از تهدید به نابودی «کوه کلنگ» تا هشدار «نبرد چشم در چشم»؛ بررسی تقابل جدید واشینگتن و تهران

تنش‌های میان ایالات متحده و ایران بار دیگر به نقطه جوش رسیده است. سخنان اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، مبنی بر هدف قرار دادن یکی از استراتژیک‌ترین تأسیسات هسته‌ای ایران و پاسخ‌های زنجیره‌ای مقامات نظامی و سیاسی در تهران، نشان‌دهنده گذار از یک تقابل دیپلماتیک به یک آرایش جنگی کلامی و عملیاتی است. این گزارش به بررسی ابعاد تهدیدات اخیر واشینگتن و آمادگی‌های اعلام‌شده از سوی تهران در سایه این تنش‌ها می‌پردازد.

شلیک کلامی به قلب هسته‌ای؛ هدف: کوه کلنگ گزلا

دونالد ترامپ در تازه‌ترین اظهارات خود در ۳۰ تیرماه، مستقیماً از سایتی نام برد که نهادهای اطلاعاتی غربی آن را یکی از نفوذناپذیرترین تأسیسات هسته‌ای جهان می‌دانند: «کوه کلنگ گزلا». ترامپ با ادعای اینکه این منطقه را «خیلی زود و بسیار شدید» هدف قرار خواهد داد، عملاً خط قرمز جدیدی را ترسیم کرد. او مدعی است که هرگونه حمله به این تأسیسات، توان بازسازی ایران را تا ۲۰ سال به تأخیر می‌اندازد.

پیش از سخنان ترامپ، محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، صنعت هسته‌ای کشورش را «میراثی شکست‌ناپذیر» توصیف کرد. او با اشاره به حمایت‌های قاطع مجتبی خامنه‌ای از این صنعت، تأکید کرد که حتی بمباران‌های مکرر نیز مانع از پیشرفت برنامه‌های هسته‌ای نخواهد شد. این تقابل نشان‌دهنده یک بن‌بست فنی-سیاسی است؛ جایی که واشینگتن بر قدرت تخریب بمب‌های سنگرشکن تکیه دارد و تهران بر عمق استراتژیک تونل‌های سنگی.

محاصره یا مذاکره؛ منطق دیوار فولادی

رئیس‌جمهور آمریکا با توصیف وضعیت فعلی به عنوان یک «محاصره کامل» یا «دیوار فولادی»، به صراحت اعلام کرده است که تهران تنها دو گزینه در پیش دارد: «مذاکره یا مواجهه با وزارت جنگ». این ادبیات نشان‌دهنده بازگشت به سیاست فشار حداکثری با غلظت نظامی بیشتر است. ترامپ همچنین با «وحشی» خواندن مقامات جمهوری اسلامی در پی اعدام معترضان (گل‌محمد محمدی و عرفان اسفندیاری)، تلاش کرد تا جبهه فشار حقوق‌بشری را به تهدیدات نظامی گره بزند.

در مقابل، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در تماسی با همتای فرانسوی خود، مسئولیت ناامنی در آبراه‌های بین‌المللی از جمله تنگه هرمز را متوجه طرفی دانست که «رویکردهای یکجانبه» را دنبال می‌کند. این موضع‌گیری نشان‌دهنده استفاده تهران از اهرم امنیت انرژی در برابر فشار اقتصادی و نظامی واشینگتن است.

پاسخ نظامی تهران؛ ادعای شکست‌ناپذیری در نبرد زمینی

بخش عمده‌ای از پاسخ‌های ایران به تهدیدات ترامپ، از سوی فرماندهان ارشد ارتش مطرح شد. امیر سرتیپ اکرمی‌نیا، سخنگوی ارتش، با اشاره به اینکه ایران «دست دشمن را خوانده»، از سناریوهای پدافندی برای تمامی مناطق احتمالی نبرد سخن گفت. او با نقد توان نظامی آمریکا، مدعی شد که در صورت ورود به جنگ زمینی، به دلیل «نبرد چشم در چشم» و ناآشنایی دشمن با جغرافیا، آسیب‌پذیری نیروهای آمریکایی به شدت افزایش می‌یابد.

همزمان، امیر سرتیپ طالب‌زاده، جانشین فرمانده نیروی هوایی، با طرح ادعایی بی‌پیشینه، از حمله موفق جنگنده‌های اف-۵ ایران به پایگاه آمریکا در کویت (بوهرینگ) خبر داد. او این اقدام را پاسخی به ادعای ترامپ مبنی بر نابودی نیروی هوایی ایران خواند. اگرچه منابع مستقل این ادعا را تأیید نکرده‌اند، اما طرح آن در رسانه‌های رسمی ایران نشان‌دهنده تمایل تهران به القای قدرت آفندی در کنار پدافند است.

حفره‌های امنیتی و جنگ سایه‌ها

در کنار لفاظی‌های نظامی، اظهارات منوچهر متکی، نماینده مجلس، لایه دیگری از بحران را نمایان کرد. متکی با اشاره به وجود «حفره‌های امنیتی» در داخل کشور، بر ضرورت پاسخ به ترورها و اقدامات اطلاعاتی دشمن تأکید کرد. این اعتراف ضمنی به آسیب‌پذیری‌های داخلی، نشان می‌دهد که علیرغم هشدارهای تند نظامی، تهران در حوزه اطلاعاتی و ضدجاسوسی احساس خطر می‌کند؛ موضوعی که می‌تواند در صورت بروز درگیری فیزیکی، پاشنه آشیل نیروهای مسلح باشد.

بررسی مجموع این مواضع نشان‌دهنده چند واقعیت کلیدی است:

تغییر استراتژی ترامپ: برخلاف دوره اول ریاست‌جمهوری که ترامپ بیشتر بر تحریم تکیه داشت، اکنون او مستقیماً از اهداف نظامی (سایت‌های هسته‌ای) سخن می‌گوید که احتمال درگیری تصادفی یا عمدی را افزایش داده است.

بازدارندگی نامتقارن ایران: مقامات ایرانی به خوبی می‌دانند که در نبرد تکنولوژیک هوایی با چالش‌های جدی روبه‌رو هستند، لذا بر «نبرد روی زمین»، «نیروهای ذخیره مردمی» و «عملیات‌های نفوذی» تأکید می‌کنند تا موازنه وحشت ایجاد کنند.

ابهام در مذاکره: در حالی که ترامپ مدعی است ایرانی‌ها «درمانده‌وار خواهان مذاکره هستند»، لحن تهاجمی مقامات تهران و اصرار بر پاسخ به «ترورها»، نشان‌دهنده دور بودن هرگونه توافق دیپلماتیک در کوتاه‌مدت است.

رویارویی اخیر میان واشینگتن و تهران از مرحله «جنگ لفظی» عبور کرده و به مرحله «تعیین اهداف نظامی» رسیده است. تهدید به نابودی تأسیسات هسته‌ای از سوی ترامپ و ادعای هدف قرار دادن پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا از سوی ایران، منطقه را در وضعیتی شکننده قرار داده است. در این میان، آنچه نادیده گرفته شده، هزینه‌های انسانی و زیرساختی یک برخورد احتمالی است؛ برخوردى که هر دو طرف مدعی‌اند برای آن آماده‌اند، اما واقعیت‌های میدانی و «حفره‌های امنیتی» ممکن است سرنوشتی متفاوت از آنچه در بیانیه‌های رسمی می‌آید، رقم بزند.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم