رئیسجمهور ایران در مراسم روز ملی صنعت و معدن این کشور، با بیانی صریح، رسانه ملی را به برخورد گزینشی با مواضع رهبر فقید انقلاب متهم کرد. پزشکیان خاطرنشان کرد که صداوسیما تنها بخشی از سخنان ایشان مبنی بر «عدم مذاکره» را برجسته میکند، در حالی که در جلسات خصوصی، بر ضرورت خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» تأکید شده بود.
این نقد فراتر از یک گلایه رسانهای، نشاندهنده تلاشی از سوی دولت برای بازتعریف «مشروعیت مذاکره» در چارچوب سیاستهای کلان است. دولت با استناد به «عزت، مصلحت و حکمت»، آغاز مذاکرات را گامی در جهت احقاق حقوق ملت میداند، اما به نظر میرسد روایت رسمی و رسانهای حاکم، همچنان بر طبل «امتناع» میکوبد.

شکاف در روایت پیروزی و شکست
یکی از اصلیترین نقاط اصطکاک در داخل، تفسیر از «یادداشت تفاهم ۱۴ بندی» اخیر است. در حالی که تیم مذاکرهکننده شامل افرادی چون قالیباف، پزشکیان و عراقچی، این تفاهم را دستاوردی برای صیانت از زیرساختهای کشور و تثبیت منافع ملی میدانند، جریانات موسوم به «تندرو» این مسیر را «خیانت» و «کودتا» توصیف کردهاند.
حسن مقیمی اسفندآبادی، تحلیلگر اقتصادی، در یادداشتی تحلیلی اشاره میکند که القای «خلاء تصمیمگیری» در ایران، سیگنال خطرناکی به میز مذاکره است. او معتقد است وقتی گروههای کوچک تندرو، مقامات ارشد را به «سازشکاری» متهم میکنند، طرف مقابل به این باور میرسد که مذاکرهکنندگان فاقد اختیار واقعی هستند؛ امری که قدرت چانهزنی ایران را به شدت کاهش میدهد.

دیدگاههای متقابل: از آزمون تاریخی تا دیپلماسی واقعگرایانه
در سوی دیگر میدان، چهرههایی همچون حسن رحیمپور ازغدی بر جنبههای ایدئولوژیک مقاومت تأکید دارند. او حوادث اخیر را یک «آزمون تاریخی» برای ملت ایران توصیف کرده و معتقد است غرب اساساً مفاهیمی چون «ایثار و ایمان» را در محاسبات خود نمیگنجاند. ازغدی با نقد نگاه خوشبینانه به مذاکرات، معتقد است هرگونه عقبنشینی، هزینههای حیثیتی سنگینتری از مقاومت به دنبال خواهد داشت. اما محمود واعظی، رئیس دفتر رئیسجمهور سابق، نگاهی متفاوت دارد. او معتقد است «آتشبس اگر به توافق سیاسی منتهی نشود، صرفاً وقفهای در مخاصمه خواهد بود.» واعظی با انتقاد از «بداخلاقیهای سیاسی»، تأکید میکند که تضعیف سربازان عرصه دیپلماسی، آن هم در شرایطی که ارتش و سپاه در میدان نظامی صیانت میکنند، غیرمنطقی است. وی معتقد است استمرار وضعیت «نه جنگ، نه صلح» فرساینده بوده و به نفع امنیت ملی نیست.
هزینههای اجتماعی اختلافات داخلی
نمایندگان مجلس نیز نسبت به عواقب این دوقطبیسازیها هشدار میدهند. احمد بیگدلی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، معتقد است «هزینه اختلافات داخلی را مردم پرداخت میکنند.» او تأکید دارد که نقد عملکرد مسئولان نباید به گونهای باشد که اعتماد عمومی به کل ساختار تضعیف شود. بیگدلی از صداوسیما خواست که به جای بزرگنمایی اختلافات، فرصت برابر برای شنیدن دیدگاههای مختلف فراهم کند تا از ایجاد شکافهای عمیق اجتماعی جلوگیری شود.
احمد بیگدلی: هزینه اختلافات داخلی را مردم پرداخت میکنند

متغیر اقتصاد: عاملی بازدارنده یا پیشران؟
گزارشهای اقتصادی تیرماه ۱۴۰۵، تصویری نگرانکننده از تابآوری داخلی ارائه میدهند. تورم سالانه نزدیک به ۹۰ درصد و تورم مواد غذایی بالای ۱۳۰ درصد، فشار بیسابقهای بر معیشت شهروندان وارد کرده است. در این میان، ناترازی انرژی و حملات دشمن به زیرساختها، صنایع را با چالش جدی مواجه کرده است.
پزشکیان در سخنان خود به این واقعیت تلخ اشاره کرد که دولت برای جلوگیری از قطع برق صنایع، ناچار به مدیریت سختگیرانه مصرف است. تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که اگر اختلافات سیاسی در تهران مانع از رسیدن به یک توافق پایدار شود، فرسایش اقتصادی میتواند به پاشنه آشیل امنیت ملی تبدیل شود. به عبارت دیگر، اقتصاد دیگر تنها یک متغیر داخلی نیست، بلکه به بخشی از «معادله بازدارندگی» تبدیل شده است.

جبهه خارجی به دقت در حال رصد میز داخلی
گزارشهای میدانی و تحلیل نظرات مسئولان نشان میدهد که جمهوری اسلامی در یکی از حساسترین پیچهای تاریخی خود قرار دارد. از یک سو، نهادهای حقوقی همچون شورای نگهبان، بر ضرورت وحدت حول محور «ولایت فقیه» برای عبور از سد نظام سلطه تأکید دارند (سخنان هادی طحاننظیف) و از سوی دیگر، بخشهای اجرایی کشور خواستار باز شدن گرههای دیپلماتیک برای کاهش فشارهای اقتصادی هستند.
آنچه مسلم است، جبهه خارجی به دقت در حال رصد «میز داخلی» ایران است. همانطور که در تحلیلهای داخلی اشاره شده، جیدی ونس یا جان بولتون با استناد به همین تنشهای درونی، راهبرد «فشار حداکثری» یا «عبور از دیپلماسی» را پیشنهاد میدهند.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیریت «روایتهای متضاد» در داخل است. فرسایش انسجام ملی از طریق تریبونهای رسمی و فشارهای خیابانی علیه تیمهای مذاکرهکننده، نه تنها به تقویت جبهه داخلی منجر نمیشود، بلکه دشمن را در پیشبرد اهداف خود جسورتر خواهد کرد. راهکار عبور از این بحران، نه در حذف منتقدان، بلکه در ایجاد یک «اجماع راهبردی» است که در آن دیپلماسی و میدان، به عنوان دو بال مکمل برای خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» عمل کنند.
- طرح نهایی؛ راهبرد تازه واشنگتن در قبال ایران برای پایان دادن به جنگ
- پس از ۱۳۴ کشته از آغاز سال؛ آیا سوریه میتواند انحصار سلاح را بازپس گیرد؟
- حمله به دانشجویان عراقی در ایران؛ داخل خوابگاه چه گذشت؟
- اجرای حکم اعدام در بهشهر و بازداشت گروهی شهروندان در اهواز
- موج تازه تحریمهای آمریکا علیه صنعت هوانوردی ایران
