تغییر نقشه ترانزیت انرژی در پس لرزه‌های جنگ ۴۰ روزه؛ آیا انحصار تنگه هرمز در حال شکستن است؟

پیامدهای جنگ ۴۰ روزه که توازن قوا در منطقه خلیج فارس را با چالش‌های جدی مواجه کرد، اکنون در حال باز ترسیم نقشه ژئوپلیتیک انرژی جهان است. با اعمال مدیریت جدید بر تنگه هرمز و بروز اختلال در جریان عبور روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی، امنیت انرژی به اولویت نخست قدرت‌های بزرگ و کشورهای صنعتی تبدیل شده است. در حالی که تهران بر حق حاکمیتی و نظارت بر این آبراه تأکید دارد، بلوک مصرف‌کنندگان به رهبری ژاپن و ایالات متحده، همراه با تولیدکنندگان عرب منطقه، با سرعتی بی‌سابقه در حال توسعه مسیرهایی هستند که این گلوگاه راهبردی را دور می‌زند. این گزارش به بررسی ابعاد فنی، اقتصادی و تحلیلی پروژه‌های جایگزین و تأثیر آن‌ها بر آینده نفوذ راهبردی ایران در منطقه می‌پردازد.

آسیب‌پذیری صنایع پیشرفته؛ فراتر از نفت

تحلیل‌های کارشناسان در داخل ایران نشان می‌دهد که تبعات جنگ ۴۰ روزه فراتر از نوسانات قیمت نفت، بر بخش‌های حیاتی و پنهان صنعت جهانی ضربه زده است. تنگه هرمز تنها مسیر عبور انرژی فسیلی نیست؛ بلکه یک‌پنجم تجارت جهانی ال‌ان‌جی (LNG) و بخش عمده‌ای از نهاده‌های کشاورزی و صنعتی جهان نظیر ۳۰ درصد تجارت کود اوره و ۲۰ درصد آمونیاک از این مسیر عبور می‌کنند.

بر اساس ارزیابی‌های فنی ارائه شده در نشست‌های تخصصی دانشگاه فردوسی مشهد، اختلال در عبور «هلیوم» یکی از جدی‌ترین ضربات را به صنعت هوش مصنوعی و تولید تراشه‌های پیشرفته در شرق آسیا وارد کرده است. با توجه به اینکه قطر ۳۸ درصد هلیوم جهان را تولید می‌کند و جایگزینی برای این گاز در فرآیند تولید ویفرهای سیلیکونی وجود ندارد، هزینه‌های تولید فناوری‌های «های‌تک» در شرکت‌هایی مانند سامسونگ و TSMC به‌طور چشم‌گیری افزایش یافته است. این موضوع نشان می‌دهد که مدیریت بر تنگه هرمز، عملاً به معنای دسترسی به اهرمی بر لبه تکنولوژی جهانی است.

استراتژی عبور از هرمز؛ خطوط لوله وارد فاز عملیاتی می‌شوند

در پاسخ به وضعیت جدید، کشورهای منطقه با حمایت قدرت‌های غربی، طرح‌های دور زدن هرمز را از فاز مطالعاتی به فاز اجرایی تسریع کرده‌اند. سه محور اصلی این تحرکات عبارتند از:

 امارات و پایگاه فجیره: بندر فجیره به دلیل موقعیت جغرافیایی در خارج از تنگه هرمز، به قلب استراتژی امارات تبدیل شده است. خط لوله «حبشان-فجیره» با ظرفیت فعلی ۱.۸ میلیون بشکه در روز، اکنون نقشی حیاتی ایفا می‌کند. گزارش‌های رسانه‌ای حاکی است که شرکت ملی نفت ابوظبی ساخت خط لوله موازی دیگری را برای افزایش ظرفیت به ۳.۸ میلیون بشکه تا سال ۲۰۲۷ در دستور کار قرار داده است. با این حال، حملات پهپادی در جریان جنگ ۴۰ روزه به تأسیسات فجیره نشان داد که دوری جغرافیایی از هرمز لزوماً به معنای مصونیت امنیتی نیست.

عربستان و طرح پترولاین: ریاض با استفاده از خط لوله شرق به غرب (پترولاین) با ظرفیت اسمی ۷ میلیون بشکه، نفت را از میادین خلیج فارس به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند. اگرچه نیمی از این ظرفیت در حال حاضر فعال است، اما تهدیدات امنیتی در دریای سرخ، کارآمدی این مسیر را به عنوان جایگزین قطعی هرمز با تردیدهای جدی مواجه کرده است.

کریدور جدید عراقی: عراق در ماه گذشته با پیمانکاران آمریکایی قراردادی برای احداث خط لوله استراتژیک از بصره به حدیثه و سپس به سمت بنادر مدیترانه‌ای (جیحان در ترکیه و بانیاس در سوریه) و بندر عقبه در اردن منعقد کرده است. این طرح ۲.۵ میلیون بشکه‌ای، بغداد را از وابستگی مطلق به خروجی‌های خلیج فارس رها می‌کند.

واکنش جهانی؛ دکترین جدید انرژی ژاپن

ژاپن که ۹۴ درصد نفت خود را از خاورمیانه تأمین می‌کند و تا پیش از جنگ ۴۰ روزه، ۹۳ درصد آن از هرمز عبور می‌کرد، اکنون در حال بازنگری کامل در دکترین امنیت انرژی خود است. بر اساس گزارش رسانه‌های اقتصادی توکیو، دولت ژاپن طرحی را تصویب کرده که شامل حمایت مالی از خطوط لوله در کشورهای عربی و تقسیم هزینه‌های اضافی حمل نفت از مسیرهای دورتر میان شرکت‌های واردکننده است. توکیو دیگر بازگشت به ثبات سابق در تنگه هرمز را تضمین‌شده نمی‌بیند و به دنبال تنوع‌بخشی به منابع خود از طریق خرید نفت از آمریکا، کانادا و حوزه خزر است. این تغییر رفتار نشان‌دهنده کاهش اعتماد بازارهای جهانی به پایداری امنیت در این آبراه است.

دیپلماسی در بن‌بست؛ مثلث ایران، عمان و آمریکا

در جبهه دیپلماتیک، پس از پایان جنگ ۴۰ روزه، تهران و مسقط مذاکراتی را برای ایجاد یک «کریدور دریانوردی موقت مشترک» و اجرای پروژه‌های مین‌زدایی آغاز کردند. مقامات رسمی در ایران اعلام کرده‌اند که توافقاتی با طرف عمانی درباره سهم از درآمدهای عبور و مرور و مدیریت ترافیک دریایی حاصل شده است.

با این حال، به نظر می‌رسد نفوذ ایالات متحده مانع اصلی نهایی شدن این توافقات است. منابع رسمی در ایران تصریح کرده‌اند که واشنگتن با فشار بر مسقط، مانع از اجرای تفاهم‌نامه مدیریت مشترک تنگه شده است. ایران بازگشایی کامل تنگه را به پذیرش شروط خود و خروج نیروهای نظامی بیگانه مشروط کرده است؛ در حالی که واشنگتن بر باز بودن مسیر تحت اسکورت نظامی تأکید دارد.

جایگزینی یا تنوع‌بخشی؟

اگرچه آمارهای آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) نشان می‌دهد که مجموع ظرفیت خطوط لوله جایگزین (حدود ۵.۵ میلیون بشکه) هنوز فاصله زیادی با حجم ۲۰ میلیون بشکه‌ای عبوری از هرمز دارد، اما روند فعلی نشان‌دهنده یک تغییر پارادایم است.

پروژه‌هایی نظیر کریدور «آیمک» (IMEC) که هند را از طریق بنادر عمان و عربستان به اروپا متصل می‌کند، نشان از اراده بین‌المللی برای کاهش وزن ژئوپلیتیک تنگه هرمز دارد. اصلاحاتی که در این طرح صورت گرفته تا ورودی آن از امارات به بنادر اقیانوسی عمان منتقل شود، مستقیماً برای خروج از حوزه نفوذ نظامی ایران طراحی شده است.

واقعیت موجود در پس‌زمینه جنگ ۴۰ روزه نشان می‌دهد که اگرچه تنگه هرمز همچنان غیرقابل جایگزین باقی مانده است، اما جهان در حال یادگیری زندگی در سایه اختلال است. استفاده از ذخایر استراتژیک توسط چین و آمریکا و تغییر روش‌های حمل‌ونقل به کشتی‌های کوچک‌تر (تکنیک‌های دور زدن نظارتی)، نشان می‌دهد که اهرم فشار تنگه هرمز، اگرچه همچنان قدرتمند است، اما در درازمدت با چالش «خطوط لوله رقیب» و «کریدورهای خشکی» روبرو خواهد شد. آینده نفوذ ایران در این منطقه بیش از آنکه به حضور نظامی بستگی داشته باشد، به موفقیت دیپلماسی با همسایگانی چون عمان و توانایی در خنثی‌سازی جذابیت اقتصادی مسیرهای جایگزین بستگی خواهد داشت.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم