بازخوانی پیام رهبر جدید جمهوری اسلامی؛ موازنه قدرت منطقه‌ای و دکترین بازدارندگی در پرتو تشدید تنش‌ها

انتشار پیام سید مجتبی خامنه‌ای به مناسبت سالگرد آغاز جنگ هشت‌ساله با عراق، بازتاب‌دهنده خطوط کلی دکترین امنیتی و سیاست خارجی دستگاه حاکمه ایران در دوره‌ای سرشار از تحولات راهبردی است. این بیانیه که هم‌زمان با دومین سالگرد ترور سید حسن نصرالله صادر و از سوی خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی (ایرنا) منتشر شد، بیش از آن‌که صرفاً یک خطابه یادبود سنتی باشد، تبیین‌کننده نگرش رهبری جدید نسبت به معادلات توازن قوا، مدیریت گذرگاه‌های استراتژیک دریایی و آرایش منطقه‌ای متحدان تهران ارزیابی می‌شود. ادبیات به‌کاررفته در این پیام نشان می‌دهد که پاستور و بیت رهبری بر تداوم تقابل با نفوذ غرب و استمرار استراتژی «بازدارندگی تهاجمی» اصرار دارند.

بازتعریف توازن قوا و تثبیت گفتمان «تاب‌آوری نظامی»

بخش عمده‌ای از محورهای سیاست خارجی این پیام بر دگرگونی موازنه قوا میان تهران و واشنگتن تمرکز دارد. اشاره به استعاره «ققنوس» و تأکید بر سر برآوردن نظام پس از فشارهای ساختاری و آنچه «دو جنگ تحمیلی اخیر» نامیده شده، حاکی از تلاش حکومت برای شکل‌دهی به روایتی است که در آن فشارهای نظامی و تحریمی نه عامل تضعیف، بلکه متغیر شتاب‌بخشِ توسعه نفوذ منطقه‌ای معرفی می‌شوند.

در این پیام تصریح شده که ایران در معادلات بین‌المللی جایگاهی فراتر از گذشته یافته است؛ ادراکی که در قالب «ابرقدرت چهارم جهان» بر اساس محاسبات مادی و «قدرت اول» از منظر محاسبات مذهبی بازتاب یافته است. از منظر تحلیل گفتمان سیاسی، ترکیب مولفه‌های ایدئولوژیک با مفاهیم ژئوپلیتیک کلاسیک، تلاشی است برای القای شکست‌ناپذیری راهبردی در برابر ائتلاف‌های بازدارنده غربی-عربی. سران ایالات متحده همواره در اظهارات خود تأکید داشته‌اند که سیاست‌های موشکی و منطقه‌ای ایران ثبات خاورمیانه را هدف قرار داده است؛ اما در مقابل، راهبرد اعلامی در تهران این اقدامات را ابزاری مشروع برای دفع فشارهایی می‌داند که هدف نهایی آن‌ها بازگرداندن ایران به شرایط انقیاد پیش از سال ۱۳۵۷ توصیف می‌شود.

راهبرد تحدید حضور بیگانگان در خلیج فارس و دریای عمان

یکی از برجسته‌ترین بخش‌های امنیتی-منطقه‌ای پیام مذکور، تمرکز بر موازنه دریایی در خلیج فارس و دریای عرب است. سید مجتبی خامنه‌ای با اشاره به این‌که شناورهای نظامی وابسته به قدرت‌های فرامنطقه‌ای به دلیل ضربات نیروهای مسلح ایران از پیشروی به سمت آب‌های نزدیک‌تر بازمانده و به دریای عرب رانده شده‌اند، چشم‌انداز بیرون راندن کامل آنان از این پهنه آبی را ترسیم کرده است.

حفاظت از تنگه هرمز و تأکید بر قابلیت‌های انسداد یا نظارت حداکثری بر این آبراهه بین‌المللی، همچنان به عنوان کارت بازی حیاتی جمهوری اسلامی در چانه‌زنی‌های کلان ژئوپلیتیک باقی مانده است. کارشناسان امور استراتژیک در داخل کشور بارها یادآور شده‌اند که امنیت این شاهراه انرژی با ظرفیت‌های مانور موشکی و پهپادی سپاه پاسداران گره خورده است. با این حال، خط‌ونشان کشیدن برای حضور نظامی آمریکا تا محدوده دریای عرب نشان‌دهنده تغییر ژئوپلیتیکی از «دفاع ساحلی» به «کنترل دریاپایه در عمق» است؛ رویکردی که پتانسیل اصطکاک نظامی در آب‌های آزاد شمال اقیانوس هند را به شدت افزایش می‌دهد.

پرونده لبنان؛ تثبیت خط مقاومت و انسداد مسیرهای دیپلماتیک سازش

در عرصه منطقه‌ای، بخش دوم پیام به دومین سالگرد جان‌باختن سید حسن نصرالله و فرماندهی جدید حزب‌الله لبنان اختصاص یافته است. تجلیل ویژه از دبیرکل سابق حزب‌الله و هم‌زمان ابراز حمایت تمام‌عیار از شیخ نعیم قاسم، حامل پیامی آشکار به ساختار سیاسی بیروت و بازیگران فرامنطقه‌ای است: جمهوری اسلامی تغییری در سطح پشتیبانی راهبردی از بازوهای شبه‌نظامی و سیاسی خود در شامات ایجاد نخواهد کرد.

نکته تحلیلی قابل توجه، مرزبندی تند پیام با جناح‌هایی در لبنان و جهان عرب است که به تعبیر بیانیه «به وعده‌های سلطه‌گران چشم امید دوخته‌اند». این عبارت نشان‌دهنده بدبینی عمیق حاکمیت ایران نسبت به هرگونه ابتکار دیپلماتیک بین‌المللی برای اجرای کامل قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل (نظیر قطعنامه ۱۷۰۱) یا خلع سلاح مقاومت است. لحن طردکننده پیام نسبت به نخبگان سازش‌طلب لبنانی، بیانگر آن است که تهران حفظ موقعیت نظامی و لجستیکی حزب‌الله در جنوب لبنان را خط قرمزی غیرقابل مذاکره برای تضمین عمق استراتژیک خود می‌داند، حتی اگر این ایستادگی به فرسایش ساختارهای اقتصادی و بحران‌های دیرپای سیاسی در این کشور منتهی شود.

پیوستگی بسیج اجتماعی داخلی با بازدارندگی فرامرزی

پیام در ادامه با پیوند زدن امنیت خارجی به سرمایه اجتماعی، ثبت‌نام میلیونی شهروندان برای آمادگی‌های دفاعی و حضور در میادین را به عنوان پشتوانه نبرد منطقه‌ای تصویر می‌کند. ارجاع به آمارهای داوطلبان نظامی تلاشی است برای انتقال این پیام به ناظران بین‌المللی که مشروعیت اقدامات فرامرزی نظام بر یک بدنه اجتماعی فعال استوار است.

با این همه، از زاویه تحلیل انتقادی، فاصله‌ای معنادار میان تصویر ارائه‌شده از هماهنگی تام اجتماعی و واقعیت‌های عینی اقتصادی و سیاسی کشور وجود دارد. تأکید بیانیه بر ارقام چند ده میلیونی آمادگی عمومی در شرایطی مطرح می‌شود که جامعه ایران با چالش‌های ساختاری معیشتی، ناترازی‌های انرژی و فشارهای تحریمی مستمر دست‌وپنجه نرم می‌کند. تبدیل وفاداری ایدئولوژیک به یک برگ برنده ژئوپلیتیک در حالی صورت می‌گیرد که هزینه‌های تداوم این خط‌مشی تهاجمی بر دوش بخش عمده‌ای از طبقات اجتماعی سنگینی می‌کند.

دکترین تهاجمی در دوراهی انزوای ژئوپلیتیک و تثبیت هژمونی

پیام رهبر جمهوری اسلامی به‌وضوح گویای این واقعیت است که رأس هرم قدرت در ایران قصد ندارد در برابر فشارهای غرب، از جمله مطالبات پیرامون برنامه موشکی، مهار نفوذ منطقه‌ای یا وضعیت تنگه هرمز، به سمت تنش‌زدایی مبتنی بر عقب‌نشینی حرکت کند. ارجاع مکرر به مفاهیمی نظیر پیروزی نهایی، بی‌اثر بودن بازگشت به گذشته و مقایسه توانمندی‌های کنونی با دوران آغازین انقلاب، نشان از پایبندی به «گفتمان مقاومت» به عنوان راهبرد محوری بقا دارد.

با وجود این، چشم‌انداز منطقه‌ای برآمده از این رویکرد، حامل ریسک‌های ساختاری بالایی است. پافشاری بر تقابل در دریاها، حمایت از جبهه مقاومت بدون تعبیه مسیرهای خروج دیپلماتیک، و اتکای تام به بازدارندگی نظامی، ممکن است در کوتاه‌مدت محاسبات هزینه-فایده دشمنان منطقه‌ای را دچار تردید کند، اما هم‌زمان خطر درگیری‌های ناخواسته نظامی را بالا برده و فضای مانور اقتصادی ایران در تجارت بین‌الملل را بیش از پیش محدود می‌سازد. از این رو، ادبیات تثبیت‌شده در این پیام، ایران را در مدار یک رویارویی فرسایشیِ ادامه‌دار در شامات و پهنه‌های آبی جنوب تثبیت می‌کند؛ مسیری که در آن توازن قوا صرفاً از طریق زورآزمایی سخت ژئوپلیتیک تعریف می‌شود.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم