در حالی که دولت ایران و دستگاه دیپلماسی این کشور در تلاش برای پیشبرد مفاد تفاهمنامهای موسوم به «تفاهمنامه اسلامآباد» با ایالات متحده هستند، بروز نشانههای جدی از اختلاف در سطوح حاکمیتی جمهوری اسلامی، بار دیگر دوگانه «دیپلماسی و میدان» را به کانون توجهات بینالمللی بازگردانده است. انتشار اخبار ضد و نقیض درباره انسداد تنگه هرمز و تقابل کلامی بیسابقه میان رسانههای وابسته به سپاه پاسداران و وزارت امور خارجه، نشاندهنده شکافی عمیق بر سر نحوه مدیریت بحرانهای منطقهای و تداوم مذاکرات با واشینگتن است.

شوک رسانهای؛ ادعای انسداد تنگه هرمز
روز جمعه، خبرگزاریهای «تسنیم» و «فارس»، نزدیک به سپاه پاسداران، در خبری تکاندهنده از انسداد کامل تنگه هرمز به روی تردد کشتیهای بینالمللی خبر دادند. بر اساس این گزارشها، نیروهای دریایی سپاه از طریق کانال ۱۶ دریایی به تمامی شناورها هشدار دادند که به دلیل ادامه عملیات نظامی اسرائیل در لبنان و محاصره دریایی این کشور، تنگه هرمز تا اطلاع ثانوی بسته خواهد بود.
این رسانهها اعلام کردند که بازگشایی این آبراه راهبردی منوط به دو شرط اساسی است: عقبنشینی کامل نیروهای اسرائیل از خاک لبنان و خروج نیروهای ایالات متحده از منطقه خلیج فارس. این اقدام که به عنوان یک «فشار استراتژیک» توصیف شد، عملاً به معنای خروج یکجانبه بخش نظامی قدرت در ایران از تعهدات دیپلماتیک اخیر تلقی گردید.

واکنش وزارت خارجه؛ نفی انسداد و تأکید بر تعهدات
ساعاتی پس از انتشار این اخبار، وزارت امور خارجه ایران با موضعی کاملاً متفاوت وارد صحنه شد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، گزارشهای مربوط به بستن تنگه هرمز را «بیاساس» خواند و تأکید کرد که تردد در این آبراه به صورت عادی جریان دارد. بقایی با اشاره به «تفاهمنامه پایان جنگ» که در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۷ خرداد ۱۴۰۵) امضا شده است، اعلام کرد که نیروهای مسلح ایران متعهد به تأمین امنیت کشتیرانی تجاری هستند.
این تضاد خبری، بلافاصله با واکنش تند خبرگزاری تسنیم مواجه شد. این رسانه در یادداشتی انتقادی، خطاب به سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرد که بهجای تکذیب اخبار، باید گامهای عملی برای بستن تنگه برداشته شود. تسنیم استدلال کرد که با توجه به تداوم حملات اسرائیل به جنوب لبنان، «تفاهمنامه اسلامآباد» عملاً مرده است و تداوم مذاکرات یا باز نگه داشتن تنگه، هیچ توجیهی ندارد.

تفاهمنامه اسلامآباد؛ فرصت ۶۰ روزه یا عقبنشینی؟
بخش مهمی از اختلافات فعلی به محتوای تفاهمنامه میان تهران و واشینگتن بازمیگردد. سعید خطیبزاده، معاون وزیر خارجه، در گفتگو با الجزیره جزئیات بیشتری از این توافق را فاش کرد. به گفته او، ایران پذیرفته است که در یک بازه زمانی ۶۰ روزه، هیچ هزینهای از کشتیهای عبوری در تنگه هرمز دریافت نکند و خدمات کشتیرانی را در هماهنگی با کشور عمان ارائه دهد.
با این حال، نقطه چالشبرانگیز اینجاست که ایران قصد دارد پس از این دوره ۶۰ روزه، سازوکار جدیدی برای مدیریت این آبراه معرفی کند که شامل دریافت هزینه خدمات از شناورهاست؛ موضوعی که ایالات متحده پیشتر آن را غیرقانونی دانسته است. از سوی دیگر، بند اول این تفاهمنامه بر «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبههها از جمله لبنان» تأکید دارد. جناح منتقد دولت در داخل ایران معتقد است از آنجا که اسرائیل حملات خود را متوقف نکرده، دولت مسعود پزشکیان در اجرای تفاهمنامه دچار انفعال شده است.

تأسیس نهاد جدید و ابهام در حاکمیت آبراه
در بحبوحه این تنشها، «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» که به تازگی تأسیس شده، با صدور اطلاعیهای از تمامی کشتیها خواست درخواستهای عبور خود را به این اداره ارسال کنند. شورای عالی امنیت ملی نیز تایید کرد که تا ۶۰ روز هزینهای دریافت نخواهد شد، اما تاکید بر این زمانبندی نشان میدهد که تهران قصد دارد پس از پایان این دوره، حاکمیت خود بر تنگه را به شکلی متفاوت اعمال کند.
این رویکرد دوگانه—از یک سو پذیرش قواعد بینالمللی برای ۶۰ روز و از سوی دیگر زمینهسازی برای دریافت عوارض در آینده—باعث شده است که رسانههای بینالمللی مانند سیانان نسبت به پایداری این توافق ابراز تردید کنند.

تحلیل وضعیت؛ بنبست دیپلماتیک یا تاکتیک فشار؟
لغو مذاکرات برنامهریزی شده میان ایران و آمریکا در سوئیس که روز جمعه توسط مقامات سوئیسی اعلام شد، نشاندهنده تأثیر مستقیم اختلافات داخلی بر روند دیپلماسی است. به نظر میرسد سپاه پاسداران با استفاده از اهرم تنگه هرمز، در تلاش است تا دولت را به اتخاذ موضع سختگیرانهتر در قبال تحولات لبنان و غزه وادار کند.
انتقاد صریح رسانههای نظامی از دولت پزشکیان و متهم کردن مقامات مذاکرهکننده به عدم پایبندی به وعدهها، نشاندهنده یک بحران هماهنگی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی است. در حالی که وزارت خارجه بر «صبر راهبردی» و «گامهای متقابل» تأکید دارد، جناح مقابل تداوم حملات اسرائیل را به معنای شکست کامل دیپلماسی قلمداد میکند.
اختلافات اخیر بر سر تنگه هرمز و تفاهمنامه اسلامآباد، فراتر از یک مجادله رسانهای ساده است؛ این وضعیت نشاندهنده تقابل دو دیدگاه کلان در ساختار قدرت ایران است: دیدگاهی که بقای اقتصادی و ثبات را در گرو تفاهم با غرب میبیند و دیدگاهی که معتقد است بدون ابزار فشار نظامی و بستن شریانهای اقتصادی منطقه، دیپلماسی تنها به عقبنشینیهای پیدرپی منجر خواهد شد.
در بازه ۶۰ روزه پیش رو، سرنوشت تنگه هرمز و تفاهم با آمریکا به دو عامل بستگی خواهد داشت: نخست، میزان توانایی دولت در مهار فشارهای داخلی و دوم، واکنش ایالات متحده به مطالبات ایران در خصوص توقف عملیات نظامی اسرائیل در لبنان. در صورت تداوم درگیریها در جبهه شمال، احتمال پیروزی رویکرد «میدان» بر «دیپلماسی» و بسته شدن واقعی تنگه هرمز، دور از ذهن نخواهد بود؛ اقدامی که میتواند منطقه و بازارهای جهانی انرژی را با بحرانی بیسابقه مواجه کند.
