در چهارمین روز ماه رمضان سال ۲۰۲۴، هیأتی از جنبش الشباب سومالی به دعوت گروه «حوثی» همسو با تهران، بر سر سفره افطار در صنعا نشست. پس از پایان افطار، اعضای این هیأت به سخنرانی «عبدالملک الحوثی» گوش دادند و سپس گفتوگوهایی آغاز شد که بعدتر به موضوعاتی چون سلاح، دریای سرخ، سواحل سومالی و مسیرهای احتمالی نفوذ در دو سوی خلیج عدن کشیده شد.
بر اساس گزارش تحقیقی «أنباء»، این دیدارها رویدادی گذرا نبود، بلکه نشانه مسیری بود که سالهاست بهآرامی در حال شکلگیری است؛ میان دو گروهی که به دو جهان عقیدتی متفاوت تعلق دارند، اما تحولات امنیتی و نظامی منطقه آنها را در برابر منافع مشترک قرار داده است.
در دو سال گذشته، گزارشهایی درباره وجود کانالهای ارتباطی میان گروه «حوثی» و جنبش الشباب سومالی افزایش یافته است؛ ارتباطاتی که از تحولات جنگ در دریای سرخ و بازگشت دزدی دریایی به سواحل سومالی، در منطقهای از یمن تا شاخ آفریقا، تأثیر پذیرفتهاند.
با وجود نبود شواهد علنی و قاطع که ماهیت این رابطه و حدود واقعی آن را روشن کند، گزارشهای سازمان ملل و آمریکا، در کنار اسنادی که پلتفرمهای تخصصی منتشر کردهاند، تصویری هرچه پیچیدهتر از رابطهای ترسیم میکنند که دیگر فقط از زاویه تضاد مذهبی دیده نمیشود، بلکه از منظر منافع عملگرایانه فراتر از ایدئولوژی نیز قابل بررسی است.
از دشمنی عقیدتی تا تلاقی منافع
برای مدت طولانی، هر سخنی از نزدیکی میان گروه «حوثی» با پیشینه زیدی و جنبش الشباب وابسته به سازمان تروریستی «القاعده»، تناقضی باورنکردنی به نظر میرسید.
جنبش سومالیایی بخش بزرگی از گفتمان بسیجگر خود را بر دشمنی با جریانهای شیعی بنا کرده بود، در حالی که گروه «حوثی» نیز در داخل یمن درگیر نبردهایی طولانی با گروههای سلفی و سازمانهای جهادی بوده است.

اما سالهای اخیر نشان داده است که گروههای مسلح همیشه فقط بر اساس ملاحظات عقیدتی عمل نمیکنند، بهویژه زمانی که محاسبات نظامی و اقتصادی و شبکههای نفوذ منطقهای وارد معادله میشوند.
نبیل البکیری، پژوهشگر یمنی، در گفتوگویی اختصاصی با «الحل نت» میگوید رابطه میان گروه «حوثی» و جنبش الشباب سومالی «دیگر صرفاً در حد درزهای رسانهای نیست، بلکه بهروشنی از ائتلافی میان دو طرف حکایت دارد». او توضیح میدهد که این نزدیکی در چارچوب «خلأیی شکل گرفته که شکنندگی دولت در دو سوی خلیج عدن، در یمن و سومالی، ایجاد کرده است».
البکیری معتقد است این دو گروه، با وجود تفاوت مذهبی و عقیدتی، توانستهاند بر پایه منافع، نوعی همپوشانی سیاسی و امنیتی ایجاد کنند؛ بهویژه در منطقهای بسیار حساس که بر تنگه بابالمندب مشرف است.
برآوردهای امنیتی و گزارشهای بینالمللی نشان میدهد که دو طرف در دریای سرخ و خلیج عدن، عرصهای مشترک برای تلاقی منافع یافتهاند؛ «حوثیها» در پی گسترش حوزه دریایی خود فراتر از سواحل یمن هستند و جنبش الشباب نیز میکوشد در سایه فشارهای فزاینده نظامی در داخل سومالی، به منابع تسلیحاتی پیشرفته دست پیدا کند.
بر اساس گزارشهای تیم کارشناسان سازمان ملل درباره یمن، در سال ۲۰۲۴ نشستهایی میان نمایندگان گروه «حوثی» و جنبش الشباب برگزار شده است که در آن پروندههای مربوط به انتقال سلاح، آموزش و هماهنگی دریایی بررسی شده، هرچند ماهیت و دامنه این همکاری همچنان محل بحث است.
دریای سرخ؛ عرصه نزدیکی
جنگ غزه و حملات «حوثیها» به کشتیها در دریای سرخ از نوامبر ۲۰۲۳، به بازآرایی صحنه امنیتی در سراسر پهنه دریایی میان یمن و شاخ آفریقا کمک کرده است.
به گفته البکیری، جنبش الشباب از تجربههای «حوثی»ها در حوزه پهپادها و موشک بهره میبرد؛ توانمندیهایی که این گروه با حمایت ایران توسعه داده است. در مقابل، طرف سومالیایی شبکههای مالی و بسترهای قاچاقی فراهم میکند که میتوان از آنها برای انتقال سلاح، فناوری و پولشویی استفاده کرد.
او میافزاید که ایران «در این نزدیکی حضور دارد، اما بهصورت غیرمستقیم» و این رابطه را بخشی از «مهندسی نفوذ ایران» میداند که میکوشد از طریق بازیگران مسلح خارج از ساختار دولت، حضور خود را در شاخ آفریقا و دریای سرخ گسترش دهد.
همزمان با درگیر شدن قدرتهای بینالمللی در حفاظت از خطوط کشتیرانی، سواحل سومالی بار دیگر، چه از رهگذر فعالیت دزدی دریایی و چه با افزایش قاچاق سلاح، به کانون توجه بازگشته است.
در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، نیروهای دریایی و نهادهای امنیتی در یمن و سومالی از توقیف محمولههای سلاح، مواد منفجره و پهپاد خبر دادند؛ عملیاتی که گزارشها آن را مرتبط با شبکههای قاچاق فعال در دو سوی خلیج عدن دانستهاند.
گزارشهای اطلاعاتی آمریکا نیز از نگرانیها درباره تلاش گروه «حوثی» برای ایجاد کانالهای همکاری با جنبش الشباب سخن گفتهاند؛ کانالهایی که امکان گسترش دامنه عملیات دریایی این گروه و دستیابی به جای پایی در سواحل سومالی را فراهم میکند.
در مقابل، جنبش الشباب به پیشرفت نظامی گروه «حوثی» در سالهای گذشته به چشم الگویی قابل استفاده مینگرد، بهویژه در زمینه پهپادها، سامانههای ارتباطی و تاکتیکهای دریایی.
این محاسبات از تحولاتی که منطقه در سالهای اخیر شاهد آن بوده، جدا نیست؛ چرا که شبکههای قدیمی قاچاق که دههها میان یمن و شاخ آفریقا فعال بودند، اکنون به گذرگاههای احتمالی برای انتقال سلاح، تجربه و نیروهای مسلح تبدیل شدهاند.
هر طرف چه میخواهد؟
رابطه احتمالی میان دو طرف، بیش از هر نزدیکی عقیدتی، بر اصل منفعت متقابل استوار است. گروه «حوثی» که میکوشد خود را بهعنوان یک قدرت منطقهای فراتر از یمن تثبیت کند، به اهمیت گسترش به سوی ساحل مقابل دریای سرخ آگاه است؛ چه به دلایل مربوط به کشتیرانی بینالمللی و چه برای ساختن اهرمهای فشار بیشتر در برابر ایالات متحده آمریکا و متحدانش.
همچنین هرگونه حضور غیرمستقیم در شاخ آفریقا، به این گروه توان بیشتری برای رصد حرکت کشتیها و گسترش شبکههای لجستیکی و مالیاش میدهد.
در مقابل، جنبش الشباب سالهاست با فشارهای فزاینده نظامی در داخل سومالی و نیز با خسارتهای میدانی در برخی مناطق راهبردی روبهرو است؛ وضعیتی که آن را به جستوجوی منابع تسلیحاتی پیشرفته و ابزارهایی برای بازسازی توان رزمیاش سوق میدهد.
برخی اسناد و برآوردهای امنیتی نشان میدهد که این جنبش به دریافت پهپاد، دوربینهای دید در شب و موشکهای زمینبههوا، افزون بر حمایت اطلاعاتی و فنی، علاقه نشان داده است.
در این چارچوب، ملاحظات مذهبی برای دو طرف مانع واقعی بە شمار نمیآید و در عوض، منافع امنیتی و عملیاتی در محاسبات آنها پررنگتر شده است.
ایران؛ حاضرِ غایب
سخن گفتن از رابطه احتمالی میان گروه «حوثی» و جنبش الشباب را بهسختی میتوان از نقش ایران در منطقه جدا کرد؛ بهویژه با توجه به اتهامهای مکرر علیه تهران مبنی بر استفاده از شبکههای دریایی غیررسمی برای گسترش نفوذ خود در دریای سرخ و شاخ آفریقا.

عاصم الصبری، کارشناس امور گروههای جهادی، نیز در گفتوگویی اختصاصی با «الحل نت» میگوید رابطه میان گروه «حوثی» و جنبش الشباب سومالی «از بیش از یک مسیر پیش میرود» که مهمترین آنها شبکههای هماهنگی مرتبط با ایران است.
الصبری توضیح میدهد که «سپاه پاسداران» ایران، در کنار سیف العدل، از چهرههای برجسته سازمان «القاعده» که در ایران حضور دارد، یکی از کانالهای پیوند غیرمستقیم میان دو طرف را تشکیل میدهند.
او همچنین به وجود همکاری در زمینه قاچاق سلاح و فعالیتهای مرتبط با دریا، از جمله دزدی دریایی و ربایش کشتیها، اشاره میکند؛ افزون بر روابطی که «حوثیها» را با تاجران سلاح و چهرههای قبیلهای در سومالی پیوند میدهد؛ افرادی که خود با جنبش الشباب در ارتباط هستند.
الصبری بر این باور است که فعالیت شبکههای قاچاق وابسته به «حوثی»ها به مناطق دیگری در قاره آفریقا نیز کشیده شده است؛ جایی که از طریق مسیرهای پیچیده قاچاق، سلاح و تجهیزات به گروههای مسلح در مالی، نیجر و چاد میرسد.
در مقابل، الصبری نقش مستقیم سازمان «القاعده» در یمن را در مدیریت رابطه میان «حوثیها» و جنبش الشباب بعید میداند و معتقد است بخش عمده هماهنگیها از طریق واسطهها و قاچاقچیانی انجام میشود که با منافع محلی و منطقهای به هم پیوند خوردهاند.
با این حال، برآوردهای امنیتی غربی میگویند «سپاه پاسداران» ایران به دریای سرخ بهعنوان بخشی از حوزه حیاتی ایران مینگرد و تهران در سالهای گذشته کوشیده است نفوذی امتدادیافته از یمن تا ساحل مقابل آفریقا ایجاد کند.
گزارشها همچنین حاکی است که شبکههای قاچاق مرتبط با سلاح ایرانی پیشتر از مسیرهای دریایی عبوری از شاخ آفریقا استفاده کردهاند؛ موضوعی که هرگونه نزدیکی میان گروه «حوثی» و جنبش الشباب را به مسئلهای با حساسیت فزاینده برای قدرتهای غربی تبدیل کرده است.
با این همه، برخی پژوهشگران نسبت به اغراق در تصویر کردن این رابطه بهعنوان «ائتلافی راهبردی و کامل» هشدار میدهند و میگویند آنچه تاکنون جریان دارد، شاید بیشتر به همکاری تاکتیکی محدود شباهت داشته باشد که شرایط میدانی و منافع موقت آن را تعیین میکند.
تحولات در گفتمان «القاعده»
یکی از نشانههایی که در دوره گذشته توجهها را جلب کرد، تحولاتی بود که در گفتمان سازمان «القاعده در شبهجزیره عربی» در قبال گروه «حوثی» دیده شد. این سازمان که پیشتر از ادبیاتی تند و مذهبی علیه «حوثیها» استفاده میکرد، در سالهای اخیر کمتر بر بُعد فرقهای تمرکز داشته و بیشتر از مقابله با ایالات متحده آمریکا و غرب سخن گفته است.
این سازمان همچنین در بیش از یک مورد از حمله لفظی به عملیات «حوثیها» در دریای سرخ خودداری کرده است؛ موضوعی که برخی پژوهشگران آن را نشانهای از تغییر اولویتهای گروههای مسلح در منطقه دانستهاند.
هرچند رابطه میان «القاعده» و «حوثی»ها همچنان بسیار حساس و پیچیده است، ناظران معتقدند تحولات منطقهای شماری از بازیگران مسلح را واداشته است اولویتهای خود را بیش از شکافهای سنتی عقیدتی، بر پایه منافع مشترک بازتنظیم کنند.
منطقهای شکنندهتر
هرگونه نزدیکی میان گروه «حوثی» و جنبش الشباب، نگرانیهای فزایندهای درباره آینده امنیت دریایی در دریای سرخ و خلیج عدن برمیانگیزد؛ بهویژه در شرایطی که نظامیسازی منطقه شدت گرفته و شبکههای قاچاق و دزدی دریایی دوباره فعال شدهاند.
قدرتهای منطقهای و بینالمللی همچنین نگراناند که گسترش این رابطه به انتقال بیشتر تجربههای نظامی و فناوریهای رزمی به شاخ آفریقا بینجامد؛ امری که شکنندگی وضعیت امنیتی در سومالی و گذرگاههای دریایی نزدیک را تشدید میکند.
در عین حال، منطقه اکنون با صحنهای پیچیدهتر از گذشته روبهرو است: گروههای مسلح فرامرزی، شبکههای قاچاق انعطافپذیر و درهمتنیدگی فزاینده منافع امنیتی، اقتصادی و نظامی.
با وجود آنکه بسیاری از جزئیات رابطه میان گروه «حوثی» و جنبش الشباب همچنان در منطقه خاکستری قرار دارد، نشانههای انباشتهشده در دو سال گذشته نشان میدهد که دریای سرخ به عرصهای برای بازآرایی نفوذ و ائتلافها در یکی از حساسترین مناطق جهان تبدیل شده است.

