با نزدیک شدن به موعد برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، روابط میان تهران و واشینگتن بار دیگر در چنبرهای از پیچیدگیهای دیپلماتیک و اداری گرفتار شده است. این بار، موضوع «صدور ویزا» برای هیئت اعزامی ایران، فراتر از یک روال اداری ساده، به یک گره سیاسی تبدیل شده است که میتواند سطح مشارکت جمهوری اسلامی ایران را در یکی از مهمترین تریبونهای بینالمللی تحت شعاع قرار دهد.

شروط جدید؛ «بدعت» یا «فشار سیاسی»؟
سید عباس موسوی، معاون تشریفات و سرپرست معاونت سیاسی دفتر رئیسجمهور ایران، روز دوشنبه ۹ شهریورماه، با ادبیاتی انتقادی از وضع شروط جدید توسط دولت ایالات متحده برای حضور هیئت ایرانی در مجمع عمومی خبر داد. موسوی این اقدام را «سوءاستفاده از موقعیت میزبانی مقر سازمان ملل» و «بدعتگذاری جدید» توصیف کرد که به گفته او با موازین و حقوق بینالملل همخوانی ندارد.
اگرچه مقامات دولتی ایران هنوز جزئیات دقیقی از ماهیت این «شروط مسموعناپذیر» ارائه نکردهاند، اما به نظر میرسد این محدودیتها در ادامه روندی است که در ماههای اخیر تشدید شده است. بر اساس گزارشهای موجود، پیش از این نیز در جریان رویدادهای بینالمللی از جمله جام جهانی ۲۰۲۶، محدودیتهای مشابهی برای ورود مقامات و همراهان ایرانی اعمال شده بود که منجر به عدم صدور ویزا برای ۱۴ نفر از مدیران و همراهان تیم ملی، از جمله چهرههای امنیتی و اداری تحت پوششهای مختلف شد.

پیشینه محدودیتها و مسئله همراهان
تجربه سال گذشته مجمع عمومی سازمان ملل نشان داد که واشینگتن نظارت بر لیست همراهان هیئتهای دیپلماتیک را تشدید کرده است. در آن مقطع، گزارشهایی مبنی بر رد درخواست ویزای برخی از اعضای خانواده مقامات، از جمله فرزندان رئیسجمهور، منتشر شد. به نظر میرسد در سال جاری، دایره این محدودیتها به سطوح سیاسی و فنی نیز سرایت کرده است.
از منظر حقوقی، طبق «موافقتنامه مقر» (Headquarters Agreement) مصوب سال ۱۹۴۷ میان سازمان ملل و ایالات متحده، دولت میزبان موظف است تسهیلات لازم را برای ورود و حضور نمایندگان کشورهای عضو فراهم کند. با این حال، ایالات متحده همواره با تکیه بر ملاحظات «امنیت ملی»، استثنائاتی را برای این تعهد قائل شده است. تهران معتقد است واشینگتن با «قاطی کردن مباحث دوجانبه با وظایف میزبانی»، از ویزا به عنوان ابزاری برای اعمال فشار سیاسی استفاده میکند.
تردید در سطح حضور؛ دیپلماسی در بنبست؟
اظهارات عباس موسوی مبنی بر اینکه ایران در حال بررسی «اصل شرکت کردن یا نکردن» و همچنین «سطح و تعداد هیئت اعزامی» است، نشاندهنده یک چالش جدی در لایههای تصمیمگیری دولت مسعود پزشکیان است. دولت او که با شعار تعامل سازنده با جهان و رفع تحریمها روی کار آمده، اکنون با مانعی روبهروست که میتواند اولین حضور رسمی او در نیویورک را با چالش جدی مواجه کند.
اگر ایران تصمیم به کاهش سطح حضور خود بگیرد، این اقدام میتواند پیامی دیپلماتیک به سازمان ملل و ایالات متحده تلقی شود، اما در عین حال، فرصت استفاده از تریبون مجمع عمومی برای تبیین مواضع دولت جدید و دیدارهای جانبی با سران کشورهای جهان را محدود خواهد کرد. از سوی دیگر، پذیرش شروط واشینگتن ممکن است در داخل کشور به عنوان عقبنشینی از «عزت ملی» تعبیر شود؛ موضوعی که همواره در کانون نقد جریانهای رقیب دولت قرار دارد.

راهبرد شفافیت و چندجانبهگرایی
در حالی که تنش بر سر ویزای نیویورک بالا گرفته، مسعود پزشکیان در حاشیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای در قرقیزستان، بر ضرورت مقابله با «ابزار فشار قرار دادن سازمانهای بینالمللی» تاکید کرد. او در دیدار با رئیسجمهور قرقیزستان تصریح کرد که برخی قدرتها از ظرفیتهای حقوق بشری و سیاسی سازمان ملل علیه کشورهای مستقل استفاده میکنند و راهکار آن را تقویت «رویکرد چندجانبهگرایی» دانست.
این بخش از دیپلماسی پزشکیان نشان میدهد که تهران به دنبال تقویت بلوکهای منطقهای (مانند شانگهای و اوراسیا) به عنوان وزنه تعادلی در برابر فشارهای غرب است. با این حال، پارادوکس موجود در سیاست خارجی ایران همچنان پابرجاست: تلاش برای تقویت پیوندهای شرقی همزمان با نیاز مبرم به باز نگاه داشتن کانالهای دیپلماتیک با غرب برای حل بحرانهای اقتصادی و پرونده هستهای.

بازی در زمین ناهموار
شرایط کنونی نشان میدهد که حضور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل بیش از آنکه یک فعالیت دیپلماتیک روتین باشد، به بخشی از «جنگ فرسایشی» میان تهران و واشینگتن تبدیل شده است. واشینگتن با اعمال محدودیتهای اداری و ویزایی، به دنبال محدود کردن مانور دیپلماتیک ایران در خاک خود است و تهران با ابزار «تردید در حضور»، تلاش میکند هزینه سیاسی این بدعتگذاری را برای میزبان بالا ببرد.
اگرچه موسوی تاکید کرده که «تضییقات فعلاً در حد حرف است»، اما سوابق اخیر (از جمله در مورد تیمهای ورزشی و همراهان اداری) نشان میدهد که این محدودیتها کاملاً جدی و عملیاتی هستند. دولت پزشکیان اکنون در موقعیت دشواری قرار دارد؛ او باید میان «حفظ پرستیژ دیپلماتیک و حضور در قلب دیپلماسی جهانی» و «ایستادگی در برابر شروطی که آنها را غیرقانونی میخواند»، توازنی ظریف برقرار کند.
در نهایت، تصمیم تهران درباره نحوه حضور در نیویورک، فراتر از یک مسئله تشریفاتی، نشاندهنده جهتگیری کلی سیاست خارجی دولت در مواجهه با چالشهای ساختاری با ایالات متحده خواهد بود. آیا تهران با حضور در سطح پایین، به اعتراض خود وجاهت میبخشد، یا با حضور حداکثری و عبور از موانع ویزایی، تلاش خواهد کرد تا هزینه سیاسی واشینگتن را در افکار عمومی جهانی افزایش دهد؟ پاسخ به این پرسش در روزهای آینده و با نهایی شدن لیست مسافران نیویورک مشخص خواهد شد.
- چالش ویزا در مسیر سازمان ملل؛ شروط جدید واشینگتن و گزینههای روی میز تهران
- تنش در خلیجفارس و دیپلماسی در بیشکک؛ تقابل راهبردی تهران و واشینگتن در آستانه نشست شانگهای
- نشست سهجانبه استانبول برای اجرای توافق دفاع مشترک مکه
- بررسی پروندههای اعدام زنان معترض در دیوان عالی ایران
- مصطفی هجری: سنگ بنای ایران دموکراتیک باید پیش از سقوط رژیم گذاشته شود
