تلاقی میدان و دیپلماسی؛ آیا خاورمیانه در آستانه یک آتش‌بس بزرگ است؟

در حالی که سایه سنگین تنش‌ها میان تهران و واشینگتن بر فضای بین‌المللی سنگینی می‌کند، وقوع همزمان دو رویداد موازی — یکی در لایه‌های پنهان دیپلماسی منطقه‌ای و دیگری در متن بیانیه‌های راهبردی نظامی در داخل ایران — نشان‌دهنده ورود بحران به مرحله‌ای بی‌سابقه است. ورود میانجی‌های قطری با چراغ سبز آمریکا به تهران از یک سو، و بازتعریف مذاکره به عنوان ”سنگر نبرد” از سوی سپاه پاسداران از سوی دیگر، فرضیه شکل‌گیری یک توافق بزرگ یا دست‌کم یک ”آتش‌بس استراتژیک” را تقویت کرده است.

بلوک‌بندی جدید منطقه‌ای: هراس از هرج‌ومرج اقتصادی

گزارش اخیر خبرگزاری‌های ”رویترز” و ”بلومبرگ” پرده از یک واقعیت جدید در ژئوپلیتیک خلیج فارس برمی‌دارد: اتحاد نانوشته رقبای دیرین برای جلوگیری از جنگ. طبق گزارش بلومبرگ، امارات متحده عربی در چرخشی معنادار به عربستان سعودی و قطر پیوسته است تا یک جبهه واحد دیپلماتیک تشکیل دهند. هدف این جبهه، قایل کردن دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برای دوری از گزینه نظامی و بازگشت به میز مذاکره است.

دلیل این همگرایی ناگهانی، نه لزوماً تغییر در ماهیت روابط سیاسی، بلکه درک عمیق از آسیب‌پذیری زیرساخت‌های اقتصادی منطقه است. کشورهای حوزه خلیج فارس که در سال‌های اخیر پروژه‌های بلندپروازانه‌ای نظیر ”چشم‌انداز ۲۰۳۰” سعودی یا قطب‌های تجاری دبی را پیش برده‌اند، به خوبی می‌دانند که هرگونه جرقه جنگ در ایران، کل منطقه را به ”سرزمین سوخته” اقتصادی تبدیل خواهد کرد. پیام این سه متحد به ترامپ روشن است: ”اقدام نظامی اهداف واشینگتن را محقق نمی‌کند، بلکه تنها نظم اقتصادی جهان را فرو می‌پاشد.”

در همین راستا، حضور هیئت مذاکره‌کننده قطری در تهران که رویترز آن را ”هماهنگ‌شده با ایالات متحده” توصیف کرده، نشان می‌دهد که دوحه بار دیگر نقش ”پل ارتباطی” را ایفا می‌کند تا پیام‌های حساس میان تهران و تیم در حال استقرار ترامپ را جابجا کند.

تغییر پارادایم در تهران: مذاکره در قامت ”عملیات نظامی

اما شاید مهم‌ترین قطعه این پازل، بیانیه اخیر روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی باشد. این بیانیه نه یک تقدیرنامه ساده، بلکه یک منشور راهبردی برای مرحله پیش رو است. سپاه در این متن، با استفاده از تعبیر ”مذاکره، بە عنوان صحنه دیگری از کارزار میدان نبرد”، عملاً بن‌بست‌های ایدئولوژیک سنتی درباره دیپلماسی را جابجا کرد.

سپاه با اطلاق عنوان ”افسران عرصه دیپلماسی” به مذاکره‌کنندگان، به آن‌ها مشروعیتی در سطح فرماندهان جنگی بخشیده است. این تغییر کلامی، پیامی دوگانه دارد: پیام اول به غرب است، مبنی بر این کە ایران از موضع ضعف مذاکره نمی‌کند؛ بلکه میز مذاکره را تداوم همان «میدانی» می‌بیند که در آن نفوذ دارد. و پیام دوم بە بدنه داخلی است، بە این معنی کە دیپلماسی نه یک عقب‌نشینی، بلکه یک ”تاکتیک جنگی” برای کسب پیروزی است.

درخواست سپاه از مردم برای استمرار حضور در خیابان‌ها و پشتیبانی از تیم دیپلماسی، نشان‌دهنده استراتژی جدیدی است که می‌توان آن را ”دیپلماسی متکی بر فشار اجتماعی” نامید. تهران قصد دارد به طرف آمریکایی بفهماند که تیم مذاکره‌کننده، تنها با چند دیپلمات طرف نیست، بلکه پشتوانه اجرایی آن‌ها ”وحدت ملی” و ”آمادگی برای تقابل” است که در تجمعات ۸۰ روزه اخیر بازتولید شده است.

نقش پاکستان و موازنه قدرت شرقی

در کنار فشارهای اعراب، تحرکات در مرزهای شرقی ایران نیز نباید نادیده گرفته شود. سفر دو روزه وزیر داخلی پاکستان به تهران و زمزمه‌های سفر عاصم منیر، فرمانده قدرتمند ارتش پاکستان، نشان از یک تلاش هماهنگ منطقه‌ای دارد. پاکستان به عنوان یک قدرت اتمی و متحد استراتژیک هر دو طرف (ایران و عربستان/آمریکا)، به دنبال آن است که از تبدیل شدن مرزهای خود به کانون جدید تنش جلوگیری کند. حضور مقامات عالی‌رتبه اسلام‌آباد در تهران در کنار تیم‌های قطری، نشان‌دهنده ایجاد یک حصار دیپلماتیک پیرامون ایران است تا از وقوع یک درگیری غیرقابل کنترل جلوگیری شود.

ترامپ و استراتژی صبر و حضور

دونالد ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری خود، استراتژی ”فشار حداکثری” را دنبال کرد. اما اکنون شرایط تغییر کرده است. ایران نه تنها در حوزه هسته‌ای پیشرفت‌های فنی داشته، بلکه اکنون با بیانیه سپاه، آمادگی خود را برای یک ”کارزار مذاکراتی” با پشتوانه نظامی اعلام کرده است.

 در بیانیه سپاه، از تجمعات مردمی به عنوان ”معجزه‌ای غیرقابل باور” یاد شده که محاسبات جناحی آمریکا و اسرائیل را برهم زده است. این ادعا نشان می‌دهد که تهران روی ”قدرت نرم” خود حساب ویژه‌ای باز کرده است. تأکید بر حضور ”مداحان، ورزشکاران و هنرمندان” در این تجمعات، تلاشی است برای نشان دادن یک ”جبهه فرهنگی-سیاسی” واحد که در صورت لزوم، پشت سر دیپلمات‌ها (افسران مذاکره) می‌ایستد.

به سوی ”وعده صادق” دیپلماتیک

آنچه از برآیند گزارش‌های بین‌المللی و بیانیه‌های داخلی برمی‌آید، این است که منطقه در حال آماده‌سازی برای یک ”معامله بزرگ” (Grand Bargain) یا دست‌کم یک بازدارندگی جدید است. کشورهای منطقه (سعودی، امارات و قطر) نقش تسهیل‌گر را ایفا می‌کنند، پاکستان نقش تضمین‌کننده امنیتی و سپاه پاسداران نقش پشتیبان اقتدار.

بیانیه سپاه پاسداران با گره زدن حضور در خیابان به پیروزی نهایی در مذاکره، در واقع در حال مدیریت انتظارات عمومی و همزمان ارسال پالس قدرت به واشینگتن است. این بیانیه به صراحت اعلام می‌کند که ایران مذاکره را سپر دفاعی می‌بیند.

اگر در دوره‌های قبل، میان ”میدان” و ”دیپلماسی” شکافی تصور می‌شد، امروز در تهران نوعی ادغام ساختاری رخ داده است. اکنون توپ در زمین واشینگتن است. ترامپ با منطقه‌ای روبروست که متحدانش دیگر خواهان جنگ نیستند و رقیبش (ایران)، مذاکره را به عنوان یک عملیات نظامی با لباس دیپلماتیک تعریف کرده است. موفقیت یا شکست این کارزار مذاکراتی نه تنها سرنوشت هسته‌ای ایران، بلکه نقشه اقتصادی و امنیتی خاورمیانه را برای دهه‌های آینده ترسیم خواهد کرد. پیروزی نهایی که سپاه از آن سخن می‌گوید، احتمالاً عبور از گردنه تحریم‌ها بدون واگذاری امتیازات بنیادین است؛ هدفی که برای دستیابی به آن، اکنون تمامی ابزارهای نظامی، رسانه‌ای و دیپلماتیک بسیج شده‌اند.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم