در حالی که جهان با دلهره چشم به اقامتگاه کوهستانی بورگناشتوک در مرکز سوئیس دوخته است تا شاهد امضای رسمی یادداشت تفاهم میان ایالات متحده آمریکا و حکومت ایران باشد، انتشار جزئیاتی از یک “صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری” موجی از تحلیلها و انتقادات را در محافل سیاسی و اقتصادی برانگیخته است.
بر اساس گزارشهای منتشر شده توسط روزنامههای “فایننشال تایمز” و “نیویورک پست”، دولت دونالد ترامپ در حال بررسی طرحی است که بر اساس آن، در صورت پایبندی کامل تهران به تعهدات امنیتی و هستهای، دسترسی ایران به سرمایهگذاریهای کلان بینالمللی تا سقف ۳۰۰ میلیارد دلار فراهم خواهد شد.
این مشوق مالی که با هدف بازسازی ویرانیهای ناشی از جنگ سه ماهه اخیر طراحی شده، مشروط به “رفتار نرمال” حکومت ایران و توقف کامل برنامههای تحریکآمیز در منطقه است.
سرمایهگذاری رقبای منطقهای در بازسازی ایران؛ پارادوکس امنیت و ثروت
یکی از جنجالیترین بخشهای این توافق که روزنامه “نیویورک پست” بر آن تمرکز کرده، منبع تأمین این بودجه عظیم است. برخلاف تصورات اولیه، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، صراحتاً اعلام کرده است که حتی یک سنت از مالیات شهروندان آمریکایی صرف این صندوق نخواهد شد. در عوض، این مبلغ قرار است توسط “ائتلاف کشورهای ساحلی خلیج فارس” و شرکتهای بزرگ بینالمللی تأمین شود. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که همین کشورهای حوزه خلیج فارس در طول جنگ اخیر هدف حملات پهپادی و موشکی ایران قرار گرفته بودند و اکنون قرار است در قالب یک طرح بازسازی، به سرمایهگذاران اصلی در زیرساختهای ایران تبدیل شوند.
جیدی ونس در گفتگو با شبکه “سیبیاس” تأکید کرد که دسترسی ایران به این ۳۰۰ میلیارد دلار تنها در صورتی امکانپذیر است که تهران تعهدات خود را به طور کامل ایفا کند. او تصریح کرد: “این مبلغ تنها زمانی پرداخت میشود که ایران برنامه هستهای خود را پایان دهد، ذخایر مواد غنیسازی شده را از بین ببرد و درهای خود را به روی یک نظام بازرسی و نظارتی باز کند که به مردم آمریکا اطمینان دهد ایران هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت.”
بە این ترتیب هزینههای بازسازی ایران به جای خزانهداری آمریکا، بر دوش شرکای منطقهای و بخش خصوصی جهانی گذاشته میشود، مشروط بر اینکه ایران “مانند یک کشور نرمال” رفتار کند.
صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری؛ مشوق پولی یا اهرم فشار دیپلماتیک؟
روزنامه “فایننشال تایمز” در گزارش خود به ابعاد فنی و مدیریتی این صندوق پرداخته است. بر اساس این گزارش، یک مقام ارشد آمریکایی تأیید کرده است که واشینگتن درباره امکان لغو تحریمها و ایجاد این صندوق بزرگ بحث کرده است، اما دسترسی به آن به صورت مرحلهای و وابسته به “عملکرد” ایران در چارچوب یادداشت تفاهمی خواهد بود که روز جمعه امضا میشود. این صندوق برای جذب شرکتهای اروپایی، آسیایی (بهویژه از کره جنوبی و ژاپن) و آمریکایی که مشتاق حضور در بازار ۹۰ میلیونی ایران و بهرهبرداری از منابع عظیم انرژی آن هستند، طراحی شده است.
ساختار این صندوق هنوز به طور دقیق روشن نیست، اما بر اساس اطلاعات “فایننشال تایمز”، آزادسازی داراییها و لغو تحریمها به صورت “ذهنی و تفسیری” توسط آمریکا مدیریت خواهد شد، نه صرفاً بر اساس شاخصهای صلب و مشخص. یک مقام ارشد به خبرنگاران گفته است: “لغو تحریمها به رفتار خاصی گره نخورده، بلکه به طور کلی به رفتار مناسب آنها وابسته است. بدیهی است که مهمترین موضوع برای ما برنامه هستهای است.”
این عدم قطعیت در شاخصها، به دولت ترامپ اجازه میدهد تا هر زمان که رفتار تهران را خارج از چارچوبهای مورد نظر تشخیص داد، جریان مالی را متوقف کند.

نبرد هستهای در آزمایشگاههای ویران شده؛ شرط اصلی آزادسازی منابع
یکی از پیچیدهترین مسائل در مسیر دسترسی ایران به این ۳۰۰ میلیارد دلار، وضعیت ذخایر اورانیوم غنیسازی شده است. ایران در حال حاضر بیش از ۹۰۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیسازی شده دارد که ۴۴۰ کیلوگرم آن با غنای نزدیک به درجه تسلیحاتی است. بر اساس یادداشت تفاهم، تهران متعهد شده است که تمامی این ذخایر را تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی در محل رقیقسازی کند. دونالد ترامپ پیشتر از این ذخایر با عنوان “گرد و غبار هستهای” یاد کرده بود.
مقامات آمریکایی مدعی هستند که در جریان حملات هوایی ژوئن گذشته به سه سایت اصلی هستهای ایران، بخش بزرگی از زیرساختهای اتمی این کشور “به طور سیستماتیک نابود شده است.” با این حال، شرط اصلی برای جریان یافتن سرمایهگذاریهای ۳۰۰ میلیارد دلاری، اطمینان از این موضوع است که ایران اقدام به بازسازی این تأسیسات نخواهد کرد.
مخالفتهای داخلی در آمریکا؛ از “طرح مارشال برای نازیها” تا مطالبات کنگره
اعلام خبر این صندوق با واکنش تند برخی چهرههای تندرو در کنگره آمریکا روبرو شده است. سناتور لیندسی گراهام در پیامی در شبکه اجتماعی “اکس” (توئیتر سابق)، ایده ایجاد صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی برای حکومتی با ساختار فعلی را “ناشنوا نسبت به واقعیت” خواند و آن را به “اجرای طرح مارشال برای آلمان در حالی که نازیها هنوز بر سر قدرت هستند” تشبیه کرد. گراهام تأکید کرده است که باید متن کامل توافق منتشر شود تا مشخص گردد آیا این مبالغ واقعاً به سمت مردم ایران میرود یا صرف تقویت بنیه نظامی حکومت خواهد شد.
در مقابل، دولت ترامپ معتقد است که “خشم اقتصادی” و “محاصره دریایی” که باعث ضرر ماهانه ۱۴ میلیارد دلاری به اقتصاد ایران شده بود، سرانجام تهران را به میز مذاکره کشانده است. مقامات کاخ سفید تأکید دارند که بر خلاف دوران اوباما، هیچ “پالت نقدی” به تهران فرستاده نخواهد شد و هرگونه گشایش مالی، در گرو تغییر رفتار بنیادین در سیاستهای منطقهای و توقف حمایت از گروههایی مانند حماس و حزبالله است.
پایان محاصره دریایی و چالش “عوارض” در تنگه هرمز
بخش دیگری از این توافق پولی و بانکی به بازگشایی تنگه هرمز و پایان محاصره بنادر ایران باز میگردد. محاصرهای که به گفته مقامات آمریکایی، روزانه ۵۰۰ میلیون دلار خسارت به ایران وارد میکرد. بر اساس یادداشت تفاهم، ایران متعهد شده است که تنگه هرمز را به روی تمامی کشتیها باز کند و از دریافت “باج” یا “عوارض عبور” خودداری نماید.
با این حال، گزارشهای منطقه نشان میدهد که تهران با همکاری عمان در حال بررسی سیستمی برای دریافت “هزینههای خدمات جانبی و بیمه” است تا بتواند محدودیتهای مربوط به ممنوعیت دریافت عوارض را دور بزند؛ اقدامی که از هماکنون با مخالفت دولت ترامپ روبرو شده است.

چشمانداز بازسازی؛ میان وعدههای سیاسی و واقعیتهای اقتصادی ایران
در نهایت، صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری که “فایننشال تایمز” و “نیویورک پست” از آن پرده برداشتهاند، بیش از آنکه یک واقعیت نقد باشد، یک “هویج” بزرگ دیپلماتیک است. دسترسی به این منابع مستلزم عبور از دالانهای تاریک مذاکرات فنی است که قرار است از اواخر این هفته آغاز شود.
برای شهروندان ایرانی که در سالهای اخیر شاهد سقوط ارزش پول ملی و گسترش فقر بودهاند، سوال اصلی این است که آیا این مبالغ صرف بهبود معیشت و بازسازی زیرساختهای فرسوده خواهد شد یا در ساختار پیچیده و غیرشفاف اقتصادی، توسط نهادهای قدرتمند بلعیده میشود.
دونالد ترامپ و جیدی ونس با زیرکی تمام، مسئولیت تأمین مالی بازسازی ایران را به دوش رقبای منطقهای و شرکتهای خصوصی انداختهاند و خود تنها به عنوان “ضامن امنیت” در این میان نقشآفرینی میکنند. اگر ایران بتواند ثابت کند که به دنبال “نرمالسازی” رفتار خود است، این صندوق میتواند بزرگترین گشایش اقتصادی در تاریخ معاصر این کشور باشد. اما اگر تضادهای درونی در تهران و فشارهای مخالفان در واشینگتن مانع از اجرای دقیق تعهدات شود، این ۳۰۰ میلیارد دلار تنها به صورت یک عدد روی کاغذ باقی خواهد ماند و سایه جنگ و فقر همچنان بر سر منطقه سنگینی خواهد کرد.
روز جمعه در سوئیس، مشخص خواهد شد که آیا این “سند عالی” به قول ترامپ، میتواند آغازگر عصری جدید باشد یا تنها فصلی دیگر از تقابلهای بیپایان خواهد بود.
