بحران میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در ژوئن ۲۰۲۶ به مرحلهای از ابهام و تعلیق رسیده است که در آن، مرز میان صلح صوری و بازگشت به جنگ فراگیر، به تار مویی بند است. بر اساس گزارشهای منتشر شده از سوی خبرگزاری رویترز، شبکه خبری سیانان و نشریه اکونومیست، طرفین در حالی برای تمدید آتشبس و بازگشایی تنگه هرمز مذاکره میکنند که اقتصاد ایران تحت تأثیر سیاستهای تقابلی حاکمیت، با تورم ۷۷ درصدی و در برخی گروههای کالایی با تورم ۱۱۴ درصدی، در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است. این مذاکرات که در پایتختهای واسطه و با حضور میانجیگران منطقهای در جریان است، بیش از آنکه بر حل ریشهای اختلافات متمرکز باشد، به یک مانور سیاسی برای خروج از بنبست فعلی تبدیل شده است؛ بنبستی که نتیجه مستقیم دههها اصرار بر برنامههای هستهای و موشکی به قیمت نابودی معیشت شهروندان ایرانی است.
در حالی که حملات هوایی ژوئن گذشته بخش بزرگی از تأسیسات غنیسازی ایران را ویران کرد، اما طبق تحلیل رویترز، هسته سخت قدرت یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نه تنها تضعیف نشده، بلکه تسلط خود را بر ارکان دولت بیش از پیش تثبیت کرده است.
این وضعیت “ویران شده اما شکست نخورده”، ایران را در وضعیتی قرار داده که حاکمیت همچنان سعی دارد از بقایای برنامه اتمی خود به عنوان کارت فشار در مذاکرات استفاده کند. از سوی دیگر، دولت دونالد ترامپ با اتکا به تحریمهای خردکننده و محاصره دریایی بنادر جنوبی، به دنبال تسلیم کامل تهران در پرونده هستهای است، بدون آنکه امتیازات پایداری به طرف ایرانی واگذار کند.

قمار میلیارد دلاری؛ بنبست غرامت و میراث اوباما
یکی از بزرگترین موانع در مسیر توافق فعلی، موضوع غرامت مالی و نحوه آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران است.
به گزارش شبکه خبری سیانان، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به شدت وسواس دارد که هرگونه توافق با ایران، برتر از توافق سال ۲۰۱۵ در دوران باراک اوباما به نظر برسد.
مقامات ایرانی به میانجیگران اعلام کردهاند که خواهان دریافت ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای بلوکه شده بلافاصله پس از امضای تفاهمنامه اولیه هستند. اما دولت ترامپ نگران است که آزادسازی زودهنگام این مبالغ، درد اقتصادی ناشی از تحریمها را کاهش داده و اهرم فشار واشینگتن را برای فاز دوم مذاکرات، که شامل مباحث بسیار فنی برنامه اتمی است، از بین ببرد.
دونالد ترامپ صراحتاً به تیم خود اعلام کرده است که هیچ سندی را که در آن آمریکا مستقیماً به ایران پول بپردازد، امضا نخواهد کرد تا از تکرار آنچه او “پالتهای پول” دوران باراک اوباما مینامد، جلوگیری کند.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز در جلسات استماع کنگره تاکید کرد که لغو تحریمها و آزادسازی منابع مالی تنها بر اساس عملکرد و پس از راستیآزمایی اقدامات ایران در قبال برنامه هستهای انجام خواهد شد.
واشینگتن با شعار “بدون غبار، بدون دلار”، خط قرمزی را ترسیم کرده است که طبق آن، تا زمانی که ایران ذخایر اورانیوم غنیشده خود را به طور کامل تحویل ندهد یا نابود نکند، هیچ گشایش مالی واقعی رخ نخواهد داد.

تنگه هرمز و ذخایر اورانیوم؛ کارتهای سوخته در بازی بازدارندگی
نشریه اکونومیست در گزارشی تحلیلی، وضعیت فعلی را به یک نمایش تلویزیونی تشبیه کرده است که در آن هر دو طرف به دنبال امتیازگیری در آخرین لحظات هستند. کارت فشار اصلی تهران، ذخیره بیش از ۴۰۰ کیلوگرمی اورانیوم با غنای ۶۰ درصد است که گمان میرود در اعماق تأسیسات بمباران شده مدفون مانده باشد. اگرچه زیرساختهای غنیسازی ایران ویران شده است، اما کارشناسان معتقدند دانش فنی و همین میزان ذخایر اورانیوم، ایران را در فاصله کوتاهی از ساخت سلاح هستهای قرار داده است. لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه، با لحنی تهدیدآمیز پیشنهاد داده است که یک “حلقه مرگ” پیرامون این سایتها تعریف شود و هرگونه تلاش ایران برای دسترسی به این مواد با واکنشی مرگبار روبرو گردد.
در مقابل، وضعیت اقتصادی در داخل ایران به مرحلهای رسیده که برخی اندیشکدهها در تهران آن را “بحرانیترین دوران پس از جنگ جهانی دوم” توصیف کردهاند. تورم ۱۱۴ درصدی در بخش کالاها، عملاً قدرت خرید مردم را نابود کرده و بیش از ۱ میلیون نفر را به آمار بیکاران افزوده است. حاکمیت ایران در یک تضاد راهبردی گرفتار شده است؛ از یک سو برای بقای اقتصادی به دلارهای آزاد شده نیاز دارد و از سوی دیگر، تنها راه بازدارندگی خود در برابر حملات آینده را حفظ همان “غبار هستهای” میبیند که آمریکا به دنبال نابودی آن است. این بنبست باعث شده تا مذاکرات به جای حرکت به سمت صلح، به یک بازی فرسایشی برای خرید زمان تبدیل شود.

گلوگاه هرمز و پیوند با جبهه لبنان؛ سایه جنگ بر سر صلح صوری
به گزارش خبرگزاری رویترز، یکی از پیچیدهترین گرههای مذاکرات، پیوند خوردن امنیت تنگه هرمز با جبهههای جنگ در لبنان و غزه است. ایران بازگشایی کامل این شریان حیاتی انرژی را مشروط به توقف حملات اسرائیل به حزبالله لبنان کرده است. اگرچه دونالد ترامپ علناً این پیوند را رد کرده، اما در عمل فشارهایی را بر اسرائیل برای توقف حملات به بیروت اعمال کرده تا از شکست مذاکرات هرمز جلوگیری کند. در همین حال، مرکز اطلاعات دریایی مشترک آمریکا هشدارهای شدیدی صادر کرده که بر اساس آن، هرگونه فعالیت مینریزی ایران در تنگه هرمز با “آتش مخرب” نیروهای دریایی آمریکا روبرو خواهد شد.
تحلیل نهایی نشان میدهد که حتی در صورت امضای یک تفاهمنامه اولیه، این صلح بسیار شکننده خواهد بود. ساختار قدرت در ایران که اکنون بیش از هر زمان دیگری در اختیار سپاه پاسداران است، بازگشایی تنگه هرمز را نه یک تعهد بینالمللی، بلکه یک ابزار تاکتیکی برای تنفس اقتصادی میبیند. بازگشت تانکرهای نفتی و بیمهگران به خلیج فارس در هالهای از ابهام قرار دارد، زیرا هیچ تضمینی وجود ندارد که حاکمیت ایران بار دیگر برای باجگیری بینالمللی، این آبراه را مسدود نکند.
