بازار نفت میان افت قیمت و التهاب در تنگه‌های راهبردی

در روزهای اخیر، بازارهای جهانی انرژی شاهد پارادوکس معناداری بوده‌اند؛ در حالی که از یک سو بهای جهانی نفت در پی توقف موقت درگیری‌های مستقیم میان ایالات متحده و ایران با کاهشی محسوس روبرو شده، از سوی دیگر، شاخص‌های میدانی در دو گلوگاه حیاتی «هرمز» و «باب‌المندب» نشان‌دهنده وضعیتی بحرانی و بی‌سابقه هستند. گزارش‌ها حاکی از آن است که بهای نفت برنت و وست‌تگزاس اینترمدیت با افتی حدود ۶ تا ۷ درصدی مواجه شده‌اند، اما این آرامش در تابلوهای بورس، تحت‌الشعاع تنش‌های فزاینده در مسیرهای مواصلاتی دریایی قرار دارد که می‌تواند هر لحظه ثبات شکننده فعلی را برهم زند.
 


سقوط قیمت‌ها در سایه آتش‌بس غیررسمی

در معاملات روز دوشنبه ۲۷ ژوئیه (۵ مرداد)، نفت برنت با ۶.۷ درصد کاهش به حدود ۹۰ دلار در هر بشکه رسید. همزمان، نفت وست تگزاس اینترمدیت (WTI) نیز با تجربه‌ی افت ۶.۱ درصدی، در کانال ۸۴ دلار معامله شد. تحلیلگران اقتصادی این کاهش ناگهانی را واکنشی به فروکش کردن شعله‌های درگیری مستقیم میان تهران و واشینگتن ارزیابی می‌کنند. معامله‌گران که پیش‌تر ریسک جنگ تمام‌عیار را در قیمت‌ها لحاظ کرده بودند، اکنون با مشاهده توقف حملات متقابل، اقدام به شناسایی سود و خروج موقت از موقعیت‌های خرید کرده‌اند.
با این حال، نگاهی دقیق‌تر به یادداشت‌های فنی نهادهای مالی بین‌المللی نشان می‌دهد که این افت قیمت، لزوماً به معنای بازگشت امنیت به بازار نیست. به گزارش خبرگزاری‌های معتبر، تحلیلگران «دویچه بانک» در یادداشتی هشدار داده‌اند که هرچند توقف درگیری میان بازیگران اصلی خبری مثبت است، اما این وقفه به شدت «شکننده» به نظر می‌رسد. به باور آن‌ها، خطر اختلال همزمان در دو مسیر اصلی خلیج فارس و دریای سرخ همچنان پابرجاست.
 


بحران عبور و مرور در تنگه هرمز: آمار تکان‌دهنده

واقعیت‌های میدانی در تنگه هرمز، تصویری متفاوت از تابلوهای معاملاتی ارائه می‌دهند. بر اساس داده‌های شرکت رهگیری کشتی‌ها (کپلر)، میزان تردد در این آبراه راهبردی به شکلی دراماتیک کاهش یافته است. در حالی که در شرایط عادی روزانه حدود ۱۰۰ کشتی تجاری از تنگه هرمز عبور می‌کردند، داده‌های دو روز اخیر نشان می‌دهد که این آمار به کمتر از ۱۰ کشتی در روز تقلیل یافته است؛ کاهشی ۹۰ درصدی که بیانگر فلج شدن نسبی یکی از مهم‌ترین شریان‌های انتقال انرژی جهان است.

این وضعیت در تنگه باب‌المندب نیز تکرار شده است. پس از حملات پهپادی و موشکی به تأسیسات نفتی آرامکو در «جیزان» و «ینبع»، تردد در این منطقه به پایین‌ترین سطح در ماه‌های اخیر رسید. طبق داده‌های آماری، روز یکشنبه تنها ۱۱ کشتی حامل کالا از باب‌المندب عبور کردند که تنها ۷ فروند از آن‌ها نفتکش بودند. این انقباض در ترافیک دریایی، هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل را به شدت افزایش داده و پتانسیل جهش دوباره قیمت‌ها را در بطن خود حفظ کرده است.
 


تقابل روایت‌ها در تنگه هرمز: منازعه بر سر مسیرهای قانونی

در کنار آمارهای اقتصادی، تنش‌های حقوقی و امنیتی در منطقه به فاز جدیدی وارد شده است. خبرگزاری «صداوسیما» به نقل از منابع آگاه گزارش داد که در بامداد دوشنبه ۵ مرداد، نیروی دریایی سپاه پاسداران مانع از عبور ۶ فروند کشتی شده که قصد خروج از خلیج فارس را داشتند.

رسانه‌های داخلی ایران مدعی هستند این کشتی‌ها با «تحریک آمریکا» و با خاموش کردن سامانه‌های ناوبری، قصد عبور از «مسیر غیرقانونی و ناایمن» جنوب تنگه هرمز را داشتند.

این مسئله ریشه در یک اختلاف راهبردی دارد. کریدور جنوبی تنگه هرمز در آب‌های سرزمینی عمان قرار دارد. مسقط پس از تفاهم‌نامه‌ای با واشینگتن، این مسیر را برای تردد ایمن کشتی‌های خارجی معرفی کرده است. اما جمهوری اسلامی با رد این رویه، اصرار دارد که کشتی‌ها باید از کریدور شمالی که تحت نظارت ایران است عبور کرده و مجوزهای لازم را دریافت کنند.

گزارش‌های خبرگزاری‌های ایران درباره وقوع حوادث مشکوک برای کشتی‌های متخلف و انفجار نفتکش‌ها در اثر برخورد با مین‌های دریایی، فضای رعب و ناامنی را در منطقه تشدید کرده است. در حالی که خبرگزاری صداوسیمای ایران مدعی حادثه برای یکی از این ۶ کشتی شده، منابع مستقل هنوز جزئیاتی از نوع حادثه یا خسارات احتمالی ارائه نداده‌اند.


جنگ روانی و ابزار هوش مصنوعی

در سوی دیگر این منازعه، ورود ابزارهای نوین به جنگ روانی، فضای بازار را ملتهب‌تر کرده است. انتشار تصاویر ساخته شده توسط هوش مصنوعی در شبکه اجتماعی «تروث‌سوشیال» توسط دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، موج جدیدی از گمانه‌زنی‌های نظامی را برانگیخته است. تصاویری که بمباران فرضی جزیره «خارک» -شریان اصلی صادرات نفت ایران- و تصرف نفتکش‌های ایرانی را نمایش می‌دادند، پیامی مستقیم به بازارهای جهانی و طرف ایرانی مخابره کردند.
اگرچه این تصاویر ماهیت واقعی ندارند، اما تأثیر آن‌ها بر محاسبات ریسک معامله‌گران غیرقابل انکار است. تحلیلگران معتقدند این نوع اقدامات، بخشی از استراتژی فشار حداکثری روانی است که هدف آن ایجاد بی‌ثباتی در برنامه‌ریزی‌های کلان اقتصادی رقیب است.


ثبات کاذب یا آرامش پیش از توفان؟

کاهش ۶ درصدی قیمت نفت را نباید به عنوان نشانه‌ای از پایان بحران تلقی کرد. شواهد نشان می‌دهد که بازار در حال حاضر میان دو نیرو در نوسان است: «تسکین ناشی از توقف درگیری مستقیم» و «هراس ناشی از انسداد تنگه‌ها.»
واقعیت این است که وقتی تردد در تنگه هرمز از ۱۰۰ فروند به ۱۰ فروند می‌رسد، یعنی امنیت عرضه (Supply Security) به شدت مخدوش شده است. توقف کشتی‌ها توسط ایران و اصرار بر عبور از مسیرهای تحت نظارت خود، نشان‌دهنده تلاشی برای تثبیت حاکمیت بر این آبراه در پاسخ به فشارهای بین‌المللی است. از سوی دیگر، کاهش تردد از باب‌المندب به دلیل حملات حوثی‌ها، فشار دوچندانی بر زنجیره تأمین انرژی وارد کرده است.

در نهایت، بازار نفت در وضعیتی قرار دارد که هر جرقه‌ی کوچکی در تنگه هرمز یا یک موضع‌گیری تند نظامی دیگر، می‌تواند قیمت‌ها را فراتر از رکوردهای قبلی سوق دهد. افت قیمت‌های اخیر بیشتر شبیه به یک «ایستگاه میانی» در مسیر پرنوسان تنش‌های ژئوپلیتیک است تا یک روند نزولی پایدار. تا زمانی که معمای عبور ایمن از تنگه هرمز و باب‌المندب از طریق راهکارهای دیپلماتیک یا توافقات جامع امنیتی حل نشود، سایه ناامنی بر بشکه‌های نفت سنگینی خواهد کرد و هر کاهش قیمتی، عمری کوتاه و لرزان خواهد داشت.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم