در حالی که قرار است مراسم رسمی امضای توافقنامه میان ایران و ایالات متحده، موسوم به «یادداشت تفاهم اسلامآباد»، روز جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ (۱۹ ژوئن ۲۰۲۶) در ژنو برگزار شود، فضای اقتصادی ایران و جهان با موجی از انتظارات و در عین حال تردیدها روبهرو شده است. این توافق که پس از یک دوره درگیری نظامی فشرده و با میانجیگری پاکستان حاصل شد، نه تنها قرار است به محاصره دریایی و تنشهای نظامی پایان دهد، بلکه بار سنگین انتظارات معیشتی جامعهای را بر دوش میکشد که سالها تحت فشار تورم و تحریم بوده است. پرسش بنیادین این است: آیا این گشایش سیاسی، پیوندی ارگانیک با سفره مردم برقرار خواهد کرد یا صرفاً بهبودی در شاخصهای کلان دولتی باقی خواهد ماند؟

شوک به بازار انرژی؛ از ۱۲۰ دلار تا نوسانات زیر ۸۰ دلار
انسداد عملی تنگه هرمز در ماههای اخیر، قیمت نفت برنت را به قله ۱۲۰ دلار رسانده بود. با انتشار خبر توافق، قیمتها بلافاصله به محدوده ۸۳ دلار عقبنشینی کردند. اگرچه دونالد ترامپ با ادبیاتی خوشبینانه مدعی بازگشایی فوری مسیرهای کشتیرانی شده است، اما تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که بازگشت به وضعیت پیش از جنگ، فرآیندی زمانبر است.
مشکلات لجستیکی، هزینههای بیمه نفتکشها و نیاز به پاکسازی مسیرهای دریایی از مخاطرات احتمالی، باعث شده تا کارشناسانی نظیر نیل شیرینگ تأکید کنند که بازگشت جریان نفت به سطح عادی ماهها به طول میانجامد. برای اقتصاد ایران، این به معنای تأخیر در نقدشوندگی درآمدهای ارزی جدید است. با این حال، کاهش قیمت جهانی سوخت هواپیما و مواد اولیه، میتواند در میانمدت فشار تورم وارداتی را بر اقتصاد داخلی کاهش دهد.

بخشهای منتفع؛ برندگان مستقیم و پنهان
ولیالله سیف، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در تحلیلی جامع معتقد است که تمامی بخشهای اقتصاد به یک اندازه از این توافق سود نخواهند برد. به گفته وی، بخش نفت، گاز و پتروشیمی برنده مستقیم و سریع این توافق است که منجر به افزایش درآمد ارزی دولت میشود. اما برنده پنهان و شاید حیاتیتر، بخش بانکداری و خدمات مالی است.
سالها محدودیت در نقل و انتقال پول و هزینههای گزاف السی (LC)، تجارت خارجی ایران را گران کرده بود. سیف معتقد است اگر روابط بانکی عادی شود، هزینه تأمین مالی کاهش یافته و این امر میتواند موتور محرک صنایع تولیدی باشد.
همچنین بخشهای حملونقل و خودروسازی به دلیل کاهش هزینههای لجستیک و امکان جذب فناوری، در صف نخست بهبود قرار دارند. در مقابل، بازار مسکن ممکن است به دلیل کاهش انتظارات تورمی، وارد یک دوره رکود موقت شود.

معمای سفره مردم؛ چرا اثرات توافق فوری نیست؟
یکی از چالشبرانگیزترین مباحث، فاصله زمانی میان امضای توافق و لمس آثار آن توسط دهکهای پایین جامعه است. محمدرضا غفراللهی، عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران، به نکته ظریفی اشاره میکند: در حال حاضر هزینه واردات کالا به ایران به دلیل دور زدن تحریمها و مشکلات حملونقل، حدود ۳۰ درصد گرانتر از حالت عادی است.
رفع تحریمها میتواند این مالیات پنهان ۳۰ درصدی را از روی دوش مصرفکننده بردارد، اما این اتفاق مشروط به ثبات نرخ ارز و کاهش قیمت تمامشده در مبدأ است. واقعیت تلخ این است که تورم مواد غذایی در ایران همواره شتابی بیش از نرخ ارز داشته و چسبندگی قیمتها مانع از آن میشود که با افت دلار، قیمت کالاها به سرعت پایین بیاید. از این رو، کارشناسان داخلی هشدار میدهند که نباید انتظار داشت «فردا صبحِ توافق»، قیمت گوشت و برنج کاهش یابد؛ بلکه این فرآیند در صورت مدیریت صحیح، در بازهای ۶ تا ۹ ماهه خود را نشان خواهد داد.

نقد ساختاری؛ معدنی که نیاز به استخراج دارد
در حالی که مقامات دولتی نظیر سید علی مدنیزاده، وزیر اقتصاد، این توافق را یک پیروزی بزرگ مینامند، تحلیلگران مستقل نگاه انتقادیتری به نحوه بهرهبرداری از این فرصت دارند. ناصر ذاکری، کارشناس اقتصادی، در تحلیلی تأملبرانگیز، توافق سیاسی را به کشف یک معدن تشبیه میکند. او معتقد است صرفِ کشف معدن ثروت نمیآفریند، بلکه استخراج و بهرهبرداری درست از آن است که اهمیت دارد.
به باور ذاکری، اگر رویکرد سیاستگذاران تغییر نکند و دوباره به سمت «درمانهای موقت» و «توزیع رانت ارزی» حرکت کنند، فرصت تاریخی توافق اسلامآباد نیز مانند تجربیات گذشته هدر خواهد رفت. نقد اصلی به ساختار اقتصادی ایران این است که وابستگی شدید به درآمدهای نفتی و هزینههای بالای جاری دولت، باعث میشود سهم ناچیزی از منابع آزاد شده به زیرساختهای اشتغالزا و رفاه عمومی برسد.

چالشهای داخلی و فشارهای سیاسی
توافق در داخل ایران نیز بدون مخالف نبوده است. طیفهای حامی «خطوط قرمز» و برخی نمایندگان مجلس، نظیر محمود نبویان، نسبت به ابهامات در نحوه رفع تحریمها و بازرسیها معترضاند. تجمعات پراکنده در مشهد و تهران نشاندهنده دوپاره بودن نگاهها به این توافق است. منتقدان معتقدند که بازگشایی تنگه هرمز بدون دریافت تضمینهای قطعی برای رفع تحریمهای بانکی، میتواند ایران را در موضع ضعف قرار دهد.
از سوی دیگر، وزیر اقتصاد تأکید دارد که این توافق پایان جنگ اقتصادی نیست، بلکه آغاز یک «جهاد اقتصادی» برای بازسازی خرابیهای ۱۰۰ روز درگیری مستقیم و سالها تحریم است. این نگاه واقعبینانه نشان میدهد که بدنه اجرایی کشور نیز به دشواری مسیر پیش رو واقف است.
از هیجان بازار تا واقعیت معیشت
توافق ایران و آمریکا در ژوئن ۲۰۲۶، بیتردید یک نقطه عطف ژئوپلیتیک است. ریزش قیمت طلا و ارز در بازارهای داخلی نشاندهنده تخلیه حبابِ ناشی از ترسِ جنگ است؛ اما برای آنکه این ریزش به سفره مردم سرایت کند، دولت نیازمند جراحیهای عمیق اقتصادی است.
اگر منابع آزاد شده صرفاً حفرههای بودجهای دولت را پر کند، رفاه عمومی تغییری نخواهد کرد. اما اگر از این تنفس مصنوعی برای بازسازی صنایع، کاهش هزینهی ۳۰ درصدی تجارت و جذب سرمایهگذاری در بخشهای مولد استفاده شود، میتوان امیدوار بود که تا پایان سال جاری میلادی، فشار تورم بر معیشت مردم تعدیل شود. در نهایت، توافق اسلامآباد تنها یک فرصت است، نه یک مقصد؛ و کیفیت زندگی ایرانیان نه در اتاقهای مذاکره، بلکه در اتاقهای تصمیمگیری اقتصادی در تهران تعیین خواهد شد.
