خانه‌نشینی ۸۰ هزار پرستار و موج استعفای جمعی؛ زنگ خطر فروپاشی ساختاری در نظام سلامت ایران

در شرایطی که میانگین دریافتی ماهانه پرستاران با تداوم سقوط ارزش پول ملی عملاً به مرز ۱۰۰ دلار سقوط کرده است، نزدیک به ۷۰ تا ۸۰ هزار نیروی آموزش‌دیده پرستاری در ایران خانه‌نشینی را بر کار در شرایط فرساینده ترجیح داده‌اند. این آمار تکان‌دهنده همراه با شکل‌گیری موج گسترده‌ای از استعفای جمعی و ترک خدمت در بیمارستان‌ها، نشانه‌ای عریان از یک فروپاشی ساختاری در خط مقدم درمان کشور است. این فرسایش سازمان‌یافته همزمان با ورشکستگی اعلام‌نشده سازمان‌های بیمه‌گر و انتقال بیش از ۸۰ درصد از بار مالی درمان به دوش شهروندان، امنیت سلامت عمومی را به نقطه‌ای بی‌بازگشت رسانده است؛ وضعیتی که به اذعان نمایندگان مجلس و فعالان صنفی، بیش از آن‌که محصول فشارهای خارجی باشد، نتیجه تعارض منافع، سوءمدیریت ساختاری و بی‌توجهی سیستماتیک به هشدارهای کارشناسی است.

محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار

خروج از حرفه؛ بن‌بست مطالبات و فرار از چرخه فرسایش

بر اساس گزارش وب‌سایت‌های تحلیلی و خبری داخل کشور، از جمله «خبرآنلاین» و «خبر فوری»، جامعه پرستاری پس از سال‌ها پیگیری ناکام مطالبات قانونی و صنفی، اکنون راهبرد اجباری «خروج از حرفه» را برگزیده است. محمد شریفی‌مقدم، دبیرکل خانه پرستار، در تحلیلی از ابعاد این پدیده تصریح می‌کند که پرستاران تمامی مجاری منطقی، حقوقی، مذاکره و حتی اعتراضات صنفی و اعتصاب را آزموده‌اند، اما سیاست‌گذاران نظام سلامت با بی‌اعتنایی کامل از کنار این خواسته‌ها عبور کرده‌اند.

پیامد مستقیم این رویکرد، پدیده کم‌سابقه خانه‌نشینی ۷۰ تا ۸۰ هزار نیروی متخصص پرستاری است؛ آماری که ماهیتی کاملاً متناقض با روند تربیت نیرو در دانشگاه‌ها دارد. در شرایطی که ظرفیت سالانه پذیرش و فارغ‌التحصیلی رشته پرستاری از حدود ۵ تا ۶ هزار نفر به مرز ۱۸ تا ۱۹ هزار نفر افزایش یافته، بیمارستان‌های دولتی با کمبود حاد پرسنل روبه‌رو هستند و آگهی‌های استخدامی دانشگاه‌های علوم پزشکی بدون متقاضی باقی می‌مانند.

دبیرکل خانه پرستار: کار در فضای آلوده، پرمخاطره و سرشار از تنش بیمارستان با چنین دریافتی ناچیزی، استهلاک جسمی و روانی سنگینی به همراه دارد؛ به گونه‌ای که ماندن در خانه از نظر اقتصادی و حفظ سلامت فردی، بسیار مقرون‌به‌صرفه‌تر از حضور در محیط کار ارزیابی می‌شود

محاسبات معیشتی ریشه این انصراف گسترده را روشن می‌سازد. دریافتی ماهانه کادر درمان که در محدوده ۲۵ تا ۲۸ میلیون تومان نوسان می‌کند، در برابری با واقعیت‌های اقتصادی و نرخ تورم، توجیه عقلانی خود را از دست داده است. به تعبیر دبیرکل خانه پرستار، کار در فضای آلوده، پرمخاطره و سرشار از تنش بیمارستان با چنین دریافتی ناچیزی، استهلاک جسمی و روانی سنگینی به همراه دارد؛ به گونه‌ای که ماندن در خانه از نظر اقتصادی و حفظ سلامت فردی، بسیار مقرون‌به‌صرفه‌تر از حضور در محیط کار ارزیابی می‌شود.

تعارض منافع و بازتولید تبعیض در سیاست‌گذاری

ریشه‌یابی این بحران نشان می‌دهد که ساختار توزیع درآمد در نظام بهداشت و درمان ایران به شدت از پدیده «تعارض منافع» آسیب دیده است. فعالان صنفی معتقدند که انحصار تصمیم‌گیری، قانون‌گذاری و تخصیص منابع در اختیار گروه‌هایی است که خود ذی‌نفعان اصلی منابع مالی درمان به شمار می‌روند. در شرایطی که دریافتی پرستاران پاسخگوی ابتدایی‌ترین هزینه‌های زندگی نیست، گزارش‌ها حاکی از تخصیص کارانه‌های نجومی و میلیاردی به برخی بخش‌های مدیریتی و تخصصی است که علاوه بر آن از درآمدهای بخش خصوصی و درآمدهای غیررسمی (زیرمیزی) نیز منتفع می‌شوند.

این شکاف طبقاتی در محیط درمانی، ضربه‌ای کاری به انگیزه کادر درمان وارد کرده و فشار مضاعف ناشی از کمبود نیرو را تماماً بر دوش پرسنل باقی‌مانده انداخته است. در استانداردهای علمی، نسبت معقول مراقبت، اختصاص هر پرستار به حداکثر چند بیمار محدود است؛ با این حال، در شرایط فعلی، پرستاران شاغل ناچار به رسیدگی همزمان به ۲۰ تا ۳۰ بیمار در شیفت‌های فشرده و متوالی هستند. این اضافه‌کاری‌های فرساینده و اجباری، نه تنها به شیوع گسترده بیماری‌های اسکلتی، عضلانی و فرسودگی روانی در میان پرستاران منجر شده، بلکه کیفیت مراقبت بالینی را به شدت تنزل داده و ضریب خطاهای پزشکی و مرگ‌ومیر بیماران را بالا برده است.

ورشکستگی پنهان بیمه‌ها و سقوط بیمار به ورطه هزینه‌ها

بحران در بدنه اجرایی بیمارستان‌ها بازتابی از فروپاشی کلان‌تر در اقتصاد سلامت کشور است. سلمان اسحاقی، سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، در ارزیابی تندی از وضعیت هزینه‌های درمانی و ناتوانی زیرساخت‌های دارویی اظهار داشت: «به جایی رسیده‌ایم که آرزو می‌کنیم مردم مریض نشوند و اگر مریض شوند، انتهای این مریضی درمان نیست؛ مرگ است.»

سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان: به جایی رسیده‌ایم که آرزو می‌کنیم مردم مریض نشوند و اگر مریض شوند، انتهای این مریضی درمان نیست؛ مرگ است

به گفته سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس، صندوق‌های بیمه‌گر در ایران عملاً به مرحله ورشکستگی رسیده‌اند، اما این واقعیت را رسماً اعلام نمی‌کنند و هزینه این بحران را مستقیماً بر دوش بیماران سرریز کرده‌اند؛ وضعیتی که سبب شده اکنون بیش از ۸۰ درصد هزینه‌های درمان از جیب مردم پرداخت شود. گزارش‌ها از مناطق مختلف نشان می‌دهد خانواده‌های متعددی برای تأمین قطعات و تجهیزات حیاتی پزشکی—مانند دریچه‌های قلب که گاه تا چند میلیارد تومان هزینه دارند—مجبور به فروش اندک دارایی‌های معیشتی خود از قبیل دام یا خودرو شخصی می‌شوند و در موارد متعددی به دلیل عدم انطباق تجهیزات یا ناتوانی در تأمین مخارج مکمل، بیمار خود را از دست می‌دهند. در چنین اتمسفری، طرح‌های پر سر و صدایی همچون «پزشک خانواده» نیز عملاً به پوسته‌ای فاقد کارایی حمایتی بدل شده‌اند.

فرافکنی مدیریتی و پارادوکس فساد ارزی

در تحلیل دلایل ایجاد این وضعیت، شکاف عمیقی میان ادعاهای مسئولان اجرایی و یافته‌های نهادهای نظارتی دیده می‌شود. مقامات دستگاه‌های اجرایی غالباً کمبودهای دارویی و بحران‌های مالی سلامت را به فشارهای تحریمی پیوند می‌زنند؛ رویکردی که نمایندگان مجلس آن را توجیهی برای فرار از پاسخگویی می‌دانند. اگرچه مقامات آمریکایی بارها در مواضع رسمی خود اظهار کرده‌اند که اقلام بشردوستانه، غذا و دارو مشمول تحریم‌ها نیستند، اما مشکلات تراکنش‌های مالی ناشی از انزوای بانکی انکارناپذیر است. با این حال، پرسش کلیدی که در فضای داخلی ایران مطرح می‌شود این است که چگونه منابع ارزی برای واردات کالاهای لوکس و مصرفی با تعرفه‌های خاص تخصیص می‌یابد، اما زنجیره تأمین حیاتی دارو با بن‌بست مواجه می‌شود؟

سخنگوی کمیسیون بهداشت با اشاره به نمونه‌هایی از واردات کالاهایی نظیر دستکش پزشکی در ازای رشوه‌های درصدی—علیرغم وجود توان تولید باکیفیت در داخل کشور—تأکید کرد که ریشه این بحران، فساد و تصمیمات نادرست داخلی است. همچنین در حالی که کل نیاز سالانه حوزه بهداشت و درمان برای واردات دارو و مواد اولیه حدود ۳.۵ میلیارد دلار برآورد می‌شود، عدم بازگشت ده‌ها میلیارد دلار از درآمدهای ارزی کشور که در اختیار تراست‌ها و واسطه‌ها باقی مانده، حاکی از غفلت آشکار دستگاه‌های نظارتی و قضایی در مهار شبکه‌های رانت و فساد سازمان‌یافته است.

خانه‌نشینی ۸۰ هزار پرستار، هشدار آشکار نسبت به از هم پاشیدن نیروی محرکه نظام سلامت در ایران است. بحران کنونی با اقدامات مسکن‌وار، آمارهای غیرواقعی و فرافکنی مشکلات حل نخواهد شد. تا زمانی که تعارض منافع در مدیریت وزارت بهداشت مهار نشود، سهم دستمزد کادر درمان با واقعیت‌های اقتصادی همتراز نگردد و ورشکستگی پنهان بیمه‌ها از طریق مبارزه جدی با فساد در تخصیص ارز دارویی جبران نشود، خط مقدم درمان در ایران به ریزش خود ادامه خواهد داد؛ فرآیندی که تاوان نهایی آن، با جان و سلامت شهروندان پرداخت می‌شود.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم