ایران پس از آنکه اسماعیل قاآنی، فرمانده «نیروی قدس»، از احتمال تبدیل تنگه بابالمندب به عرصهای تازه برای اعمال فشار سخن گفت، لحن خود را در قبال جامعه بینالمللی تندتر کرد. او تهدید کرد که شرایط کشتیرانی در این گذرگاه میتواند به وضعیتی مشابه آنچه کشتیها در تنگه هرمز با آن روبهرو هستند، تبدیل شود.
این تهدید در حالی مطرح میشود که تهران بهدلیل برنامه هستهای خود، کاهش نفوذ منطقهای و ادامه حملات نظامی علیه متحدانش در منطقه، با فشارهای فزایندهای روبهروست؛ وضعیتی که آن را به استفاده از اهرمهایی سوق میدهد که بر اقتصاد جهانی و بازارهای انرژی اثر میگذارند.
ناظران بر این باورند که رهبری ایران میکوشد با گسترش دامنه بحران به گذرگاههای بینالمللی دریایی، زیانهای سیاسی و نظامی خود را جبران کند و با تکیه بر نفوذ متحدانش در دریای سرخ و یمن، هزینه رویارویی را برای رقبایش افزایش دهد.
بابالمندب وارد دایره تهدید شد
اسماعیل قاآنی، فرمانده «نیروی قدس»، گفت ادامه عملیات نظامی اسرائیل در غزه و لبنان با حمایت آمریکا، ممکن است آنچه را او «محور مقاومت» خواند، به اقداماتی وادارد که عبور کشتیها از بابالمندب را شبیه وضعیتی کند که در تنگه هرمز جریان دارد.

او افزود مرحله پیش رو ممکن است شاهد «اقدامات مشترک» از سوی ایران و متحدانش باشد؛ اشارهای که بهعنوان تهدیدی مستقیم علیه کشتیرانی بینالمللی در دریای سرخ و خلیج فارس تعبیر شد.
این اظهارات دلالتهایی فراتر از بُعد نظامی دارد، زیرا یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان را هدف گرفته است؛ مسیری که بخش بزرگی از تجارت جهانی و محمولههای نفتیِ در حال حرکت از خلیج فارس و آسیا به سوی اروپا از آن عبور میکند.
اهرمهای فشار بهجای مذاکره
این تشدید تنش از سوی ایران چند روز پس از آن صورت میگیرد که تهران اعلام کرد تبادل پیام با واشنگتن از طریق میانجیها را متوقف کرده و ادامه مذاکرات را به تحولات نظامی در لبنان گره زده است.

تحلیلگران معتقدند تهدید بابالمندب در چارچوب راهبردی گستردهتری قرار میگیرد که ایران برای انتقال منازعه از میز مذاکره به گذرگاههای دریایی در پیش گرفته است؛ تلاشی برای ایجاد اهرمهای فشار تازه، آن هم در شرایطی که با مطالبات سختگیرانهتر آمریکا درباره برنامه هستهای، موشکهای بالستیک و کشتیرانی در تنگه هرمز روبهرو شده است.
تحلیلگران همچنین میگویند تهران بارها از متحدان منطقهای خود و حوزههای نفوذی که در اختیار دارد، برای تحت فشار قرار دادن جامعه بینالمللی استفاده کرده است؛ هر زمان که با فشارهای سیاسی یا نظامی مواجه شده است.
لبنان و غزه؛ بهانه یا علت؟
قاآنی تهدیدهای خود را به ادامه جنگ در غزه و لبنان پیوند زد و گفت تشدید تنش از سوی اسرائیل، متحدان ایران را به گسترش دایره رویارویی سوق خواهد داد.

با این حال، ناظران میگویند رهبری ایران در سالهای گذشته همواره از پروندههای مختلف منطقهای برای توجیه سیاستهای توسعهطلبانهای استفاده کرده است که در خدمت منافع راهبردیاش بودهاند، در حالی که کشورهای منطقه هزینههای امنیتی و اقتصادی این درگیریها را میپردازند.
به گفته این ناظران، گره زدن کشتیرانی بینالمللی به جنگ در لبنان و غزه، نشاندهنده اصرار تهران بر باز نگه داشتن بحرانهای منطقهای است، بهجای آنکه بهسوی راهحلهایی حرکت کند که تنش را کاهش دهد و از تشدید فروپاشی اقتصادی و انسانی جلوگیری کند.
نگرانی جهانی از اختلال در تجارت و انرژی
اظهارات قاآنی نگرانیهای تازهای درباره امنیت کشتیرانی بینالمللی برانگیخته است، بهویژه اینکه تنگه بابالمندب در کنار تنگه هرمز یکی از مهمترین شریانهای تجارت جهانی بهشمار میرود.
هرگونه اختلال طولانیمدت در حرکت کشتیها در این دو گذرگاه میتواند به افزایش قیمت نفت و گاز، بالا رفتن هزینههای حملونقل و بیمه دریایی و اختلال در زنجیرههای تأمین میان آسیا و اروپا منجر شود.
با ادامه تشدید تنش، بهنظر میرسد ایران میکوشد رویارویی را به سطحی تازه و فراتر از مرزهای درگیری نظامی مستقیم منتقل کند؛ با تهدید به استفاده از ابزارهایی که کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد، اقدامی که ممکن است انزوای بینالمللی آن را بیشتر کند و به فشارهای سیاسی و اقتصادی بیشتر علیه تهران بینجامد.

