سیگنال‌های اسلام‌آباد از توافق احتمالی تهران و واشینگتن؛ دیپلماسی اضطراری در میانه بن‌بست هرمز

در حالی که تنش‌های نظامی در منطقه خاورمیانه به نقطه‌ای حساس رسیده است، مخابره اخبار مبنی بر احتمال دست‌یابی ایران و ایالات متحده به «نوعی تفاهم»، فضای سیاسی را تحت تأثیر قرار داده است. در حالی که سایه جنگ همچنان بر گلوگاه‌های راهبردی منطقه سنگینی می‌کند، تحرکات دیپلماتیک همسایگان ایران، به‌ویژه پاکستان، نشان‌دهنده تلاشی جدی برای عبور از بن‌بست فعلی است. با این حال، تضاد میان شروط سخت‌گیرانه تهران و تهدیدات اقتصادی واشینگتن، این پرسش را ایجاد کرده است که آیا توافق پیش‌رو یک راهکار پایدار خواهد بود یا تنها یک «تنفس دیپلماتیک» برای جلوگیری از فروپاشی کامل امنیت منطقه‌ای است.

میانجی‌گری در کانون توجه؛ پیام‌های پاکستان چیست؟

تازه‌ترین موج خوش‌بینی دیپلماتیک از سوی اسلام‌آباد آغاز شده است. خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، در گفت‌وگویی صریح با خبرگزاری بلومبرگ مدعی شد که نشانه‌های دو سه روز اخیر حاکی از نزدیک شدن ایران و آمریکا به «نوعی توافق یا تفاهم صلح» است. او با اشاره به تغییر روند تحولات، وضعیت را به نفع یک معامله توصیف کرد؛ ادعایی که بلافاصله با سفر محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان به تهران، رنگ و بوی اجرایی به خود گرفت.

پاکستان که به‌طور سنتی نقش واسطه را میان ایران و ایالات متحده ایفا کرده، اکنون در شرایطی از «تفاهم» سخن می‌گوید که بن‌بست در تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را با چالش مواجه کرده است. اگرچه مقامات رسمی در تهران، از جمله عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، انجام هرگونه مذاکره مستقیم را رد کرده‌اند، اما تایید تبادل پیام‌ها از طریق میانجی‌ها نشان می‌دهد که کانال‌های دیپلماتیک برخلاف فضای ملتهب میدانی، همچنان فعال هستند.

اهرم تنگه هرمز؛ شروط تهران برای بازگشت به ثبات

در جبهه داخلی ایران، موضع‌گیری‌های جدید نشان‌دهنده پیوند مستقیم امنیت دریانوردی با مطالبات اقتصادی است. محسن رضایی، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی، در نخستین اظهارنظر رسمی خود پس از انتصاب، بازگشایی تنگه هرمز را به پذیرش شروط ایران توسط آمریکا گره زد. رضایی در دیدار با سفیر چین، پایان جنگ و آزادسازی پول‌های مسدود شده ایران را دو شرط اصلی برای تغییر وضعیت در تنگه هرمز برشمرد. او همچنین در شبکه اجتماعی آکس نوشت: «تنگه هرمز تا زمانی که ایالات متحده به جنگ و محاصره پایان ندهد، دارایی‌های مسدود شده ایران را آزاد نکند و با آتش‌بس در سراسر منطقه، از جمله در لبنان و غزه، موافقت نکند، بازگشایی نخواهد شد. تا زمانی که همه شرایط برآورده نشود، تنگه بسته خواهد ماند.»

این موضع‌گیری که در رسانه‌های رسمی ایران بازتاب گسترده‌ای داشت، نشان می‌دهد تهران از تنگه هرمز به عنوان اصلی‌ترین ابزار فشار برای شکستن حصار تحریم‌ها و دریافت غرامت استفاده می‌کند. دبیر شورای عالی امنیت ملی حتی تاکید کرد که هرگونه توافق احتمالی با عمان برای تسهیل عبور و مرور، موضوعی جدا از «انسداد کلی تنگه» خواهد بود؛ پیامی روشن به طرف‌های بین‌المللی که ایران قصد ندارد به سادگی از این اهرم راهبردی عبور کند.

از سوی دیگر، عباس عراقچی با تکیه بر ادبیات پیروزی، مدعی است که واشینگتن پس از ناکامی در استراتژی‌های نظامی، اکنون برای مذاکره «التماس» می‌کند. او ناامنی در تنگه هرمز را محصول «تجاوز نظامی» آمریکا و اسرائیل دانسته و بازگشت امنیت را مستلزم پایان محاصره دریایی ایران برمی‌شمارد.

راهبرد دوگانه واشینگتن؛ از کنترل نظامی تا فشار بانکی

در واشینگتن، دونالد ترامپ با ادبیاتی تهاجمی اما در عین حال معطوف به مذاکره، گزینه‌های آمریکا را تشریح کرده است. ترامپ در مصاحبه‌ای اخیر، خود را «بانکدار» ایران نامیده و با اشاره به کنترل دارایی‌های مسدود شده، تاکید کرد که ایالات متحده میان دو گزینه «ضربه بسیار سخت نظامی» یا «رها کردن ایران تا شکست کامل اقتصادی» در حال نوسان است.

رئیس‌جمهور آمریکا با متهم کردن ایران به «فریبکاری در مذاکره»، مدعی شد که واشینگتن کنترل کامل تنگه هرمز را از طریق عملیات مین‌روبی در دست گرفته است؛ ادعایی که با واقعیت‌های میدانی و انسداد گزارش شده توسط تانکرهای نفتی تضاد دارد. به نظر می‌رسد ترامپ قصد دارد با حفظ فشار حداکثری و همزمان باز گذاشتن پنجره مذاکرات غیرمستقیم، ایران را در وضعیتی قرار دهد که هزینه انسداد تنگه برای تهران از دستاوردهای اقتصادی آن پیشی بگیرد.

نگرانی‌های بین‌المللی؛ منطقه در وضعیت «نه جنگ و نه صلح»

تداوم این وضعیت شکننده، نگرانی بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی را به دنبال داشته است. انور قرقاش، مشاور رئیس امارات متحده عربی، با هشدار نسبت به وضعیت بلاتکلیف منطقه، تاکید کرد که خاورمیانه نمی‌تواند برای مدت نامحدود میان جنگ و صلح باقی بماند. او خواستار شفافیت در چشم‌انداز دیپلماتیک و گذار به ثباتی شد که بر پایه قوانین بین‌المللی و احترام به حاکمیت ملی استوار باشد.

در همین راستا، تماس‌های دیپلماتیک میان اروپا و تهران نیز افزایش یافته است. یوهان واده‌فول، وزیر خارجه آلمان، در گفت‌وگو با همتای ایرانی خود خواستار بازگشایی بدون قید و شرط تنگه هرمز و مشارکت سازنده ایران در مذاکرات پایان جنگ شده است. پاسخ تهران به این درخواست‌ها، نشان‌دهنده یک بن‌بست در مفاهیم است؛ جایی که ایران امنیت را تابعی از پایان «مداخلات غیرقانونی» آمریکا می‌داند و طرف مقابل، امنیت کشتیرانی را یک اصل غیرقابل مذاکره و پیش‌شرط هرگونه توافق می‌انگارد.

توافق در سایه یا تداوم فرسایش؟

اخبار منتشر شده توسط منابع پاکستانی و بلومبرگ درباره نزدیکی به توافق، نشان‌دهنده یک واقعیت گریزناپذیر است: هر دو طرف به دلیل هزینه‌های بالای جنگ و فشارهای اقتصادی، به دنبال یک خروجی آبرومندانه هستند. با این حال، تفاوت‌های اساسی در اهداف، این توافق احتمالی را با تردید مواجه می‌کند.

ایران به دنبال توافقی است که منجر به تزریق نقدینگی فوری (آزادسازی پول‌ها) و تثبیت نقش منطقه‌ای‌اش شود، در حالی که ایالات متحده به دنبال بازگشایی شریان‌های انرژی و محدود کردن ابزارهای فشار ایران بدون لغو کامل تحریم‌های ساختاری است. نقش چین نیز در این میان حائز اهمیت است؛ پکن با حمایت از حاکمیت ملی ایران و مخالفت با حملات نظامی، وزنه‌ای تعادل‌بخش در برابر فشارهای غرب ایجاد کرده است.

در نهایت، گزارش‌های رسیده از اسلام‌آباد و تحرکات در تهران نشان می‌دهد که دیپلماسی در «اتاق‌های تاریک» با سرعت در حال حرکت است. اگرچه ادبیات رسمی مقامات در هر دو سو، تند و آشتی‌ناپذیر به نظر می‌رسد، اما واقعیت‌های اقتصادی و نظامی، طرفین را به سمت یک «تفاهم اضطراری» سوق داده است. موفقیت این توافق احتمالی بستگی به این دارد که آیا طرفین آمادگی دارند از بخشی از شروط حداکثری خود — نظیر بازگشایی بدون قید و شرط هرمز یا لغو کامل تحریم‌ها — در ازای یک ثبات نسبی صرف‌نظر کنند یا خیر. منطقه در انتظار است تا ببیند آیا سیگنال‌های مثبت پاکستان به یک معاهده صلح تبدیل می‌شود یا تنها پیش‌درآمدی بر دور جدیدی از تنش‌های پیچیده‌تر خواهد بود.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم