انقراض خاموش در سایه وعده‌های پوچ؛ نابودی ۷۰ درصدی حیات وحش ایران

تنوع زیستی و میراث طبیعی ایران در پی دهه‌ها سیاست‌گذاری‌های مخرب، غارت منابع طبیعی و بی‌توجهی سیستماتیک کارگزاران جمهوری اسلامی با بحرانی بی‌سابقه و برگشت‌ناپذیر روبه‌رو شده است. بر اساس آمارهای رسمی منتشرشده از سوی نهادهای دولتی، دست‌کم ۱۵۴ گونه جانوری و مهره‌دار کشور در فهرست گونه‌های در مرز تهدید قرار دارند و بیش از ۱۰۰ گونه با خطر حتمی انقراض دست‌وپنجه نرم می‌کنند. حاکمیت تهران در شرایطی که منابع مالی کشور را صرف ماجراجویی‌های ایدئولوژیک، صنایع نظامی و نهادهای سرکوب می‌کند، بودجه‌های ناچیز حوزه حفاظت از محیط زیست را به شدت محدود ساخته و زیستگاه‌های طبیعی را به عرصه‌ای برای سودجویی پیمانکاران نظامی، حفر معادن غیرمجاز و احداث جاده‌های مرگبار تبدیل کرده است؛ رویکردی فاجعه‌بار که زنگ خطر پاک‌شدن دائمی گونه‌های نمادین فلات ایران را به صدا درآورده است.

اگرچه حمید ظهرابی، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست، در گفتگو با خبرگزاری تسنیم از تدوین “طرح‌های ویژه” و تشکیل “کارگروه‌های ملی” برای مدیریت این بحران سخن گفته است، اما بررسی‌های آماری خبرگزاری ایسنا و تحلیل کارشناسان مستقل پرده از یک بن‌بست کامل اجرایی برمی‌دارد. از مجموع ۱۹ برنامه عمل طراحی‌شده برای ۱۲۸ گونه مهره‌دار در معرض انقراض، پیشرفت اجرایی اکثر طرح‌ها کمتر از ۱۰ درصد بوده است؛ ناکامی آشکاری که مدیران حکومتی دلیل اصلی آن را “نبود اعتبار” اعلام می‌کنند. پنهان شدن پشت واژه‌های نمایشی در حالی ادامه دارد که بنا بر اعلام رسمی سازمان حفاظت محیط زیست، طی نیم قرن گذشته بیش از ۷۰ درصد از گونه‌های برجسته و شاخص حیات وحش ایران به طور کامل از دست رفته و کشور در آستانه یک ورشکستگی تمام‌عیار بوم‌شناختی قرار گرفته است.

یوزپلنگ آسیایی در معرض انقراض؛ تنها 13 قلادە از این یوزپلنگ در ایران زندە ماندە است

کارنامه سیاه ۵۰ ساله؛ نابودی ۷۰ درصد از گونه‌های شاخص و سقوط در پرتگاه نابودی

آمار تلفات زیستی در ایران نشان‌دهنده سقوط شتابان تنوع ژنتیکی و اکوسیستم‌های طبیعی در دهه‌های گذشته است. از میان رده‌های گوناگون جانوری، دوزیستان با ۲۰ گونه شامل انواع وزغ‌ها، قورباغه‌ها و سمندرهای نادر، آسیب‌پذیرترین گروه در برابر خشکسالی‌های تحمیلی و آلودگی‌های شیمیایی به شمار می‌روند. در محیط‌های آبی نیز ۵ گونه ارزشمند از خاویارماهیان دریای خزر به دلیل سدسازی‌های لجام‌گسیخته، ورود پساب‌های صنعتی و صید بی‌رویه به مرز نابودی قطعی رسیده‌اند. در رده خزندگان نیز خزندگان منحصر‌به‌فردی همچون افعی شاخدار دم‌عنکبوتی و افعی دماوندی در معرض قاچاق سازمان‌یافته و نابودی زیستگاه قرار دارند.

در حوزه پرندگان، گونه‌های نادری نظیر درنای سیبری، بالابان، شاهین گردن‌سرخ، شاهین بحری، اردک سرسفید، اردک مرمری و عقاب طلایی به شدت با کاهش جمعیت روبه‌رو شده‌اند. تداوم خشکیدگی تالاب‌های بزرگ به دلیل سوءمدیریت آب و پروژه‌های غیرکارشناسی انتقال آب، ایستگاه‌های حیاتی فرود پرندگان مهاجر را به کانون‌های تولید گردوغبار تبدیل کرده است. این فاجعه زنجیره‌ای سبب شده است تا تعادل اکولوژیک کشور از میان رفته و بستری برای هجوم آفات و فروپاشی پوشش گیاهی مهیا شود.

شمارش معکوس برای یوزپلنگ آسیایی و میش‌مرغ؛ آخرین بازماندگان در محاصره جاده‌ها و معادن

تکان‌دهنده‌ترین بخش بحران انقراض در ایران، وضعیت اسفبار پرنده میش‌مرغ و یوزپلنگ آسیایی است. بر اساس سرشماری‌های رسمی، میش‌مرغ بحرانی‌ترین گونه جانوری کشور است؛ پرنده‌ای که در تقسیم‌بندی‌های جهانی در رده “در معرض خطر انقراض” قرار دارد، اما در جغرافیای ایران به دلیل کاهش جمعیت به کمتر از ۲۰ عدد، در رده “در وضعیت بحرانی انقراض” ثبت شده است. طبق آخرین آمار سرشماری زمستان ۱۴۰۰، تنها ۱۹ فرد از این گونه نجیب در پناهگاه حیات وحش دشت “سوتاو حمامیان” واقع در شهرستان بوکان باقی مانده‌اند که با تهدید مستمر توسعه مزارع، تراکتورها و تخریب لانه‌ها روبه‌رو هستند.

پس از میش‌مرغ، یوزپلنگ آسیایی در رتبه دوم خطر قرار دارد. داده‌های میدانی نشان می‌دهد که با احتساب موارد احتمالی ثبت‌نشده، کل جمعیت یوزپلنگ آسیایی در ایران زیر ۳۰ فرد برآورد می‌شود و طی ۳ سال گذشته تعداد یوزهای بالغ شناسایی‌شده تنها به ۱۳ قلاده محدود شده است؛ شامل ۱ یوز در خراسان جنوبی، ۳ یوز در یزد و ۹ یوز در ذخیره‌گاه توران سمنان. این گربه‌سان ارزشمند در تمامی کشورهای همسایه به طور کامل منقرض شده و جمعیت ناچیز باقیمانده در ایران نیز پیوسته قربانی تصادفات جاده‌ای در محور مرگبار میامی به عباس‌آباد می‌شود؛ جاده‌ای که وزارت راه و نهادهای دولتی سال‌هاست از اختصاص بودجه اندک برای فنس‌کشی و ایمن‌سازی آن خودداری می‌کنند. در کنار یوزپلنگ، گونه‌های باارزشی نظیر گورخر ایرانی با جمعیت شکننده حدود ۲۵۰ فرد در توران و ۱۲۰۰ فرد در بهرام‌گور، به همراه خرس سیاه، گوزن زرد و پلنگ ایرانی در انزوای کامل ژنتیکی گرفتار آمده‌اند.

میش مرغ (چرگ)؛ پرندەای زیبا کە بحرانی‌ترین گونه جانوری کشور است

تخریب زیستگاه‌ها با رانت و جاده‌سازی؛ نقش پروژه‌های مخرب در فروپاشی اکوسیستم

عوامل اصلی سوق دادن حیات وحش به پرتگاه نابودی، نه فقط دگرگونی‌های اقلیمی، بلکه تصمیم‌گیری‌های ویرانگر و رانت‌محور در ساختار قدرت است. واگذاری بی‌ضابطه پروانه‌های بهره‌برداری معدنی در مناطق امن و تحت حفاظت محیط زیست به شرکت‌های وابسته به نهادهای نظامی و خصولتی، تکه‌تکه شدن قلمرو حیات وحش را به دنبال داشته است. احداث شبکه‌های گسترده جاده‌ای بدون ارزیابی زیست‌محیطی، خطوط پرفشار انتقال نیرو، تبدیل اراضی ملی و مراتع به مزارع دیم کم‌بازده و چرای دام مازاد بر ظرفیت، زیستگاه‌های سنتی را نابود کرده است.

این دست‌اندازی‌های لجام‌گسیخته، مسیرهای مهاجرتی حیوانات را قطع کرده و بقای آنان را به جزیره‌های کوچک و جداافتاده محدود ساخته است. در غیاب پیوستگی جغرافیایی، جمعیت‌های جانوری توان جفت‌گیری سالم را از دست داده و دچار درون‌آمیزی شدید ژنتیکی، ضعف سیستم ایمنی و مرگ زودهنگام می‌شوند. اصرار مقامات رژیم بر اجرای طرح‌های عمرانی نمایشی و اشتغال‌زایی‌های موقت بدون توجه به پایداری سرزمینی، ضربه‌ای مرگبار بر آخرین ذخایر زیستی کشور وارد آورده است.

هومن جوکار و سپیده‌ کاشانی، دو فعال حوزه محیط زیست کە توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدەاند

طرح‌های نمادین روی کاغذ و امنیتی‌سازی محیط زیست

ادعای حمید ظهرابی، معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست، مبنی بر مشارکت دادن “متخصصان خارجی، کارشناسان داخلی و جوامع محلی”، با واقعیت‌های میدانی و رویکرد امنیتی رژیم در تضادی آشکار قرار دارد. در کشوری که فعالان و کارشناسان برجسته حیات وحش به دلیل پژوهش‌های علمی و هشدار درباره نابودی یوزپلنگ‌ها با اتهامات واهی جاسوسی بازداشت، زندانی و سرکوب می‌شوند، ادعای استفاده از ظرفیت کارشناسان مستقل تنها یک ژست تبلیغاتی است. حاکمیت با امنیتی کردن حوزه محیط زیست، عملاً راه‌های جذب اعتبارات و همکاری با نهادهای معتبر جهانی نظیر اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت را مسدود ساخته است.

پیشرفت زیر ۱۰ درصدی برنامه‌های حفاظتی به خوبی نشان می‌دهد که سازمان حفاظت محیط زیست به تشکیلاتی بی‌اثر و فاقد اراده سیاسی تبدیل شده که وظیفه‌ای جز صدور مجوز برای پروژه‌های ویرانگر صنعتی ندارد. نجات گونه‌های در معرض انقراض ایران نیازمند توقف فوری طرح‌های مخرب عمرانی، ایمن‌سازی زیستگاه‌ها، اختصاص بودجه واقعی و خروج تصمیم‌گیران ایدئولوژیک از حوزه طبیعت است؛ در غیر این صورت، در سایه ادامه بی‌کفایتی ساختاری حاکمیت تهران، نام یوزپلنگ آسیایی، میش‌مرغ و خرس سیاه در کمتر از یک دهه آینده تنها در موزه‌های تاریخ طبیعی به یادگار خواهد ماند.

کامیار امیری

کامیار امیری

دبیر و ویراستار بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم