گزارش اختصاصی حل‌نت: راهبرد «فلج‌سازی لجستیک»؛ جنوب ایران در میانه فشار سخت‌افزاری و بن‌بست دیپلماتیک

با ورود به موج جدید درگیری‌های نظامی میان ایران و ایالات متحده، جغرافیای نبرد از تقابل‌های مرزی به سمت یک «جنگ زیرساختی» تغییر جهت داده است. تحولات ۲۴ ساعت گذشته نشان می‌دهد که واشینگتن با عبور از اهداف صرفاً نظامی، راهبرد «فلج‌سازی لجستیک» را در نوار جنوبی ایران کلید زده است. این وضعیت که با توقف رسمی تعهدات ایران در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و اعلام تلفات نظامی آمریکا در منطقه همراه شده، نشان‌دهنده شکست تلاش‌های دیپلماتیک اخیر و بازگشت به فاز سخت‌افزاری دکترین فشار حداکثری است.

محاصره لجستیک؛ انسداد شریان‌های جنوب

گزارش‌های میدانی و بیانیه‌های رسمی مقامات داخلی ایران حاکی از آن است که استراتژی فعلی ارتش آمریکا بر ایزوله کردن قطب‌های اقتصادی و نظامی جنوب متمرکز شده است. احمد کرمی اسد، رئیس پلیس راهور فراجا، روز شنبه ۲۷ تیر اعلام کرد که در پی حملات به پل‌ها و تونل‌های استان هرمزگان، مسیرهای خروجی این استان به سمت فارس و کرمان مسدود شده و تردد ناوگان سنگین تا اطلاع ثانوی امکان‌پذیر نیست.

این انسداد فیزیکی با قطع گسترده ارتباطات همراه شده است. بنا بر اعلام اداره‌کل ارتباطات هرمزگان، ۱۱۶ دکل مخابراتی به دلیل آسیب به فیبر نوری در محدوده «تونل میرزایی» و «پل رودخانه شور» از مدار خارج شده‌اند که منجر به قطعی اینترنت و تلفن در بخش‌های وسیعی از شمال بندرعباس و شهرستان حاجی‌آباد گشته است. همزمان، استانداری هرمزگان از وقوع چندین حمله موشکی جدید به حوالی شهر راهبردی «سیریک» در نزدیکی تنگه هرمز در ظهر و عصر شنبه خبر داد.

بررسی راهبرد آمریکا؛ فشار حداکثری در میدان

آگری اسماعیل‌نژاد، تحلیل‌گر مسائل سیاسی، در گفتگوی اختصاصی با «حل‌نت» به تبیین ریشه‌های این استراتژی پرداخته و می‌گوید: «استراتژی اصلی دولت آمریکا در این مقطع در همین چارچوب استراتژی فشار حداکثری می‌گنجد؛ یعنی فشار حداکثری اقتصادی که در دوره دولت اول دونالد ترامپ هم مطرح بود.»

وی در ادامه درباره احتمال عملیات زمینی می‌افزاید: «حتی اگر پیاده‌کردن نیروی نظامی هم شکل بگیرد، این نیروی نظامی در یک جغرافیای خاص و کوچک مانند جزیره خارگ یا مناطقی مانند ماهشهر یا بندر خمینی پیاده خواهد شد. به‌خاطر این‌که این نقاط از لحاظ زیرساخت اقتصادی و مسئله پتروشیمی و صادرات نفت و گاز از نقاط حساس و مهم ایران هستند و در واقع این نقاط قلب اقتصاد نفتی جمهوری اسلامی هستند.»

اسماعیل‌نژاد همچنین تأکید می‌کند: «حملاتی هم که انجام شده به زیرساخت‌های همان مناطق انجام شده و در کل باید بگوییم که حتی پیاده‌کردن نیروی نظامی به‌صورت محدود خواهد بود و در نقاطی رخ خواهد داد که از لحاظ اقتصادی برای جمهوری اسلامی از اهمیت بالایی برخوردار باشند و این همان مسئله فشار حداکثری اقتصادی‌ست که در چند سال گذشته سیاست دولت ترامپ علیه برنامه هسته‌ای و ماجراجویی‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی بوده است.»

آگری اسماعیل‌نژاد: استراتژی اصلی دولت آمریکا در این مقطع در همین چارچوب استراتژی فشار حداکثری می‌گنجد؛ یعنی فشار حداکثری اقتصادی که در دوره دولت اول دونالد ترامپ هم مطرح بود

در همین راستا، محمد کدخدایی، تحلیل‌گر مسائل سیاسی، در گفتگو با «حل‌نت» بر جنبه لجستیکی-نظامی حملات تأکید کرده و اظهار می‌دارد: «به نظر می‌رسد هدف اصلی ایالات متحده از تمرکز حملات بر نوار جنوبی ایران، از بلوچستان و هرمزگان تا بوشهر و اهواز، بیش از آنکه زمینه‌سازی برای یک حمله زمینی باشد، تضعیف شبکه تدارکاتی و لجستیکی جمهوری اسلامی ايران، به‌ویژه سپاه پاسداران، است. این مناطق محل استقرار بخش مهمی از پایگاه‌های دریایی، بنادر، مسیرهای انتقال تجهیزات و زیرساخت‌هایی هستند که در پشتیبانی از عملیات دریایی و نظامی ايران در خلیج و تنگه هرمز نقش دارند.»

وی در ادامه با تحلیل اهداف میان‌مدت این حملات می‌افزاید: «اگر این فرض را مبنا قرار دهیم، هدف از حمله به بنادر، راه‌آهن، پل‌ها، تونل‌ها و مراکز نظامی، قطع مسیرهای انتقال نیرو، تجهیزات، مهمات و سامانه‌های موشکی و پهپادی به جنوب کشور است. در چنین شرایطی، حتی اگر ايران همچنان توان تولید یا ذخیره تسلیحات داشته باشد، رساندن آنها به مناطق عملیاتی با دشواری بیشتری روبه‌رو خواهد شد.»

کدخدایی همچنین خاطرنشان می‌کند: «از منظر نظامی نیز، پرتاب پهپادها و موشک‌های کوتاه‌برد از سواحل جنوبی به اهداف دریایی یا کشورهای جنوبی خلیج، زمان واکنش و رهگیری را کاهش می‌دهد. در مقابل، اگر پرتاب از مناطق مرکزی ایران انجام شود، به دلیل فاصله بیشتر، زمان هشدار و امکان رهگیری افزایش می‌یابد. البته میزان تأثیر این عامل به نوع سامانه موشکی یا پهپادی و توان عملیاتی طرفین بستگی دارد.»

محمد کدخدایی: به نظر می‌رسد هدف اصلی ایالات متحده از تمرکز حملات بر نوار جنوبی ایران، از بلوچستان و هرمزگان تا بوشهر و اهواز، بیش از آنکه زمینه‌سازی برای یک حمله زمینی باشد، تضعیف شبکه تدارکاتی و لجستیکی جمهوری اسلامی ايران، به‌ویژه سپاه پاسداران، است. این مناطق محل استقرار بخش مهمی از پایگاه‌های دریایی، بنادر، مسیرهای انتقال تجهیزات و زیرساخت‌هایی هستند که در پشتیبانی از عملیات دریایی و نظامی ايران در خلیج و تنگه هرمز نقش دارند

او در پایان این بخش از تحلیل خود نتیجه می‌گیرد: «به همین دلیل، بعید به نظر می‌رسد که هدف اصلی آمریکا یک عملیات زمینی گسترده باشد. هزینه و پیچیدگی چنین عملیاتی بسیار بالاست. محتمل‌تر آن است که واشینگتن با حملات هوایی، تضعیف زیرساخت‌های نظامی و لجستیکی، و فشار بر بنادر و مسیرهای ارتباطی، در پی کاهش توان عملیاتی جمهوری اسلامی ايران، حفظ امنیت تنگه هرمز و افزایش فشار اقتصادی از طریق مختل کردن بخشی از ظرفیت صادرات، واردات و جابه‌جایی تجهیزات باشد.»

مرگ تفاهم‌نامه و پیام‌های جدید از تهران

در سطح سیاسی، فروپاشی دستاوردهای دیپلماتیکِ ماه گذشته اکنون رسمیت یافته است. کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر خارجه ایران، روز شنبه اعلام کرد که تهران اجرای تمامی تعهدات خود در چارچوب تفاهم‌نامه ۲۵ خرداد با آمریکا (تفاهم اسلام‌آباد) را متوقف کرده است. این تفاهم‌نامه که بر اساس آن ایران تنگه هرمز را باز کرده و آمریکا محاصره دریایی را لغو کرده بود، پس از حملات ۱۵ تیر به نفتکش‌ها و بازگشت محاصره دریایی توسط ترامپ، عملاً به بایگانی سپرده شد.

همزمان، رسانه‌های داخلی پیام مکتوبی منسوب به مجتبی خامنه‌ای را منتشر کردند که در آن ضمن بی‌اعتبار خواندن امضای رئیس‌جمهور آمریکا، هشدار داده شده که ایران و «جبهه مقاومت» درس‌های فراموش‌نشدنی به آمریکا خواهند داد. او انتقادهای تندروها از مذاکرات را «سرمایه ارزشمند» خوانده، هرچند بر حفظ انسجام اجتماعی نیز تأکید کرده است.

گسترش بحران به کشورهای منطقه؛ از اردن تا کویت

پاسخ‌های ایران به حملات زیرساختی، اکنون به متحدان منطقه‌ای واشینگتن سرایت کرده و تلفات انسانی بر جای گذاشته است. سنتکام (فرماندهی مرکزی آمریکا) روز شنبه رسماً اعلام کرد که دو نظامی آمریکایی در اردن بر اثر حملات موشکی و پهپادی روز جمعه ایران کشته شده و یک نظامی دیگر مفقودالاثر است.

در جبهه‌ای دیگر، کویت برای دومین روز پیاپی از حمله به نیروگاه‌های برق و تأسیسات آب‌شیرین‌کن خود خبر داد. شرکت نفت کویت اعلام کرد این حملات منجر به خسارات قابل توجه و زخمی شدن چندین نفر شده است. فعالیت فرودگاه بین‌المللی کویت نیز به دلیل تهدیدات مداوم به حالت تعلیق درآمده است. سپاه پاسداران با انتشار اطلاعیه‌ای، هدف قرار دادن «مرکز پشتیبانی نظامی آمریکا» در اردوگاه عریفجان و پایگاه هوایی علی‌السالم کویت را تایید کرد.

تحلیل اختصاصی از جبهه شمال و اقلیم کردستان

در حالی که تنش‌ها در جنوب به اوج رسیده، موضوع حملات به اقلیم کردستان عراق نیز با علامت سؤال‌های جدی روبروست. آگری اسماعیل‌نژاد در تحلیل اختصاصی خود برای «حل‌نت» این حملات را یک تاکتیک تبلیغاتی می‌داند و می‌گوید: «مسئله حمله جمهوری اسلامی به اقلیم کردستان، من فکر می‌کنم بیشتر یک پروپاگانداست؛ بدین مفهوم که در شرایط کنونی این احتمال وجود دارد از نیروهای حشدالشعبی استفاده کند برای فشار بیشتر بر کویت. و این برای جمهوری اسلامی دستاورد بالاتری خواهد بود تا این‌که حمله نظامی و زمینی به اقلیم کردستان داشته باشه باشد.»

او در ادامه با تفکیک دو مسئله اساسی می‌افزاید: «در صورتی که جمهوری اسلامی به اقلیم کردستان حمله کند، اولاً حشدالشعبی دیگر توانایی این را ندارد کە تهدیدی علیه اردن، سعودی و کویت باشد و این یک کارت مهمی است که جمهوری اسلامی از دستش خارج خواهد شد. دوم به احتمال بسیار زیاد در پشت جبهه این حمله یعنی در بخش کردستان ایران با یک اعتراضات فراوانی یا نوعی انتفاضه روبرو شود که این هم می‌تواند براش هزینه‌بردار باشد و زمینه این رو فراهم بکند که در سراسر ایران چنین اعتراضاتی شکل بگیرد.»

اسماعیل‌نژاد در پایان تحلیل این بخش خاطرنشان می‌کند: «بر همین اساس من فکر می‌کنم این مسئله حمله به اقلیم کردستان در واقع یک تهدید است که از طرف جمهوری اسلامی مطرح می‌شود. چون در صورتی که این حمله رو انجام بدهد، درست است که از لحاظ بین‌المللی هزینه‌اش برای آن کم خواهد بود اما از جنبه سیاست داخلی و سیاست منطقه‌ای با توجه به این‌که یکی از مهم‌ترین کارت‌هاش در شرایط کنونی حشدالشعبی هست، این کارت رو باید بر روی مسئله کردستان متمرکز کند که در صورتی که حشدالشعبی بر کردستان متمرکز شود، آن‌وقت نمی‌تواند به تهدیدات بالقوه و بالفعل علیه کویت، امارات و سعودی تبدیل شود.»

آگری اسماعیل‌نژاد: در صورتی که جمهوری اسلامی به اقلیم کردستان حمله کند، اولاً حشدالشعبی دیگر توانایی این را ندارد کە تهدیدی علیه اردن، سعودی و کویت باشد و این یک کارت مهمی است که جمهوری اسلامی از دستش خارج خواهد شد. دوم به احتمال بسیار زیاد در پشت جبهه این حمله یعنی در بخش کردستان ایران با یک اعتراضات فراوانی یا نوعی انتفاضه روبرو شود که این هم می‌تواند براش هزینه‌بردار باشد و زمینه این رو فراهم بکند که در سراسر ایران چنین اعتراضاتی شکل بگیرد

بن‌بست دیپلماتیک؛ مذاکره یا ادامه جنگ فرسایشی؟

با وجود افزایش هزینه‌های نظامی، پرسش اصلی این است که آیا دو طرف به میز مذاکره بازخواهند گشت؟ محمد کدخدایی در پاسخ به این پرسش «حل‌نت» به پیچیدگی‌های ساختاری اشاره کرده و می‌گوید: «به نظر من، با گذشت زمان، ادامه حملات و افزایش اختلافات درونی در ساختار جمهوری اسلامی ايران، شرایط روزبه‌روز پیچیده‌تر می‌شود. تصور می‌کنم ایران در اصل با مذاکره مخالفتی ندارد و در شرایط مختلف آمادگی بازگشت به میز مذاکره را خواهد داشت، اما مسئله این است که از نگاه آمریکا، مذاکرات گذشته به اهداف مورد نظرش منجر نشده و نتوانسته تغییرات مورد انتظار واشینگتن را ایجاد کند.»

وی در ادامه تحلیل خود می‌افزاید: «اگر این ارزیابی درست باشد، به نظر می‌رسد آمریکا در مقطع کنونی ترجیح می‌دهد ابتدا از طریق فشار نظامی و افزایش هزینه‌های ايران، موقعیت مذاکره را به نفع خود تغییر دهد و سپس وارد گفت‌وگو شود. به همین دلیل، ممکن است فعلاً تمایل کمتری برای ازسرگیری مذاکرات نشان دهد و تلاش کند ابتدا امتیازات بیشتری در میدان به دست آورد.»

محمد کدخدایی: تصور می‌کنم ایران در اصل با مذاکره مخالفتی ندارد و در شرایط مختلف آمادگی بازگشت به میز مذاکره را خواهد داشت، اما مسئله این است که از نگاه آمریکا، مذاکرات گذشته به اهداف مورد نظرش منجر نشده و نتوانسته تغییرات مورد انتظار واشینگتن را ایجاد کند

کدخدایی همچنین معتقد است: «در مقابل، ايران نیز بازگشت به مذاکره در شرایطی که تحت فشار شدید نظامی قرار دارد را نشانه ضعف تلقی می‌کند و به همین دلیل تلاش می‌کند از چنین وضعیتی پرهیز کند. این موضوع باعث شده فاصله میان مواضع دو طرف بیشتر شود.»

او در پایان جمع‌بندی می‌کند: «با این حال، درگیری‌های نظامی معمولاً تا زمانی ادامه پیدا می‌کنند که یکی از طرفین به این نتیجه برسد هزینه ادامه جنگ از هزینه مذاکره بیشتر شده است. بنابراین، هرچند در شرایط فعلی احتمال تداوم فشارهای نظامی بیشتر به نظر می‌رسد، اما نمی‌توان بازگشت به مذاکرات را در مراحل بعدی منتفی دانست؛ به‌ویژه اگر موازنه میدانی یا محاسبات سیاسی یکی از طرفین تغییر کند.»

ندای «نه به جنگ» در میان غرش موشک‌ها

در کنار تحرکات نظامی، بخشی از بدنه مدنی و سیاسی ایران نیز واکنش نشان داده است. ۲۶۸ نفر از فعالان سیاسی، مدنی و نمایندگان پیشین مجلس با انتشار بیانیه‌ای با عنوان «جنگ نمی‌خواهیم»، خواستار پایان دادن به تهدیدات شدند. آن‌ها تأکید کردند که اکثریت مردم خواهان صلح و زندگی شایسته‌اند و هیچ تصمیمی نباید برخلاف اراده ملت بر کشور حاکم شود.

گزارش اختصاصی «حل‌نت» نشان می‌دهد که منطقه در یک چرخه فرسایشی خطرناک گرفتار شده است. آمریکا با راهبرد «فلج‌سازی لجستیک» در پی از کار انداختن توان دفاعی و اقتصادی ایران در جنوب است و ایران با هدف قرار دادن زیرساخت‌های متحدان آمریکا و تحمیل تلفات به نیروهای سنتکام، سعی در بازدارندگی دارد. با رسمی شدن مرگ تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و انسداد مسیرهای ارتباطی هرمزگان، جنوب ایران اکنون نه تنها میدان نبرد موشک‌ها، بلکه کانون یک «محاصره زیرساختی» است که پیامدهای آن فراتر از مرزهای ایران، امنیت کل منطقه را به گروگان گرفته است. همان‌طور که تحلیل‌گران اختصاصی ما اشاره کردند، تا زمانی که موازنه هزینه و فایده در میدان نبرد تغییر نکند، زیرساخت‌های مدنی و حیاتی همچنان در سیبل این فشار سخت‌افزاری باقی خواهند ماند.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم