سخنگوی وزارت امور خارجه ایران با انتقاد شدید از نفوذ ایالات متحده در قفقاز جنوبی، بر مخالفت قاطع جمهوری اسلامی ایران با هرگونه تغییر در جغرافیای سیاسی منطقه و اجرای طرحهای غربی متضاد با سیاست جمهوری اسلامی تأکید کرد.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در نشست خبری روز چهارشنبه ٧خرداد، به تبیین مواضع رسمی حاکمیت در قبال تحولات سریع در منطقه قفقاز جنوبی پرداخت. وی با توصیف این منطقه به عنوان «همسایه بلافاصله ایران»، پیوند امنیت ملی و منافع اقتصادی کشورش را با ثبات در قفقاز، تفکیکناپذیر دانست.
سخنگوی وزارت خارجهی ایران با ابراز مخالفت صریح با حضور آمریکا در منطقه، گفت: «جمهوری اسلامی هرگونه حضور ناامنساز ایالات متحده در قفقاز جنوبی را مخل صلح پایدار میداند.» وی ضمن حمایت از توسعه پیوندهای اقتصادی میان کشورهای منطقه، هشدار داد که سوءظن تهران به نیات واشینگتن، برخاسته از پیشینه مداخلات و رویکردهای تهاجمگرایانه آمریکا در سطح جهان است. از دیدگاه تهران، مداخلات خارجی نه تنها به همگرایی منطقهای کمک نخواهد کرد، بلکه منافع جمعی را با چالشهای پیشبینیناپذیر مواجه میسازد.

دالان «تریپ»؛ ابزار واشینگتن برای مهار راهبردی رقبای منطقهای
بخش مهمی از تنشهای کنونی به توافقنامه اوت ۲۰۲۵ (مرداد ۱۴۰۴) در کاخ سفید بازمیگردد؛ جایی که دونالد ترامپ با میزبانی از نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان و الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، «اعلامیه واشینگتن» را پایهگذاری کرد. ثمره این نشست، طرح موسوم به «تریپ» (TRIPP) یا «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی» است.
این پروژه شامل کریدوری به طول حدود ۴۳ (چهل و سه) کیلومتر در استان سیونیک ارمنستان است که خاک اصلی جمهوری آذربایجان را به نخجوان متصل میکند. طبق مفاد این قرارداد، ایالات متحده حقوق انحصاری بهرهبرداری ۹۹ (نود و نه) ساله از این مسیر را به دست آورده است. مدیریت این طرح بر عهده شرکت «توسعه تریپ» (TRIPP Development Company) است که با سرمایهگذاری اولیه ۱۴۵ (صد و چهل و پنج) میلیون دلاری واشینگتن، احداث زیرساختهای جادهای، ریلی، فیبر نوری و انتقال انرژی را دنبال میکند.
تحلیلگران حوزه بینالملل معتقدند این دالان، فراتر از یک مسیر تجاری، قطعهای از پازل کلان آمریکا برای ایجاد کریدورهای شرق به غرب با هدف دور زدن آگاهانه ایران و روسیه است. این اقدام مستقیماً منافع راهبردی ایران در کریدور «شمال-جنوب» را هدف قرار داده و در پی حذف تهران از معادلات ترانزیتی میان آسیا و اروپا است.

تغییر موازنه قدرت و خلاء ناشی از افول نفوذ سنتی مسکو
منطقه قفقاز که دههها حیاطخلوت راهبردی روسیه محسوب میشد، اکنون شاهد تغییرات بنیادین در موازنه قدرت است. پس از جنگ دوم قرهباغ در سال ۲۰۲۰ (۱۳۹۹)، روسیه با نیروهای حافظ صلح نقش ناظر اصلی را ایفا میکرد؛ اما درگیری طولانیمدت در اوکراین، توان واکنش مستقیم کرملین را در قفقاز کاهش داده است.
توافقات تحت نظارت واشینگتن عملاً «گروه مینسک» را منزوی کرده و نقش میانجیگری روسیه را به حاشیه رانده است. در همین راستا، ارمنستان با دور شدن از ساختارهای امنیتی مسکو مانند «پیمان امنیت جمعی»، به سمت غرب متمایل شده است. سرمایهگذاریهای حوزه فناوری آمریکا در ارمنستان، نظیر پروژههای ابررایانهای شرکت «انویدیا»، و لغو تحریمهای تسلیحاتی باکو، نشانههای روشنی از عزم واشینگتن برای پر کردن خلاء قدرت در منطقه است.
قفقاز؛ جبهه نوین رویارویی میان تهران و واشینگتن

رویارویی در قفقاز را باید در چارچوب تنشهای کلان میان ایران و ایالات متحده تحلیل کرد. از منظر نهادهای تصمیمساز در تهران، تسلط آمریکا بر دالان «تریپ» به معنای استقرار یک «رژیم امنیتی بیگانه» در مرزهای شمالغربی است. نگرانیهای امنیتی ایران بر این محور استوار است که این مسیر به پایگاهی برای فعالیتهای اطلاعاتی آمریکا و متحدان منطقهای آن تبدیل شود.
با توجه به پیوندهای نظامی میان باکو و تلآویو، حضور مستقیم واشینگتن میتواند دسترسی رژیم صهیونیستی به مرزهای ایران را تسهیل کرده و بازدارندگی راهبردی کشور را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین، حساسیتهای قومی و احتمال تحریک جریانهای گریز از مرکز، ایران را به اتخاذ مواضعی قاطع واداشته است. واشینگتن با بهرهگیری از «دیپلماسی زیرساخت»، در تلاش است تا با تنگ کردن حلقه محاصره پیرامون ایران، قدرت چانهزنی تهران را در مذاکرات کلان سیاسی کاهش دهد.
نقش کلیدی گرجستان و بنادر راهبردی دریای سیاه
در این میان، گرجستان به عنوان حلقه مکمل راهبرد غرب عمل میکند. واشینگتن با سرمایهگذاری گسترده در بنادر «باتومی» و «پوتی»، در پی ایجاد مسیری امن برای انتقال کالا و انرژی بر اساس استانداردهای غربی است. هدف نهایی این اقدام، مسدود کردن مسیرهای دور زدن تحریم توسط ایران و روسیه است. تفلیس اگرچه تلاش میکند توازن میان طرفین را حفظ کند، اما گرایش روزافزون آن به بلوک غرب، ابهامات جدی در مسیرهای جایگزین ایران به سمت اروپا ایجاد کرده است.
سناریوهای آتی؛ ایستادگی بر اصل تغییرناپذیری مرزها
جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده است که هیچگونه تغییر در مرزهای بینالمللی و نظم ژئوپلیتیک منطقه را برنمیتابد. اظهارات اسماعیل بقائی بار دیگر تأکیدی بر این واقعیت بود که صلح میان باکو و ایروان نباید به قیمت تهدید امنیت ملی ایران و تغییر نقشههای جغرافیایی تمام شود.
کارشناسان بر این باورند که سرنوشت طرح «تریپ» بر آینده راهبردی اوراسیا اثرگذار خواهد بود. در این راستا، دستگاه دیپلماسی ایران دو محور اصلی را دنبال میکند: تقویت زیرساختهای ترانزیتی داخلی برای حفظ رقابتپذیری و انجام رایزنیهای فشرده با پایتختهای منطقه جهت خنثیسازی نقشههای فرامنطقهای. در نهایت، تهران با رصد دقیق تحرکات واشینگتن، این پیام را صادر کرده است که هرگونه تلاش برای تغییر قواعد بازی در منطقه، با واکنشی متناسب و قاطع مواجه خواهد شد.
