تلاش پنهان پکن برای بقای تهران؛ موانع بزرگ واشینگتن در اجرای طرح “طرد اقتصادی” علیه جمهوری اسلامی



دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، اخیراً از کارزاری گسترده تحت عنوان “طرد اقتصادی” پرده‌برداری کرده است که هدف نهایی آن وادار ساختن رژیم ایران به بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت به میز مذاکره است. با این حال، گزارش تحقیقی روزنامه وال استریت ژورنال نشان می‌دهد که واشینگتن در مسیر تسلیم کردن تهران با چالش‌های بنیادینی روبروست.

تجربه دهه‌های گذشته در مواجهه با حکومت‌های استبدادی نظیر کوبا، کره شمالی، ونزوئلا و سوریه ثابت کرده است که این رژیم‌ها با بهره‌گیری از ترکیبی از سرکوب سیاسی، انطباق اقتصادی و استفاده از ابزارهای غیرقانونی، توانسته‌اند برای سال‌ها و حتی دهه‌ها در برابر فشارهای خردکننده مالی مقاومت کنند.

رژیم ایران با گروگان گرفتن معیشت مردم و اولویت دادن به بقای هسته سخت قدرت، طی سال‌های اخیر سیستم‌های پیچیده‌ای را برای دور زدن نظارت‌های بین‌المللی ایجاد کرده است. در حالی که شهروندان عادی ایران بهای سنگین تورم و کمبود کالاهای اساسی را می‌پردازند، نهادهای امنیتی و نظامی با ایجاد شبکه‌های سایه، به منابع مالی مورد نیاز خود دسترسی پیدا می‌کنند.

جواد صالحی اصفهانی، اقتصاددان دانشگاه ویرجینیا تک، در گفتگو با وال استریت ژورنال تأکید کرد که اگرچه توان آمریکا در وارد آوردن فشار و درد اقتصادی غیرقابل انکار است، اما لزوماً این فشارها منجر به عقب‌نشینی سیاسی یا مصالحه از سوی دولت ایران نخواهد شد.

سایه پکن بر بازارهای جهانی؛ چالش ناتوانی تحریم‌ها در برابر سیستم‌های مالی موازی

حکومت‌های خودکامه برای مقابله با تحریم‌ها معمولاً فعالیت‌های اقتصادی خود را به بخش‌های زیرزمینی منتقل می‌کنند. بر اساس تحلیل وال استریت ژورنال، این وضعیت منجر به شکوفایی بازارهای سیاه در حوزه کالا، خدمات و حتی قاچاق انسان می‌شود. دیکتاتورها همچنین از فشارهای خارجی به عنوان ابزاری برای سرکوب منتقدان داخلی و متحد کردن نخبگان وفادار به نظام استفاده می‌کنند.

 به عنوان نمونه، دولت کوبا با وجود فشارهای شدید واشینگتن، همچنان به منابع مالی ارسالی از سوی شهروندان خارج‌نشین خود متکی است و رژیم روسیه نیز پس از تحریم‌های اخیر، جریان تجارت خود را به سمت چین و قدرت‌های غیرغربی تغییر داده است تا اثرات انزوای بین‌المللی را به حداقل برساند.

در مورد ایران، وضعیت به مراتب پیچیده‌تر گزارش شده است. تهران نه‌تنها تجارت خود را با کشورهای همسایه که دارای مرز زمینی مشترک هستند گسترش داده، بلکه یک سیستم مالی کاملاً موازی با چین ایجاد کرده است. این شبکه بانکی پنهان، سیستم مالی تحت رهبری آمریکا را دور می‌زند و قدرت اجرایی واشینگتن را برای رهگیری تراکنش‌ها به شدت تضعیف می‌کند.

رژیم ایران با استفاده از این شریان‌های مخفی، ثروت ملی را صرف پروژه‌های نظامی و حمایت از گروه‌های نیابتی می‌کند، در حالی که نیمی از جمعیت کشور زیر خط فقر روزگار می‌گذرانند. بخش مهمی از توان تاب‌آوری رژیم ایران در برابر “عملیات اخراج اقتصادی”، به شراکتی بازمی‌گردد که میان تهران و پکن شکل گرفته است.

تهران یک سیستم مالی کاملاً موازی با چین ایجاد کرده است. این شبکه بانکی پنهان، سیستم مالی تحت رهبری آمریکا را دور می‌زند.

تجارت زیرزمینی و ارزهای دیجیتال؛ راهکارهای رژیم برای دور زدن نظارت‌های بین‌المللی

وال استریت ژورنال می‌نویسد که ایران با ایجاد شرکت‌های پوششی در قطب‌های مالی مانند هنگ‌کنگ و دبی، موفق شده است پول حاصل از فروش نفت را به ارزهایی نظیر یوان، یورو و درهم تبدیل کند. این جابجایی‌های مالی که اغلب با هدایت صرافی‌های وابسته به سپاه پاسداران انجام می‌شود، مانند بازی “موش و گربه” است؛ به طوری که با تحریم یک شرکت صوری توسط وزارت خزانه‌داری آمریکا، رژیم بلافاصله چندین نهاد جدید را ثبت و وارد مدار می‌کند. پکن در این میان با فراهم کردن بستری امن برای مبادلات یوان، عملاً به ریه تنفسی اقتصاد تحریم‌زده رژیم تبدیل شده است.

علاوه بر این، استفاده از ارزهای دیجیتال (رمز‌ارزها) به ابزاری کلیدی برای رژیم تبدیل شده است. رژیم ایران میلیاردها دلار دارایی دیجیتال را برای خرید تسلیحات و کالاهای تحریمی به کار گرفته است. کره شمالی نیز الگوی مشابهی را دنبال می‌کند و با سرقت رمز‌ارزها و نفوذ سایبری به شرکت‌های آمریکایی، خزانه خود را پر نگه می‌دارد. اگرچه واشینگتن اخیراً بیش از ۵۶۰ هزار دلار کمک مالی دیجیتال متعلق به گروه حماس را توقیف کرده و چندین وب‌سایت مرتبط با آن‌ها را از دسترس خارج نموده، اما ماهیت غیرمتمرکز این فناوری، نظارت کامل را برای نهادهای امنیتی دشوار ساخته است.

شکست فشارهای اقتصادی محض؛ ضرورت هم‌سویی دیپلماتیک و تجربه ونزوئلا و سوریه

وال استریت ژورنال به موارد اخیر اشاره می‌کند که در آن‌ها تنها اقدام نظامی مستقیم یا شورش‌های داخلی توانسته‌اند تغییر ایجاد کنند. دستگیری نیکولاس مادورو، رهبر پیشین ونزوئلا، در ژانویه ۲۰۲۶ توسط نیروهای بین‌المللی و سرنگونی بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ توسط نیروهای مخالف در سوریه، نمونه‌هایی از این دست هستند. این وقایع نشان می‌دهند که رژیم‌های سرکوبگر تا آخرین لحظه و به قیمت نابودی کامل کشور، به صندلی قدرت تکیه می‌زنند و تنها زمانی عقب‌نشینی می‌کنند که با نیروی قهرآمیز فیزیکی روبرو شوند.

هارون آرنولد، کارشناس مؤسسه خدمات متحد سلطنتی در لندن، معتقد است که فشارهای اقتصادی باید با کارزارهای دیپلماتیک فعال و هماهنگ همراه شوند تا اثربخش باشند. وی تأکید کرد که “این گونه اهرم‌ها به تنهایی ممکن است موثرترین ابزار نباشند”.

رژیم ایران با آگاهی از این موضوع، تلاش می‌کند تا با ایجاد تفرقه میان متحدان آمریکا و گروگان گرفتن امنیت انرژی در خلیج فارس، از اجماع بین‌المللی علیه خود جلوگیری کند. در همین حال، صنایع دفاعی آمریکا با چالش افزایش تولید مواجه هستند؛ به طوری که پنتاگون حتی از پیشنهاد شرکت‌هایی مانند “اوپن ای‌آی” برای استفاده از هوش مصنوعی در تحلیل داده‌های جنگی حمایت کرده است تا عقب‌ماندگی‌های لجستیکی را جبران کند.

بخش مهمی از توان تاب‌آوری رژیم ایران در برابر “عملیات اخراج اقتصادی”، به شراکتی بازمی‌گردد که میان تهران و پکن شکل گرفته است

بحران در شریان‌های مالی جهانی؛ ریسک‌های سیستمی و ضرورت انسداد منافذ پولی رژیم

در حالی که واشینگتن قوانین سخت‌گیرانه‌تری را برای ردیابی زنجیره تأمین کالا و محدود کردن پلتفرم‌های لجستیکی چین پیشنهاد داده است، رژیم ایران همچنان به بهره‌برداری از خلأهای قانونی ادامه می‌دهد. پرونده‌های فساد مالی نظیر اتهامات علیه ویلیام ساریس، بنیان‌گذار شرکت سرمایه‌گذاری “لینک‌تو”، که به کلاهبرداری از هزاران سرمایه‌گذار متهم شده، نشان‌دهنده آشفتگی در بازارهای مالی است که گاهی ناخواسته راه را برای پول‌شویی رژیم‌های تحریم‌شده باز می‌کنند. همچنین، توافق اخیر “سیتی‌بانک” با نهادهای نظارتی بریتانیا بابت پردازش صدها تراکنش ممنوع مرتبط با روسیه، زنگ خطری برای سیستم بانکی جهانی است.

موفقیت راهبرد دونالد ترامپ در قبال ایران مستلزم انسداد کامل منافذ تنفسی رژیم در شرق آسیا و خاورمیانه است. تا زمانی که تهران بتواند نفت خود را از طریق شبکه‌های پنهان به فروش برساند و از یوان چین برای تأمین هزینه‌های سرکوب و جنگ‌افروزی استفاده کند، “طرد اقتصادی” تنها بر رنج مردم ایران خواهد افزود بی‌آتکه لرزه‌ای بر اندام حاکمیت بین‌المللی بیندازد.

وال استریت ژورنال تأکید می‌کند که جهان با حکومتی روبروست که بقای خود را در انزوا و تداوم بحران می‌بیند؛ رژیمی که حاضر است ثروت یک ملت را قربانی رویاهای ایدئولوژیک خود کند. اکنون چشم‌ها به نتایج نشست‌های آتی سران قدرت‌های بزرگ دوخته شده تا مشخص شود آیا اراده‌ای جهانی برای پایان دادن به این بن‌بست فرساینده وجود دارد یا خیر.

کامیار امیری

کامیار امیری

دبیر و ویراستار بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم