قرار بود روز جمعه، ۱۹ ژوئن، شهر آرام ژنو میزبان یکی از پرمخاطرهترین و سرنوشتسازترین مذاکرات دهههای اخیر میان ایران و ایالات متحده باشد. اما در حالی که جوهر تفاهمنامه آتشبس دوماهه هنوز خشک نشده، لغو ناگهانی سفر هیئتهای عالیرتبه دو کشور به سوئیس، نشان داد که مسیر «دیپلماسی اضطراری» میان تهران و دولت دونالد ترامپ، بسیار ناهموارتر از آن است که خوشبینیهای اولیه بازار نفت نوید میداد.
این گزارش به بررسی ابعاد پیچیده لغو این نشست، آرایش قدرت در تهران، شکافهای فزاینده در واشینگتن و متغیرهای میدانی میپردازد که آغاز این ماراتن ۶۰ روزه را با سکتهای زودهنگام مواجه کرده است.

معمای لغو سفر: تدارکات یا بنبست سیاسی؟
وزارت خارجه سوئیس در بیانیهای رسمی، لغو حضور جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا و هیئت همراه را تأیید کرد. در حالی که واشینگتن دلیل این تصمیم را «مسائل تدارکاتی غیرقابل پیشبینی» عنوان کرده، گزارشهای رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی در ایران، روایت دیگری را به دست میدهند. خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، صراحتاً اعلام کرد که تهران پیش از نشستن پای میز مذاکره، خواستار مشاهده «نشانههای عینی» از اجرای توافق موقت است.
این رویکرد نشاندهنده آن است که پارادایم «بیاعتمادی متقابل» همچنان بر فضای تفاهم سایه افکنده است. از سوی دیگر، لغو سفر ونس، آن هم درست زمانی که منتقدان تندرو در کنگره آمریکا ترامپ را به «تسلیم» متهم میکنند، میتواند تلاشی از سوی کاخ سفید برای بازتنظیم موضع خود و کاهش فشارهای داخلی پیش از شروع رسمی چانهزنیهای سخت باشد.

ساختار جدید قدرت در ایران: مسئولیت با دولت، نظارت با بیت
یکی از کلیدیترین بخشهای این تحول، پیام مکتوب و بیسابقه منتسب به مجتبی خامنهای است. او در این پیام با صراحت اعلام کرده که «علیالاصول نظر دیگری داشته» اما به دلیل تعهد مسعود پزشکیان (رئیسجمهور) و اعضای شورای عالی امنیت ملی مبنی بر پاسداری از حقوق ایران و پذیرش مسئولیت عواقب آن، با آغاز روند تفاهم موافقت کرده است.
این پیام، یک تغییر راهبردی در سیاست داخلی ایران را بازتاب میدهد: انتقال بار مسئولیت هرگونه شکست یا عقبنشینی احتمالی به دوش دولت پزشکیان و همزمان، حفظ حق مداخله برای نهادهای بالادستی. واکنشهای فوری و ستایشآمیز پزشکیان و قالیباف (رئیس مجلس) به این پیام و تاکید بر «نصبالعین» قرار دادن دستورات وی، نشاندهنده آن است که تیم مذاکرهکننده ایرانی با حاشیه تحرک بسیار محدودی به ژنو خواهد رفت. بیانیه تند دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و سپاه پاسداران مبنی بر «دست روی ماشه بودن» نیز پیامی به واشینگتن است که تهران قصد ندارد از موضع ضعف وارد این ۶۰ روز سرنوشتساز شود.

جبهه دوم در واشینگتن: ترامپ در محاصره خودیها
در سوی دیگر میدان، دونالد ترامپ با موجی از انتقادات از درون حزب جمهوریخواه روبروست. توصیف این تفاهمنامه به عنوان «بدترین اشتباه سیاست خارجی» از سوی سناتورهایی چون بیل کسیدی و راجر ویکر، و همچنین حملات تند چهرههای رسانهای محافظهکار مانند بن شاپیرو و مارک لوین به جیدی ونس، نشان میدهد که اجماع داخلی در آمریکا بر سر این توافق وجود ندارد.
درخواست ۸۰ میلیارد دلاری پنتاگون برای پوشش هزینههای جنگ با ایران (که از ۹ اسفند آغاز شده) و نگرانی از تخلیه انبارهای مهمات استراتژیک، فشار مضاعفی را بر دولت ترامپ وارد کرده است. منتقدان معتقدند آزادسازی ۶ میلیارد دلار دارایی ایران در قطر و ایجاد صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی، «امتیازدهی زودهنگام» در برابر تعهدات مبهم است. در این فضا، ترامپ با متهم کردن منتقدان به «حسادت و حماقت» و تکیه بر کاهش قیمت نفت به سطوح بیسابقه، سعی دارد این توافق را یک پیروزی اقتصادی برای رایدهندگان آمریکایی جلوه دهد.

متغیرهای میدانی و منطقهای: آتشبسی که روی کاغذ ماند
در حالی که نفتکشها با لغو محاصره از سوی آمریکا عبور از تنگه هرمز را از سر گرفتهاند، وضعیت در مرزهای شمالی اسرائیل و جنوب لبنان همچنان بحرانی است. تداوم درگیریهای خونین میان حزبالله و ارتش اسرائیل، درست یک روز پس از امضای تفاهمنامه، این پرسش بنیادین را ایجاد کرده است که آیا تهران و واشینگتن واقعاً بر گروههای میدانی خود تسلط دارند یا خیر.
تحریمهای جدید وزارت خزانهداری آمریکا علیه شبکههای مالی حزبالله همزمان با اعلام آمادگی برای مذاکره، نشاندهنده سیاست «فشار و دیپلماسی» همزمان از سوی ترامپ است؛ سیاستی که اتحادیه اروپا نیز با احتیاط کایا کالاس (مسئول سیاست خارجه) در مورد لغو تحریمها، از آن حمایت میکند.

۶۰ روز در برزخ
لغو اولین جلسه مذاکرات در سوئیس، بیش از آنکه یک مشکل تدارکاتی باشد، نمادی از «ترس از شکست» در هر دو پایتخت است. ایران میخواهد مطمئن شود که امتیازات اقتصادی (مانند دسترسی به ۶ میلیارد دلار و صادرات نفت) تضمین شده است و آمریکا به دنبال راهی است تا بدون متهم شدن به «تسلیم»، برنامه هستهای و موشکی تهران را مهار کند.
اکنون ساعتِ ۶۰ روزه به حرکت درآمده است، اما بدون حضور مذاکرهکنندگان در اتاق جلسه. اگر در روزهای آینده نشانههایی از انعطاف در واشینگتن (مانند آزادسازی مرحلهای اموال) یا عقبنشینی فنی در تهران (مانند تحویل ذخایر اورانیوم غنیشده) مشاهده نشود، تفاهمنامهای که ترامپ آن را «هنر معامله» و پزشکیان آن را «پیروزی بزرگ» میخوانند، ممکن است پیش از پایان دو ماه، به یک بنبست خطرناک نظامی بازگردد.
در این میان، نقش سوئیس به عنوان میانجی بیش از هر زمان دیگری حیاتی است؛ کشوری که اکنون باید نه تنها میزبان مذاکرات، بلکه ترمیمکننده پیوند گسسته اعتمادی باشد که در همان اولین قدم، لرزیده است.
