منطقه خلیج فارس و دریای عمان در روزهای اخیر شاهد یکی از حساسترین دورههای تنش نظامی و سیاسی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا بوده است. در حالی که هر دو طرف بر تداوم یک ”آتشبس” شکننده تاکید دارند، وقوع درگیریهای مستقیم دریایی و هوایی در نزدیکی جزیره لارک و تنگه هرمز، نشاندهنده لرزان بودن ثبات در این منطقه است. همزمان با این تحرکات نظامی، تغییر در ادبیات سیاسی رهبری جدید در ایران و سیگنالهای متفاوت از سوی واشینگتن در خصوص پرونده هستهای، لایههای پیچیدهای به بحران کنونی افزوده است.

تقابل نظامی: روایتهای متضاد از یک درگیری
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیهای رسمی مدعی شد که موفق به سرنگونی یک فروند پهپاد پیشرفته آمریکایی از نوع ”ام کیو ٩” شده است. بر اساس این بیانیه، یگانهای پدافندی ایران علاوه بر سرنگونی این پهپاد، به سوی یک پهپاد دیگر از نوع ”آر.کیو ۴” و یک جنگنده رادارگریز ”اف ۳۵” نیز شلیک کردهاند. اگرچه در بیانیه سپاه به زمان دقیق این عملیات اشاره نشده، اما تقارن آن با گزارشهای محلی از انفجارها در سواحل جنوبی ایران، ابعاد گسترده این درگیری را نمایان میکند.
در جبهه مقابل، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) روایت متفاوتی را ارائه داده است. سنتکام با ”دفاعی” خواندن حملات روز دوشنبه خود، اعلام کرد که اهدافی شامل سایتهای پرتاب موشک و شناورهایی که در حال ”مینگذاری” در آبهای بینالمللی بودند را هدف قرار داده است. کاپیتان تیم هاوکینز، سخنگوی سنتکام، با تاکید بر سیاست ”خویشتنداری”، تصریح کرد که ارتش آمریکا علیرغم پایبندی به آتشبس، در دفاع از نیروهای خود تردید نخواهد کرد.

گزارشهای میدانی و رسانههای داخلی ایران از جمله ”تابناک” تایید کردهاند که در جریان حمله جنگندههای آمریکایی به قایقهای تندرو سپاه در جنوب جزیره لارک، دستکم سه تا چهار نفر از نیروهای ایرانی جان خود را از دست دادهاند. جنیفر گریفین، خبرنگار پنتاگون، به نقل از مقامات ارشد آمریکایی مدعی شده است که این شناورها مستقیماً در عملیات مینگذاری در تنگه هرمز مشارکت داشتند؛ ادعایی که هنوز از سوی مقامات نظامی ایران به طور رسمی تایید یا تکذیب نشده است.

ورود مجتبی خامنهای به صحنه قدرت و تغییر موازنه منطقهای
یکی از مهمترین ابعاد گزارشهای اخیر، پیام مجتبی خامنهای است که به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران (از اسفندماه) معرفی شده است. این پیام که به مناسبت ایام حج صادر شد، نخستین موضعگیری رسمی و عمومی وی در قامت رهبری محسوب میشود. لحن این پیام، نشاندهنده اصرار بر تداوم سیاستهای تقابلی با حضور نظامی آمریکا در منطقه است.
خامنەای: عقربه زمان به عقب برنمیگردد
وی با بیان اینکه ”عقربه زمان به عقب برنمیگردد”، به کشورهای منطقه هشدار داد که دیگر نمیتوانند به عنوان ”سپری” برای پایگاههای نظامی ایالات متحده عمل کنند. این سخنان میتواند هشداری جدی به کشورهای حاشیه خلیج فارس باشد که میزبان نیروهای آمریکایی هستند. همچنین، تاکید وی بر ”پایان عمر منحوس اسرائیل” و بازخوانی پیشبینی پدرش مبنی بر اینکه اسرائیل ۲۵ سال آینده را نخواهد دید، نشان میدهد که تغییر در بدنه رهبری ایران، دستکم در لایه ادبیات سیاسی، به معنای تلطیف مواضع در قبال رژیم صهیونیستی و حضور آمریکا در منطقه نبوده است.
چرخش در مواضع هستهای؛ عقبنشینی یا مانور دیپلماتیک؟
در حالی که در میدان نبرد، آتشبارها فعال هستند، در فضای مجازی و دنیای سیاست، سیگنالهای متفاوتی از واشینگتن مخابره میشود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در مطلبی که در شبکه اجتماعی ”تروث سوشیال” منتشر کرد، پیشنهادی را مطرح نمود که برخی تحلیلگران آن را ”نرمش” یا ”عقبنشینی” توصیف کردهاند.

ترامپ پیشنهاد داده است که ذخایر اورانیوم غنیشده ایران یا به آمریکا منتقل و نابود شود، و یا در اقدامی بیسابقه، در همان محل (داخل ایران) با نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی نابود گردد. باراک راوید، تحلیلگر برجسته، معتقد است که پذیرش امکان نابودی اورانیوم در داخل خاک ایران، یک عقبنشینی از موضع پیشین واشینگتن مبنی بر خروج کامل مواد غنیشده از ایران است.
ترامپ: ذخایر اورانیوم غنیشده ایران یا به آمریکا منتقل و نابود شود، و یا در اقدامی بیسابقه، در همان محل (داخل ایران) با نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی نابود گردد.
این پیشنهاد در حالی مطرح میشود که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، پیشتر خروج کامل ذخایر اورانیوم از ایران را پیششرط پایان هرگونه درگیری عنوان کرده بود. تضاد احتمالی میان موضع ترامپ و نتانیاهو میتواند نشاندهنده شکافی در جبهه متحدان علیه ایران و یا تلاشی از سوی ترامپ برای دستیابی به یک توافق سریع جهت جلوگیری از یک جنگ تمامعیار در آستانه تحولات داخلی آمریکا باشد.
آتشبس در سایه جنگ
وضعیت کنونی میان ایران و آمریکا را میتوان ”نه جنگ و نه صلح” در تهاجمیترین حالت خود دانست. از یک سو، سنتکام بر تداوم آتشبس تاکید میکند و از سوی دیگر، مستقیماً به شناورهای سپاه حمله کرده و تلفات میگیرد. در مقابل، سپاه پاسداران با اعلام سرنگونی پهپاد MQ-9، پیام اقتدار پدافندی صادر میکند و همزمان رهبر جدید ایران از پایان دوران امنیت برای پایگاههای آمریکا سخن میگوید.

شنیده شدن صدای انفجار در شهرهایی نظیر بندرعباس، سیریک و جاسک نشان میدهد که عمق استراتژیک درگیریها به سواحل مسکونی ایران نزدیک شده است. این وضعیت، ریسک خطای محاسباتی را به شدت افزایش میدهد. هرگونه شلیک اشتباه یا عملیات خارج از کنترل میتواند آتشبس اسمی را به یک تقابل گسترده تبدیل کند.
گزارشهای اخیر نشاندهنده یک پارادوکس بزرگ در خلیج فارس است. میدان نظامی شاهد درگیریهای خونین و ساقط کردن پرندههای پیشرفته است، در حالی که در سطح کلان سیاسی، صحبت از نظارت آژانس و انهدام مدیریتشده ذخایر اورانیوم به میان میآید.
ورود مجتبی خامنهای به صحنه قدرت با پیامی تند علیه حضور آمریکا و بقای اسرائیل، نشاندهنده تثبیت مواضع ایدئولوژیک تهران در دوران جدید است. با این حال، پیشنهاد جدید ترامپ نشان میدهد که کاخ سفید احتمالاً به دنبال راهی برای مهار برنامه هستهای ایران بدون ورود به یک جنگ ویرانگر است؛ راهی که شاید با چراغ سبز تهران برای نابودی بخشی از ذخایر در قبال کاهش تنشهای نظامی همراه باشد.
آینده منطقه در روزهای پیشرو به این بستگی دارد که آیا ”دیپلماسی اورانیوم” ترامپ بر ”جنگ پهپادها و مینها” در تنگه هرمز غلبه خواهد کرد یا خیر. آنچه قطعی به نظر میرسد، این است که خلیج فارس بار دیگر به کانون اصلی تعیین سرنوشت امنیت جهانی تبدیل شده است.
