توقیف کشتیها در تنگه هرمز بار دیگر به صدر تحولات بازگشته است؛ پس از آنکه سپاه پاسداران ایران اعلام کرد دو کشتی تجاری را به دلیل نقض مقررات دریانوردی و تلاش برای عبور «بهصورت غیرقانونی» توقیف کرده است. این نهاد توضیح داد که دو کشتی «اماسسی فرانچیسکا» با پرچم پاناما و «اپامینونداس» با پرچم لیبریا به سواحل ایران منتقل شدهاند و تأکید کرد که «امنیت دریانوردی خط قرمز است» و این اقدامات «مطابق با قوانین بینالمللی» انجام شده است.
این اقدام چند روز پس از تمدید آتشبس میان ایران و ایالات متحده انجام شد، اما بیش از هر چیز شبیه آزمودن حدود این آتشبس بود. همزمان، تصاویری از یک رژه دریایی ایران منتشر شد که شامل ناوگانی متشکل از ۳۳ شناور تندرو هجومی بود. گزارشهای منتشرشده نیز حاکی است که این دو کشتی تنها اهداف امروز نبودهاند و از یک کشتی سوم هم نام برده شده است؛ موضوعی که نگرانی شرکتهای کشتیرانی را از تبدیل شدن تنگه به صحنه اصطکاکی روزانه افزایش میدهد.
توقیف کشتیها در تنگه هرمز: پیامدهای فوری برای انرژی و تجارت
تنگه هرمز مهمترین گذرگاه صادرات نفت و گاز در خلیج به شمار میرود و هرگونه اختلال در آن بهسرعت بر بازارها اثر میگذارد. برخی ناظران برآوردهایی مطرح کردهاند که بر اساس آن، اگر عبور و مرور مختل شود یا روند صادرات کاهش یابد، زیان ایران میتواند روزانه به ۵۰۰ میلیون دلار برسد. همزمان، قیمت نفت نیز جهش کرده و از عبور نفت برنت از مرز ۱۰۰ دلار سخن گفته شده است.
در سوی اروپا، چند پایتخت برای حفاظت از خطوط تأمین در حال تحرکاند. بریتانیا اعلام کرده است که میزبان گفتوگوهای نظامی با حضور ۳۰ کشور برای بررسی تأمین امنیت دریانوردی خواهد بود. این تحولات همزمان با تصمیمهای ریاضتی در بخش هوانوردی رخ داده است؛ از جمله اشاره به لغو ۲۰ هزار پرواز از سوی شرکت لوفتهانزا به دلیل افزایش هزینه سوخت؛ نشانهای از گسترش اثر بحران از دریا به آسمان.
در عرصه سیاسی نیز اظهارنظرهای متقابل به روند تشدید تنش دامن زده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، گفت ایران «میخواهد برای جبران زیانهای روزانه خود تنگه را باز کند»، اما هشدار داد که باز شدن آن ممکن است «هر توافقی را ناکام بگذارد». از سوی دیگر، یونان از کشتیهای خود خواست از این مسیر عبور نکنند و وضعیت را «نگرانکننده» توصیف کرد؛ پیامی که حساسیت کشورهای دارای ناوگانهای بزرگ تجاری را نسبت به هرگونه توقیف یا بازرسی اجباری نشان میدهد.
میان بازدارندگی و باجگیری: پرسشهای باز و سناریوهای پیش رو
این توقیف پرسشهایی را پیش میکشد که بارها از سوی ناظران و تحلیلگران مطرح شده است: آیا تهران میخواهد قواعد درگیری تازهای را در تنگه تثبیت کند؟ یا از اهرم دریانوردی برای فشار در مذاکراتی گستردهتر درباره پرونده هستهای، تحریمها و موشکهای بالستیک استفاده میکند؟ برخی معتقدند آنچه در جریان است، نمایش قدرتی برای بازداشتن هرگونه اقدام آمریکا است و آتشبس ممکن است چند روز دیگر تمدید شود، پیش از آنکه طرفها به مذاکرات بازگردند. گروهی دیگر پیشبینی میکنند که این وضعیت تا پایان تابستان به آشفتگی ممتد بینجامد؛ با این احتمال که اگر دامنه توقیفها گسترش یابد یا کشتیهای مرتبط با متحدان واشنگتن هدف قرار گیرند، آمریکا دست به حملهای غافلگیرانه بزند.
گروه سومی نیز هشدار میدهد که بحران ممکن است به حوزهای خطرناکتر از نفت کشیده شود. برخی بحثها بر کابلهای اینترنت دریایی متمرکز بوده و ارقامی درباره عبور بخش عمدهای از ترافیک داده جهانی از مسیرهای نزدیک به تنگه مطرح شده است؛ موضوعی که هرگونه تهدید علیه زیرساخت دیجیتال را به عاملی برای فشار بر پایتختهای غربی و آسیایی تبدیل میکند. در مقابل، منتقدان رفتار ایران را باجگیری از اقتصاد جهانی توصیف میکنند، در حالی که حامیان میگویند تهران در حال پاسخ دادن به محاصره، تحریمها و تشدید نظارت بر بنادر خود است.
هفتههای آینده روشن خواهد کرد که آیا توقیف این دو کشتی صرفاً رخدادی گذرا بوده یا آغاز الگویی تازه است. آنچه قطعی به نظر میرسد این است که تنگه هرمز بار دیگر همزمان به اهرم مذاکره و میدان بازدارندگی تبدیل شده و هر خطای محاسباتی میتواند هزینه انرژی را بالا ببرد و脆弱یت زنجیرههای تأمین جهانی را بیشتر کند.

