رئیس مجلس شورای اسلامی در حالی سند توافق با واشنگتن را نشان شکست آمریکا میخواند که منتقدان و تحلیلگران مستقل، تفاهمنامه اخیر را ناشی از آسیبهای عمیق جنگ رمضان به ساختار حاکمیت ایران میدانند.
برگزاری نشستهای دیپلماتیک در دوران پساجنگ همواره عرصهای برای نمایش موازنههای جدید قدرت و تلاش بازیگران برای بازتعریف جایگاه خود بوده است. سفر رئیس قوه مقننه ایران به جمهوری آذربایجان در شرایطی صورت میگیرد که منطقه غرب آسیا هنوز تحت تأثیر پسلرزههای یک مواجهه نظامی سهمگین میان ایران از یک سو و ائتلاف ایالات متحده آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر قرار دارد. این حضور دیپلماتیک در پایتخت کشوری که روابط نزدیکی با واشنگتن و متحدانش دارد، بازتابدهنده شکافی عمیق میان گفتارهای حماسی مقامات رسمی در تهران و واقعیتهای سخت میدانی و اقتصادی ناشی از توافق اخیر میان طرفین درگیری است.

اتحادیه مجالس اسلامی در باکو؛ بستر لفاظی یا واقعیت ژئوپلیتیک؟
بیستمین کنفرانس اتحادیه مجالس کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی در شرایطی کار خود را در باکو آغاز کرد که فضای کلی حاکم بر این اجلاس با رویکردها و روایتهای ترجیحی جمهوری اسلامی تفاوتهای جدی دارد. این رویداد در مرکز همایشهای بینالمللی حیدر علیاف با حضور نمایندگانی از بیش از ۴۰ کشور مسلمان برگزار میشود. صاحبه غفاروا، رئیس مجلس ملی جمهوری آذربایجان، در مراسم افتتاحیه هدایت این دوره را بر عهده گرفت و پیام الهام علیاف، رئیسجمهور این کشور را قرائت کرد؛ پیامی که بر تحکیم مناسبات همبستگی اسلامی تأکید داشت.
با این حال، ناظران بینالمللی بر این باورند که موازنه دیپلماتیک واقعی در این مجمع به نفع مواضع تهران نیست. جمهوری آذربایجان به عنوان میزبان این مجمع، در عمل مناسبات اقتصادی، نظامی و امنیتی بسیار نزدیکی با جهان غرب و اسرائیل دارد. از سوی دیگر، بخش عمدهای از هیئتهای شرکتکننده در این مجمع، بهویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس، به شکل سنتی در حوزههای امنیتی و راهبردی با ایالات متحده آمریکا همپیمان هستند. از این رو، تلاش دیپلماتیک ایران برای ارائه یک جبهه متحد اسلامی علیه واشنگتن، در فضایی انجام میشود که بیشتر کشورهای حاضر، بقای راهبردی و اقتصادی خود را در گروی تداوم مناسبات با غرب تعریف کردهاند و از حامیان عملی سیاستهای ایالات متحده در منطقه به شمار میروند.
روایت قالیباف؛ جلوهای از گفتاردرمانی در بحران پس از جنگ
رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، محمدباقر قالیباف، در سخنرانی خود در این اجلاس، مواضع رسمی حاکمیت تهران را با ادبیاتی حماسی تبیین کرد. بر پایه گزارش خبرگزاریهای دولتی ایران مانند تسنیم و خبرگزاری صدا و سیما، او تجاوز نظامی چهلروزه آمریکا و اسرائیل به ایران، موسوم به جنگ رمضان، را یک اقدام جنایتکارانه توصیف کرد که به شهادت رهبر پیشین جمهوری اسلامی، علی خامنهای، و تعدادی از مقامات عالیرتبه نظامی و سیاسی کشور منجر شد. او با اشاره به خسارتهای انسانی و مادی این نبرد، مدعی شد که پایداری مردم و نیروهای مسلح، دشمن را مأیوس کرده و در نهایت به پذیرش تفاهمنامه اسلامآباد به عنوان سندی برای شکست آمریکا منجر شده است.

تحلیلگران مستقل و ناظران امور خاورمیانه اما نگاهی کاملاً متفاوت به این سخنان دارند. به باور این کارشناسان، لفاظیهای قالیباف در باکو و پیروز خواندن ایران در این جنگ، نوعی گفتاردرمانی برای تسکین افکار عمومی داخلی و سرپوش گذاشتن بر آسیبهای بیسابقه وارده به ساختار رهبری و نظامی کشور ارزیابی میشود. ایران در این نبرد نهتنها رهبر و فرماندهان طراز اول خود را از دست داد، بلکه بر اساس تخمینهای اقتصادی منتشر شده توسط رسانههای تحلیلی همچون فرارو، متحمل بیش از ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت مستقیم به زیرساختها شد. مذاکره و توافق در چنین شرایطی، از منظر تحلیلگران به معنای تسلیم نسبی و پذیرش ناگزیر شروط طرف مقابل برای جلوگیری از فروپاشی کامل اقتصادی و ساختاری بوده است، نه یک پیروزی راهبردی. قالیباف در حالی از موضع قدرت لفاظی میکند که توازن قوا پس از ضربات خردکننده به هرم قدرت در تهران، کاملاً به نفع واشنگتن تغییر کرده است.
واقعیتهای تفاهمنامه اسلامآباد؛ تفاهم صلح یا توافق تحمیلی؟
سند موسوم به یادداشت تفاهم اسلامآباد که در تاریخ ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۸ خرداد ۱۴۰۵) پس از نزدیک به سه ماه مذاکرات غیرمستقیم با میانجیگری کشورهایی نظیر پاکستان و قطر به صورت دیجیتال توسط مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به امضا رسید، چارچوبی کلی برای خاتمه درگیریها ترسیم کرده است. گزارشهای منتشر شده از سوی رسانههای مستقل نشان میدهند که این تفاهمنامه ۱۴ بندی شامل تعهداتی همچون بازگشایی فوری تنگه هرمز از سوی ایران در قبال رفع محاصره دریایی بنادر کشور توسط ایالات متحده است.

بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند که ارزیابی تفاهمنامه اسلامآباد به عنوان یک دستاورد مقتدرانه با واقعیتهای متنی آن همخوانی ندارد. این سند بسیاری از مسائل حساس و چالشبرانگیز، از جمله سرنوشت و برچیدن برنامه هستهای ایران را به دور بعدی مذاکرات ۶۰ روزه در سوئیس موکول کرده است؛ مذاکراتی فنی که پیشبینی میشود تحت فشار شدید ایالات متحده برای محدودسازی هرچه بیشتر توانمندیهای هستهای و موشکی ایران پیش برود. علاوه بر این، انتشار اخبار و گزارشهایی پیرامون وجود اختلافنظر شدید در لایههای بالای قدرت در تهران، ابعاد پیچیدهتری از این توافق را آشکار کرده است. بر اساس گزارشهای رسانهای، پیام مکتوبی منسوب به مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، منتشر شده که در آن تصریح شده او درباره امضای این تفاهمنامه «نظر دیگری» داشته و مسئولیت پیامدهای آن را بر عهده رئیسجمهور و شورای عالی امنیت ملی دانسته است. این موضوع نشان میدهد که توافق مذکور حتی در داخل کانونهای تصمیمگیری تهران نیز به عنوان یک تفاهم تحمیلی و گریزناپذیر در شرایط ضعف شدید تلقی میشود.
دیپلماسی در فضای گذار؛ مسیر ناهموار سوئیس و عمان تا قفقاز
سفر قالیباف به باکو بلافاصله پس از رایزنیهای فشرده او در سوئیس و عمان صورت گرفت. او در سوئیس تلاش کرد تا تعهدات طرف آمریکایی در چارچوب تفاهم اسلامآباد را پیگیری کند؛ در حالی که به موازات آن، دور جدیدی از مذاکرات فنی ایران و آمریکا به ریاست کاظم غریبآبادی در سوئیس کلید خورده است. سفر به مسقط و گفتگو با هیثم بن طارق، سلطان عمان و بدر البوسعیدی، وزیر خارجه این کشور نیز به تشکیل کمیته مشترکی برای مدیریت تنگه هرمز انجامید تا راههای جلوگیری از بازگشت بحران به این شریان راهبردی بررسی شود.
این تحرکات پیاپی دیپلماتیک نشان میدهد که تهران به رغم شعارهای رسمی مبنی بر عدم پذیرش تحمیل اراده دشمن، عملاً در حال پیگیری گامبهگام بندهای توافقی است که شاکله آن بر اساس واقعیتهای تحمیلشده در جنگ شکل گرفته است. در قفقاز جنوبی، هیئت پارلمانی ایران متشکل از نمایندگانی چون روحالله متفکرآزاد، محمدمهدی شهریاری، سیدیحیی سلیمانی و سارا فلاحی، با استقبال مقامات پارلمانی آذربایجان مواجه شد. با این حال، تلاش برای جلب همکاری کشورهای همسایه در زمینه ایجاد امنیت درونزا و مشترک بدون حضور قدرتهای فرامنطقهای، با چالش جدی روبروست؛ چرا که اکثر این همسایگان منافع میانمدت و بلندمدت خود را در موازنه قوا میان واشنگتن و تهران جستجو میکنند و مایل نیستند به بهای همبستگی با ایران، روابط راهبردی خود با غرب را به مخاطره بیندازند.
