم تحت فشار گرسنگی و تورم، ناچار به تسلیم نهایی شود. اکنون پرسش اصلی اینجاست که آیا مقامات تهران پیش از وقوع فاجعه انسانی، به واقعیت‌های تلخ اقتصادی تن خواهند داد یا خیر؟

کامیار امیری

کامیار امیری

دبیر و ویراستار بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم