از وین ۲۰۱۵ تا اسلام‌آباد ۲۰۲۶: کالبدشکافی تطبیقی دو رویکرد دیپلماتیک در قبال ایران

در حالی که تنش‌های نظامی در خاورمیانه به نقطه‌ای بی‌سابقه رسیده است، انتشار جزئیات پیش‌نویس تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای میان ایران و ایالات متحده در ژوئن ۲۰۲۶، بار دیگر بحث‌های داغی را در محافل سیاسی بین‌المللی برانگیخته است. این توافق که در پی مذاکراتی فشرده موسوم به «تفاهم اسلام‌آباد» حاصل شده، ناگزیر با «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) که در سال ۲۰۱۵ امضا شد، مقایسه می‌شود. در یک سوی این کارزار تحلیلی، دونالد ترامپ توافق جدید را یک «موفقیت بی‌نظیر» می‌نامد که امنیت منطقه را تضمین می‌کند؛ در مقابل، باراک اوباما با نگاهی منتقدانه معتقد است که شالوده این تفاهم، تفاوت بنیادینی با توافق دوران او ندارد. این گزارش تحلیلی به بررسی شباهت‌ها، تفاوت‌ها و وزن سیاسی این دو سند تاریخی می‌پردازد.

دامنه و شمول: از نگاه فنی به افق منطقه‌ای

بزرگترین وجه تمایز میان برجام ۲۰۱۵ و تفاهم‌نامه ۲۰۲۶، در دامنه موضوعات مورد بحث نهفته است. برجام ۲۰۱۵ سندی با تمرکز فنی و هسته‌ای بود که هدف اصلی آن افزایش «زمان گریز» هسته‌ای ایران در ازای لغو تحریم‌های مرتبط با هسته‌ای بود.

در مقابل، تفاهم‌نامه ۲۰۲۶ فراتر از سانتریفیوژها رفته و مستقیماً به امنیت منطقه‌ای ورود کرده است. بند اول این تفاهم که به توقف دائمی جنگ در تمام جبهه‌ها از جمله لبنان اشاره دارد، و همچنین بند پنجم که بازگشایی تنگه هرمز را تحت ترتیبات ایرانی مطرح می‌کند، نشان‌دهنده یک رویکرد کل‌نگر است. دونالد ترامپ با تکیه بر همین تفاوت، مدعی است که او برخلاف اسلاف خود، توانسته است مسائلی را حل کند که اوباما از ورود به آن‌ها ناتوان بود. اما تحلیلگران بی‌طرف اشاره می‌کنند که الحاق این بندها، بیش از آنکه ناشی از نبوغ مذاکراتی باشد، واکنشی به ضرورت‌های میدانی و بحران انرژی ناشی از جنگ سال ۲۰۲۶ است.

مشوق‌های مالی: از لغو تحریم تا طرح بازسازی

در برجام ۲۰۱۵، مشوق اصلی برای ایران، بازگشت به سیستم مالی جهانی و لغو تحریم‌های ثانویه بود. اما در تفاهم‌نامه ۲۰۲۶، ابعاد مالی به شکل چشمگیری تغییر کرده است. بند هفتم این پیش‌نویس از لزوم ارائه طرح‌های بازسازی برای ایران به مبلغ حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار سخن می‌گوید. این رقم که با حمایت آمریکا و متحدانش تامین خواهد شد، تغییری بنیادین از یک توافق «رفع محدودیت» به یک توافق «سرمایه‌گذاری برای صلح» است.

علاوه بر این، آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از پول‌های بلوکه‌شده ایران در یک بازه ۶۰ روزه و الزام به در دسترس بودن نیمی از این مبلغ پیش از شروع مذاکرات نهایی، نشان‌دهنده تغییر توازن قوا در میز مذاکره است. اوباما معتقد است این‌ها صرفاً «بسته‌بندی جدیدی» برای همان پول‌هایی است که ایران در سال ۲۰۱۵ نیز مستحق دریافت‌شان بود، اما ترامپ این هزینه‌ها را بهای لازم برای «خروج آمریکا از جنگ‌های بی‌پایان» و تضمین جریان نفت قلمداد می‌کند.

 معمای موشک‌ها و گروه‌های مقاومت

یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های هر دو توافق، موضوعاتی است که «غایب» هستند. در سال ۲۰۱۵، جمهوری‌خواهان و شخص دونالد ترامپ، اوباما را به دلیل عدم گنجاندن برنامه موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران در برجام به شدت شماتت کردند. ترامپ در آن زمان مدعی بود که هر توافقی با ایران باید این دو مورد را به صورت قطعی حل کند.

بند ١٤: بحث درباره برنامه موشکی ایران و حمایت از گروه‌های مقاومت به صورت قطعی از دستور کار خارج شده است

با این حال، نگاهی به بند ۱۴ تفاهم‌نامه ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که تاریخ در حال تکرار است. در این بند صراحتاً آمده است که «بحث درباره برنامه موشکی ایران و حمایت از گروه‌های مقاومت به صورت قطعی از دستور کار خارج شده است». این عقب‌نشینی آشکار از مواضع قبلی ترامپ، نقطه قوت استدلال اوباما است که می‌گوید: «بعید است هر توافقی تفاوت چشمگیری با برجام داشته باشد». در واقع، هر دو دولت به این نتیجه رسیده‌اند که گره زدن موضوع هسته‌ای به برنامه دفاعی ایران، رسیدن به هرگونه توافق را ناممکن می‌سازد.

اوباما: بعید است هر توافقی تفاوت چشمگیری با برجام داشته باشد

مکانیسم اجرا و تضمین‌ها

برجام ۲۰۱۵ یک توافق چندجانبه (پنج بعلاوه یک) بود که به تایید قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت رسید. تفاهم‌نامه ۲۰۲۶ نیز در بند ۱۳ خود به تایید قطعنامه شورای امنیت اشاره دارد، اما ماهیت آن بیشتر «دوجانبه» میان تهران و واشنتن به نظر می‌رسد. اوباما بر رویکرد چندجانبه‌گرایی تاکید داشت تا نقض توافق توسط یک طرف دشوار شود، اما ترامپ به رویکرد شخصی و معامله‌گرایانه تمایل دارد.

ترامپ: رئیس‌جمهوری را یافته‌اند که می‌تواند به آن‌ها در دستیابی به صلحی واقعی کمک کند

ترامپ مدعی است که رهبران منطقه اکنون «رئیس‌جمهوری را یافته‌اند که می‌تواند به آن‌ها در دستیابی به صلحی واقعی کمک کند»؛ ادعایی که اوباما آن را رد کرده و دیپلماسی را فرآیندی نهادی می‌داند نه شخصی. با این حال، تعهد آمریکا به خروج نیروها از پیرامون ایران (بند ۴) و تعهد به عدم مداخله در امور داخلی (بند ۲)، تضمین‌هایی است که در برجام ۲۰۱۵ به این صراحت و تندی بیان نشده بود.

تحلیل واکنش‌ها: صلح واقعی یا تکرار برجام؟

واکنش‌های داخلی در ایران نیز به همان اندازه پیچیده است. از سویی، مقامات دولتی مانند محمدجعفر قائم‌پناه، این تفاهم را نتیجه «اقتدار دفاعی» و «ایستادگی مردم» می‌دانند که حتی «رژیم صهیونیستی را ناچار به تمکین کرده است». از سوی دیگر، افکار عمومی در تهران (چنان‌که در گزارش‌های میدانی دیده شد) میان امید به بهبود معیشت و بی‌اعتمادی تاریخی به تعهدات آمریکا نوسان می‌کنند.

اوباما: توافق‌هایی که ۸۰ یا ۹۰ درصد مشکلات را حل می‌کنند، می‌توانند مانع جنگ شوند

اوباما با واقع‌گرایی سردی می‌گوید: «توافق‌هایی که ۸۰ یا ۹۰ درصد مشکلات را حل می‌کنند، می‌توانند مانع جنگ شوند»، و این دقیقاً همان اتفاقی است که در حال وقوع است. از دیدگاه او، ترامپ به همان نقطه‌ای بازگشته که اوباما ده سال پیش در آنجا ایستاده بود، با این تفاوت که هزینه‌های نظامی و انسانی سنگین‌تری در این فاصله پرداخت شده است.

مقایسه برجام ۲۰۱۵ و تفاهم‌نامه ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که علی‌رغم تفاوت در لحن و ابعاد مالی، «هسته سخت» دیپلماسی ایران و آمریکا تغییر چندانی نکرده است. هر دو توافق بر پایه محدودیت‌های هسته‌ای در ازای لغو تحریم‌ها بنا شده‌اند. تفاوت اصلی نه در متن، بلکه در «هزینه اجرا» است؛ ترامپ برای رسیدن به این نقطه، مبالغ هنگفت بازسازی و امتیازات منطقه‌ای را روی میز گذاشته است، در حالی که اوباما بر محدودیت‌های فنی و اجماع بین‌المللی تمرکز داشت.

در نهایت، همان‌طور که حرکت اولین نفتکش در تنگه هرمز پس از تفاهم نشان داد، واقعیت‌های اقتصادی و نیاز جانی جبهه‌ها به آتش‌بس، موتور محرک این تفاهم است. چه این توافق را «برجام پلاس» بنامیم (آنگونه که اوباما القا می‌کند) و چه «معامله بزرگ ترامپ»، واقعیت این است که هر دو طرف به این نتیجه رسیده‌اند که هزینه‌ی صلح، هرچقدر هم گران باشد، از هزینه‌ی یک جنگ تمام‌عیار کمتر است. اکنون چشم‌ها به جمعه و امضای نهایی در سوئیس دوخته شده تا مشخص شود آیا این ۱۴ ماده می‌توانند سایه سنگین جنگ را برای همیشه از سر منطقه دور کنند یا خیر.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم