پرونده آتشبس در لبنان پس از آن وارد مرحلهای تازه شد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از دستیابی به تفاهمی برای توقف درگیریها میان اسرائیل و «حزبالله» خبر داد؛ اما تحولات میدانی شکنندگی این توافق را آشکار کرد، زیرا حملات هوایی اسرائیل ادامه یافت و در چندین منطقه در جنوب، شماری کشته شدند.
اسرائیل بهطور فزایندهای میکوشد هرگونه آرامش بلندمدت را به پرونده سلاح «حزبالله»، بهویژه در جنوب رود لیتانی، گره بزند؛ آن هم در شرایطی که پس از ماهها جنگ و خسارتهای اقتصادی و انسانی، فشارهای داخلی و بینالمللی بر این حزب رو به افزایش است.
در حالی که دولت لبنان از اولویت حفظ ثبات داخلی سخن میگوید، منتقدان حزب، رهبری آن را مسئول کشاندن لبنان به رویارویی ویرانگری میدانند که به باور آنان، بیش از آنکه در خدمت منافع ملی لبنان باشد، منافع ایران را تأمین میکند.
آتشبس روی کاغذ و حملات در میدان
با وجود اعلام ترامپ مبنی بر اینکه اسرائیل و «حزبالله» با آتشبس موافقت کردهاند، جنوب لبنان شاهد سلسلهای از حملات اسرائیل بود که بنا بر گزارش رسانههای لبنانی، دستکم هشت کشته بر جای گذاشت.
در حمله به جاده النبطیه–الخردلی، یک دندانپزشک و دو پسرش هنگام بازگشت از صیدا کشته شدند. همچنین در حملاتی که یک خودرو، یک موتورسیکلت و یک نهالستان کشاورزی را در شهرکهای مختلف جنوب هدف قرار داد، افراد دیگری نیز جان باختند.
این حملات به تأسیسات غیرنظامی نیز کشیده شد؛ بهطوری که جنگندههای اسرائیلی یک مرکز دفاع مدنی را در شهرک کفرصیر هدف قرار دادند و آن را بهطور کامل ویران کردند، با وجود آنکه نیروهای آن چند روز پیش تخلیه شده بودند.
تداوم عملیات نظامی نشان میدهد که تفاهم آمریکا همچنان بیش از آنکه یک آتشبس واقعی در میدان باشد، به آرامسازی سیاسی موقت شباهت دارد.
سلاح حزبالله در کانون توجه
اعلام موضع آمریکا پس از تماس ترامپ با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، صورت گرفت؛ تماسی که رئیسجمهور آمریکا در آن تأکید کرد «هیچ نیرویی به سمت بیروت در حرکت نخواهد بود» و گفت هرگونه تحرک نظامی به سوی پایتخت لبنان متوقف شده است.

اما اظهارات بعدی مقامهای اسرائیلی نشان داد که جوهر بحران دیگر صرفاً آتشبس نیست، بلکه به آینده سلاح «حزبالله» مربوط میشود.
یسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، صراحتاً اعلام کرد که هدف راهبردی، خلع سلاح حزبالله است؛ در حالی که هدف فوری بر برچیدن ساختار نظامی آن در جنوب لیتانی متمرکز است؛ موضوعی که لبنان را در مرحله پیش رو با چالشی پیچیده در عرصه سیاسی و امنیتی روبهرو میکند.
ناظران بر این باورند که جنگ کنونی ابعاد هزینهای را که لبنان در نتیجه ادامه حضور یک نیروی نظامی موازی با دولت و وابسته به محاسبات منطقهای فراتر از مرزهای لبنان میپردازد، آشکار کرده است.
لبنان، برگی در منازعه ایران
این تشدید تنش همزمان با تهدیدهای ایران برای هدف قرار دادن شمال اسرائیل در صورت بمباران ضاحیه جنوبی بیروت بود. تهران همچنین اعلام کرد که بهدلیل تحولات لبنان، تبادل پیام با واشنگتن را متوقف کرده است.
منتقدان «حزبالله» این تحولات را نشانه پیوند صحنه لبنان با مذاکرات ایران و آمریکا میدانند و معتقدند لبنان به اهرم فشاری تبدیل شده است که تهران از آن برای بهبود شرایط چانهزنی خود در پروندههای دیگری مانند برنامه هستهای و تحریمهای اقتصادی استفاده میکند.
به گفته منابع لبنانی، بیروت به واشینگتن اطلاع داده است که «حزبالله» در برابر هدف قرار نگرفتن ضاحیه جنوبی، با پایبندی به آتشبس موافقت کرده است؛ موضوعی که بازتابدهنده حجم فشارهایی است که این حزب پس از ماهها رویارویی با آن مواجه است.
خسارتهای انباشته و فشارهای بینالمللی
جنگ وارد چهارمین ماه خود شده و برآوردها از خسارتهای اقتصادی بیش از 20 میلیارد دلار حکایت دارد؛ افزون بر این، بخشهای تولید، تجارت و کشاورزی مختل شده و شمار آوارگان افزایش یافته است.
در نشست اضطراری شورای امنیت سازمان ملل متحد، اکثریت کشورهای عضو، بهجز آمریکا، از اسرائیل خواستند عملیات نظامی خود را متوقف کند و نیروهایش را از جنوب لبنان خارج سازد.
در مقابل، واشینگتن بر مسئول دانستن ایران و «حزبالله» در قبال تشدید تنش تمرکز کرد و ادامه وجود سلاح خارج از چارچوب دولت را یکی از دلایل اصلی بیثباتی دانست.
با ادامه فشارهای نظامی و سیاسی، به نظر میرسد لبنان به مرحلهای نزدیک میشود که در آن، بحث درباره سلاح «حزبالله» به بخشی اساسی از هرگونه توافق آینده تبدیل خواهد شد؛ در حالی که غیرنظامیان لبنانی همچنان بزرگترین بازندگان جنگی هستند که از مرزها و اولویتهای کشورشان فراتر رفته است.

