ایالات متحده بامداد امروز برای دومین شب پیاپی موج تازهای از حملات نظامی را در داخل خاک ایران آغاز کرد و مواضع حساسی را در جنوب کشور، بهویژه در مناطق مجاور تنگه هرمز، هدف قرار داد؛ اقدامی که دامنه رویارویی را گسترش میدهد و نگرانیها درباره امنیت یکی از حیاتیترین و پرترددترین گذرگاههای دریایی جهان را تشدید میکند.
فرماندهی مرکزی آمریکا، «سنتکام»، اعلام کرد نیروهایش از ساعت ۵:۱۵ عصر به وقت ساحل شرقی آمریکا، اجرای «حملات دفاع از خود» علیه چندین هدف در داخل ایران را آغاز کردهاند؛ اقدامی که به گفته این نهاد، در پاسخ به «تجاوز بیدلیل و مداوم ایران» انجام شده است.
هدف قرار گرفتن جنوب ایران
وبسایت «آکسیوس» به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی گزارش داد که این حملات، سامانههای پدافند هوایی، رادارها و مراکز فرماندهی و کنترل پهپادها در جنوب ایران را هدف گرفته است. همزمان، دیگر رسانههای آمریکایی گفتند در سومین موج حملات، سامانههای پدافند هوایی بیشتری نیز هدف قرار گرفتهاند. منابع آگاه نیز اعلام کردند این عملیات بهطور مشخص علیه «توانمندیهای پایش نظامی ایران، سامانههای ارتباطی و مواضع پدافند هوایی» انجام شده است.
همزمان با آغاز عملیات، رسانههای رسمی ایران از شنیده شدن صدای چند انفجار پراکنده در شهرهای بندرعباس، قشم، میناب، سیریک و جزیره هنگام، همچنین جزیره کیش و شهر کنگان در استان بوشهر خبر دادند.

گزارشهای اولیه از فعال شدن سامانههای پدافند هوایی و درگیریهای دریایی میان نیروهای ایرانی و آمریکایی در آبهای خلیج فارس خبر دادند. خبرگزاریهای ایرانی نیز به اطلاعات اولیهای اشاره کردند که از هدف قرار گرفتن کشتیهای آمریکایی در نزدیکی تنگه هرمز با موشکها و پهپادهای شلیکشده از سوی نیروهای مسلح ایران حکایت داشت.
با این حال، فرماندهی مرکزی آمریکا بهطور قاطع هرگونه هدف قرار گرفتن شناورهای جنگی خود را رد کرد و گفت با وجود تشدید تنش از سوی تهران، رفتوآمد کشتیهای تجاری در این گذرگاه آبی همچنان ادامه دارد.
هرمز در آستانه انفجار
در همین حال، سپاه پاسداران ایران بهطور رسمی اعلام کرد که در واکنش به حملات هوایی آمریکا، تنگه هرمز را «به روی همه انواع کشتیها» بسته است و هشدار داد هر شناوری که تلاش کند از این گذرگاه حیاتی عبور کند، هدف قرار خواهد گرفت.
اندکی پیش از آغاز آخرین موج حملات، پیت هگسث، وزیر جنگ آمریکا، اعلام کرده بود که ایالات متحده «تأسیسات زیربنایی» در داخل ایران را بمباران خواهد کرد. او با تأکید بر اینکه تهران فرصت کافی برای رسیدن به توافق داشته اما از آن استفاده نکرده، افزود: «ما بر اساس شروط خود، اهدافی را با قدرت هدف قرار خواهیم داد که توانمندیهایی را که ایران در پی دستیابی به آنهاست، تضعیف میکنند.» او همزمان هشدار داد: «اگر ناچار شویم با بمب مذاکره کنیم، با بمب مذاکره خواهیم کرد.»
این حملات تازه چند ساعت پس از آن انجام شد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تهدید کرد در صورت نرسیدن تهران به توافق، حملات بیشتری انجام خواهد شد؛ در حالی که واشینگتن در انتظار پاسخ قریبالوقوع ایران است؛ پاسخی که ممکن است به شکل هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی در منطقه باشد و این امر احتمال گسترش خطرناک دامنه رویارویی نظامی را افزایش میدهد.
اهمیت این تنش زمانی بیشتر میشود که در بستر جغرافیایی و انرژی آن بررسی شود. اداره اطلاعات انرژی آمریکا تأکید میکند که تنگه هرمز مهمترین گذرگاه نفتی جهان است و جریان نفت عبوری از آن در سال ۲۰۲۴ به حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ یعنی نزدیک به ۲۰ درصد از مصرف جهانی مایعات نفتی. با توجه به محدود بودن جایگزینهای موجود در صورت اختلال در عبور و مرور از این مسیر، هرگونه اخلال، حتی موقت، در این شریان دریایی میتواند هزینه حملونقل را افزایش دهد و قیمتهای جهانی را بیش از پیش بالا ببرد.
بازترسیم قواعد بازدارندگی
فراس الیاس، متخصص مسائل امنیت ملی و مطالعات ایران، در این باره معتقد است که تمرکز بخش عمده حملات اخیر آمریکا بر جنوب ایران، بهویژه مناطق مجاور تنگه هرمز، تنها با ملاحظات نظامی یا تاکتیکی فوری قابل توضیح نیست، بلکه بازتابدهنده رویکردی گستردهتر از سوی واشنگتن برای بازآرایی محیط راهبردی پیرامون یکی از مهمترین و حساسترین گذرگاههای دریایی جهان است.
الیاس در پلتفرم «ایکس» توضیح داد که واشنگتن بهخوبی میداند تنگه هرمز یکی از برجستهترین اهرمهای قدرت تهران در هرگونه رویارویی سیاسی، نظامی یا مذاکرهای است؛ چرا که بر اساس برآوردهای اداره اطلاعات انرژی آمریکا و نهادهای بینالمللی تخصصی در بازار انرژی، نزدیک به یکپنجم تجارت جهانی نفتِ حملشده از راه دریا از این گذرگاه حیاتی عبور میکند.
او بر این باور است که آمریکا از این منظر میکوشد واقعیت میدانی تازهای ایجاد کند که توان ایران برای استفاده از تنگه بهعنوان اهرم فشار راهبردی را محدود کند؛ چه از طریق کاهش دامنه کنترل ایران بر پیرامون دریایی آن و چه با تقویت آزادی تحرک نظامی و تجاری بینالمللی در این مسیر؛ بهگونهای که تهدیدهای مکرر ایران برای بستن آن، اثرگذاری کمتری داشته باشد و توان بازدارندگی آن در برابر رقبا یا تأثیرگذاری بر بازارهای جهانی کاهش یابد.
او افزود عملیات نظامی بامداد امروز بیش از هر چیز به یک راهبرد دوگانه آمریکایی شباهت دارد: هدف نخست، کاهش ارزش مذاکرهای تنگه هرمز بهعنوان ابزار فشار ایران است؛ ابزاری که تهران سالها در مدیریت منازعات خود با غرب از آن بهره برده است. هدف دوم نیز ارسال پیامی مستقیم به رهبری ایران است مبنی بر اینکه عامل زمان دیگر مانند مراحل پیشین به سود آن عمل نمیکند و ادامه شرطبندی بر پایداری یا سختگیری در مواضع مذاکرهای، ممکن است بهتدریج به فرسایش اهرمهای قدرتی بینجامد که ایران در مدیریت این تقابل بر آنها تکیه دارد.
از فشار نظامی تا فشار مذاکرهای
الیاس اشاره کرد که دولت آمریکا، تنها در پی وارد کردن خسارتهای نظامی یا امنیتی به ایران نیست، بلکه میخواهد محاسبات راهبردی رهبری ایران را بازتعریف کند و آن را به بازنگری در گزینههای سیاسی و امنیتیاش در پرتو تحولات جدیدی که میدان نبرد تحمیل میکند، وادارد.
او تأکید کرد که حملات به جنوب ایران را میتوان بخشی از روندی گستردهتر برای مهندسی دوباره توازن بازدارندگی و مذاکره بهطور همزمان دانست؛ از طریق گذار از سیاست فشار با هدف گرفتن توافق، به سیاستی فراگیرتر که در پی تغییر محیط راهبردیای است که ایران در چارچوب آن مذاکره میکند.

بر اساس این نگاه، تهران ممکن است در هر دور مذاکره آینده، خود را با اهرمهای قدرت کمتر و توان ضعیفتری برای مانور یا استفاده مؤثر از تنگه هرمز بهعنوان ابزار فشار روبرو ببیند.
الیاس در پایان گفت که موفقیت واشنگتن در تحقق این اهداف، تنها به ثبت دستاوردهای میدانی نظامی محدود نخواهد شد، بلکه میتواند به منافع مذاکرهای و راهبردی بلندمدتی منجر شود که بر ماهیت روابط ایران و آمریکا و موازنههای امنیتی منطقه در خلیج طی سالهای آینده اثر خواهد گذاشت.

