تفاهم در تعلیق؛ تناقض‌های بنیادین ایران و آمریکا در «محتوا، زمان و مکان» توافق احتمالی

مناسبات دیپلماتیک میان تهران و واشینگتن بار دیگر به یکی از پیچیده‌ترین مقاطع تاریخی خود رسیده است. در حالی که طی ساعات گذشته موجی از اخبار مبنی بر نهایی شدن یک تفاهم فراگیر برای پایان دادن به درگیری‌های منطقه‌ای و گشایش‌های اقتصادی منتشر شده، بروز تناقض‌های شدید در روایت‌های دو طرف، ناظران بین‌المللی را با یک پرسش اساسی روبرو کرده است: آیا دو کشور در آستانه یک توافق تاریخی هستند یا درگیر یک «جنگ روایت‌ها» برای تعیین مقصر در صورت شکست مذاکرات؟ این گزارش به بررسی ابعاد متناقض اظهارات مقامات و رسانه‌های دو کشور در سه محور کلیدی زمان، مکان و محتوای تفاهم احتمالی می‌پردازد.

محور نخست: ابهام در زمان و مکان؛ ژنو در انتظار یا در ابهام؟

نخستین جرقه اختلافات از تعیین زمان و مکان امضای توافق آغاز شد. رسانه‌های غربی از جمله رویترز، سی‌ان‌ان و بلومبرگ در گزارش‌هایی هم‌سو، از احتمال امضای توافق در روز یکشنبه،۱۴ ژوئن، در شهر ژنو سوئیس خبر دادند. رویترز حتی فراتر رفت و به نقل از منابع آگاه مدعی شد که هدف دو طرف، نهایی کردن متن توافق تا پایان روز شنبه است تا روز یکشنبه مراسم امضا با حضور جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران برگزار شود.

با این حال، این روایت در تهران با سد محکم تکذیب روبرو شد. خبرگزاری فارس به نقل از یک منبع نزدیک به تیم مذاکره‌کننده ایران، ادعای امضا در روز یکشنبه در ژنو را «کذب محض» نامید و تاکید کرد که اساساً فرآیند بررسی و تصمیم‌گیری در نهادهای عالی ایران هنوز به مرحله نهایی نرسیده است. محمد مرندی، از مشاوران تیم مذاکره‌کننده نیز با صراحتی بیشتر اعلام کرد: «یکشنبه در ژنو اتفاقی نمی‌افتد.» این تناقض نشان می‌دهد که یا میانجی‌گران در انتقال پیام‌ها دچار شتاب‌زدگی شده‌اند، یا یکی از طرفین از تعیین زمان قطعی به عنوان ابزاری برای فشار دیپلماتیک استفاده می‌کند.

محور دوم: شکاف در محتوا؛ از لغو تحریم‌ها تا پایان حمایت از متحدان

عمیق‌ترین لایه تناقض در محتوای تفاهم‌نامه‌ای است که از آن با عنوان «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» یاد می‌شود. خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی (ایرنا)، جزئیاتی از یک طرح ۱۴ ماده‌ای و دو مرحله‌ای را فاش کرده است که بر اساس آن، مرحله اول صرفاً بر پایان جنگ در تمامی جبهه‌ها، به‌ویژه لبنان، و بازگشایی تنگه هرمز در ازای لغو تحریم‌های نفتی و آزادسازی دارایی‌ها متمرکز است. ایرنا تاکید دارد که ایران در این مرحله هیچ تعهد جدید هسته‌ای را نپذیرفته و بحث در این مورد به ۶۰ روز بعد موکول شده است.

در مقابل، روایت آمریکایی که بخشی از آن در گزارش فاکس‌نیوز بازتاب یافته، مدعی است ایران پذیرفته که حمایت مالی از گروه‌های مسلح در منطقه را متوقف کند. از سوی دیگر، روزنامه اعتماد از شرط ایران برای دریافت ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه شده در بدو شروع آتش‌بس خبر داد؛ موضوعی که بلافاصله با واکنش منفی واشینگتن روبرو شد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در واکنشی تند، تمامی موارد فاش شده از سوی رسانه‌های ایرانی را «بی‌ارتباط با واقعیت» خواند و تاکید کرد که واشینگتن پیش از رسیدن به توافق قطعی، هیچ پولی را آزاد نخواهد کرد. او همچنین طرف ایرانی را به «عدم صداقت» متهم کرد و مدعی شد که آنچه میان دو طرف در جریان است، فرسنگ‌ها با روایت تهران فاصله دارد.

محور سوم: تأثیر حوادث میدانی بر میز دیپلماسی

تناقض در گفتار مقامات، تنها به مفاد قرارداد محدود نماند و به حوادث میدانی نیز سرایت کرد. ترامپ با اشاره به حمله پهپادی به کشتی‌های هندی در خروج از تنگه هرمز، آن را اقدامی از سوی ایران و «کاملاً غیرقابل قبول» توصیف کرد که می‌تواند روند تفاهم را تحت‌الشعاع قرار دهد. این در حالی است که پیش از این، او لغو حمله نظامی به ایران را به دلیل «نهایی شدن توافق در بالاترین سطوح رهبری جمهوری اسلامی» توصیف کرده بود. این چرخش لحن ترامپ در کمتر از ۲۴ ساعت، نشان‌دهنده شکنندگی شدید فرآیندی است که هنوز روی کاغذ تثبیت نشده است.

در این میان، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، کوشید تا با لحنی دیپلماتیک میان این مواضع متناقض پلی ایجاد کند. او با تایید نزدیکی بی‌سابقه به توافق، از رسانه‌ها خواست از گمانه‌زنی پرهیز کنند. با این حال، تایید وجود «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» از سوی او، نشان می‌دهد که اصل مذاکرات و وجود یک پیش‌نویس واقعی است، اما اختلاف بر سر جزئیات اجرایی و توالی اقدامات (اینکه کدام طرف اول اقدام کند) همچنان گره اصلی پرونده است.

تفاهم در بن‌بست یا تاکتیک چانه‌زنی؟

اختلافات موجود را می‌توان از دو منظر تحلیل کرد. منظر نخست، وجود یک شکاف ادراکی عمیق است؛ جایی که ایران تفاهم را راهی برای خروج از بن‌بست اقتصادی بدون دادن امتیازات راهبردی (هسته‌ای و نفوذ منطقه‌ای) می‌بیند، اما آمریکا آن را ابزاری برای مهار کامل رفتار منطقه‌ای ایران و بازگرداندن تهران به میز مذاکرات هسته‌ای با دست پایین می‌انگارد. منظر دوم، به سیاست داخلی دو کشور بازمی‌گردد. دولت ترامپ در آستانه تحولات سیاسی داخلی، به یک پیروزی دیپلماتیک سریع و کم‌هزینه نیاز دارد و به همین دلیل بر زمان (یکشنبه) و مکان (ژنو) تاکید می‌کند تا فشار را بر تهران افزایش دهد. در مقابل، تهران با تکذیب زمان و مکان، در پی آن است که نشان دهد تحت فشار زمانی واشینگتن تصمیم نمی‌گیرد و به دنبال توافقی است که تمامی خطوط قرمز مورد نظر رهبری جمهوری اسلامی، از جمله دریافت تضمین‌های مالی و حفظ توانمندی هسته‌ای در مرحله نخست، در آن رعایت شده باشد.

اکنون تفاهم میان تهران و واشینگتن در برزخ میان واقعیت دیپلماتیک و تبلیغات رسانه‌ای معلق مانده و تنها گذر زمان در روزهای آتی مشخص خواهد کرد که کدام روایت به حقیقت نزدیک‌تر بوده است.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم