نخستین بازی تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ (۱۴۰۵) در برابر نیوزیلند، بار دیگر مستطیل سبز را به آینهای تمامنما از شکافهای عمیق اجتماعی و سیاسی تبدیل کرد؛ کارزاری پرتبوتاب که از یک سو در داخل کشور شاهد اتهامزنیهای تند و امنیتیسازی رقابتهای رسانهای بود و از سوی دیگر، در ورزشگاه سوفای لسآنجلس، به صحنه تقابل نمادها، شعارها و فریادهای معترضان و حامیان بدل شد تا نشان دهد چگونه فوتبال به بستری برای بازتاب بحرانهای یک ملت تبدیل میشود.
جنگ رسانهای در تهران؛ رقابتی که امنیتی شد
در داخل مرزهای ایران، تب جام جهانی با چاشنی یک جنگ رسانهای بیسابقه میان انحصار سنتی صداوسیما و پلتفرمهای اینترنتی خصوصی آغاز شد. به گزارش وبسایت رویداد۲۴، پلتفرمهای تعاملی و مستقل نظیر برنامه فوتبال ۳۶۰ با اجرای عادل فردوسیپور و همچنین آپارات اسپرت و برنامههای مستقل اینترنتی، توانستهاند با جلب رضایت مخاطبان خسته از سانسور، مرجعیت تلویزیون دولتی را به چالش بکشند. دعوت عادل فردوسیپور از پائولو دیبالا، ستاره نامدار آرژانتینی، در برنامه خود نشان داد که رقابت رسانهای خارج از صداوسیما به سطح حرفهای و متفاوتی رسیده است.

با این حال، این رقابت بهجای تمرکز بر کیفیت، به سرعت رنگ و بوی پروندهسازی قضایی گرفت. محمدحسین میثاقی، مجری برنامه جام ۲۶ شبکه سه، منتقدان و برنامهسازان مستقل را متهم به هماهنگی با رسانههای فارسیزبان خارج از کشور کرد؛ اتهامی سنگین که در قوانین داخلی ایران مجازاتهای شدیدی در پی دارد. همزمان، به گزارش خبرگزاری دانشجو، شوخیهای طنزپردازانی چون ابوطالب حسینی در دعوت از شیث رضایی و محمد نصرتی و بازخوانی جنجالهای قدیمی ورزشی، با واکنش تند رسانههای تندرو مواجه شد؛ تا جایی که این برنامهها را مصداق «بیحیایی» خوانده و خواستار ورود مدعیالعموم و نهادهای امنیتی به پرونده شدند. این رویکرد، بازتابی از همان فرمول همیشگی امنیتیسازی فضا برای کنار زدن رقبای کاربلد به شمار میرود.
راحتنشینی در لسآنجلس؛ بازتاب دوقطبیهای وطنی در غربت
همین دوقطبی تند و آشتیناپذیر، در ابعادی دیگر به حاشیه نخستین بازی تیم ملی ایران در لسآنجلس منتقل شد. بازی هیجانانگیز تیم ملی در دوشنبه (۲۵ خرداد ۱۴۰۵) در برابر نیوزیلند که با تساوی ۲-۲ به پایان رسید، تحت تأثیر شدید فضای سیاسی بیرون و درون ورزشگاه قرار داشت. به گزارش خبرگزاری رویترز و شبکه خبری الجزیره، تجمع چندصدنفره معترضان مخالف حکومت در بیرون ورزشگاه و سردادن شعارهایی علیه جمهوری اسلامی، فضایی ملتهب ایجاد کرده بود.

درون ورزشگاه ۷۰ هزار نفری، صدای هو کردن سرود رسمی جمهوری اسلامی با فریادهای تشویق تیم ملی درآمیخت. ایرانیان حاضر در ورزشگاه تصویر متناقضی از همبستگی و تفرقه مفرط را به نمایش گذاشتند؛ گروهی با پرچم شیر و خورشید به تشویق بازیکنان پرداختند و گروهی دیگر، تیم ملی را «تیم حکومت» دانسته و حتی از گل خوردن آن ابراز شادمانی کردند. در حاشیه این مسابقه، تنشها تنها به شعارهای ضدحکومتی محدود نماند؛ بلکه جلوهای از رفتارهای رادیکال و ناسزاگوییهای متقابل نیز میان طیفهای مختلف بروز کرد. بیرون از ورزشگاه مواردی از پرخاشگریهای لفظی تند و حتی توهینهای جنسی میان برخی جوانان حامل پرچمهای شیر و خورشید و خانوادههای مذهبی یا حامی حکومت رخ داد. این رفتارهای افراطی نشان میدهد که چگونه خشم انباشتهشده از بحرانهای داخلی، جامعه ایرانیان خارج از کشور را به دو قطب آشتیناپذیر تقسیم کرده که حتی تماشای یک مسابقه فوتبال نیز نمیتواند فضایی برای مدارا میان آنها ایجاد کند.
سایه سیاستهای کاخ سفید و برخورد مصلحتآمیز فیفا
این مسابقه فراتر از زمین فوتبال، در میانه تلاطمهای دیپلماتیک میان ایالات متحده و ایران برگزار شد. به گزارش روزنامه لسآنجلس تایمز، مسیر تیم ملی ایران برای حضور در این مسابقات با محدودیتهای شدید روادید از سوی دولت آمریکا و حتی هشدارهای دونالد ترامپ ناهموار شده بود؛ تا جایی که تیم ایران مجبور شد اردوی آمادهسازی خود را در مکزیک برپا کند و ۱۱ نفر از اعضای غیرفوتبالی کاروان ایران موفق به دریافت روادید نشدند.

در این میان، برخورد مأموران امنیتی ورزشگاه و ناظمان جام جهانی بازتابی از یک مصلحتاندیشی سیاسی بود. بر اساس دستورالعمل رسمی فیفا، ورود هرگونه نماد غیررسمی یا پرچمهای تاریخی مانند پرچم شیر و خورشید به ورزشگاهها ممنوع است. با این حال، مأموران امنیتی در لسآنجلس برخورد سختگیرانهای با معترضان نداشتند و چشم خود را بر ورود گسترده این پرچمها به سکوها بستند. این مماشات ملموس، به باور کارشناسان، بیارتباط با رویکرد کلی کاخ سفید در قبال آزادی ابراز عقیده معترضان ایرانی در خاک آمریکا و سیاستهای راهبردی واشنگتن برای به رسمیت شناختن مخالفتهای مردمی نیست.
در نهایت، بازی دراماتیک در لسآنجلس نشان داد که فوتبال برای ایرانیان دیگر تنها یک ورزش ۹۰ دقیقهای نیست؛ بلکه میدان جنگ نمادها و واژههایی است که مرز میان شادی و اندوه، همبستگی و انزجار را بیش از هر زمان دیگری مخدوش کرده است.
