موازنه‌سازی در سایه تشدید بحران؛ از تهدیدهای تل‌آویو بر فراز حرمون تا بسته شش‌گانه تهران برای توقف جنگ

تحولات نظامی و ژئوپلیتیکی خاورمیانه وارد مرحله‌ای بی‌سابقه از رویارویی مستقیم و غیرمستقیم شده است؛ مرحله‌ای که در آن مرزهای درگیری از جنوب لبنان و جغرافیای سوریه تا آب‌های راهبردی خلیج فارس و دریای عمان امتداد یافته است. هم‌زمان با تشدید لفاظی‌های مقامات ارشد اسرائیل درباره آنچه «مأموریت نهایی» برای تغییر موازنه بنیادین قدرت در منطقه می‌خوانند، دستگاه نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران نیز با طرح شروطی چندوجهی و افزایش ریسک دریانوردی تجاری، درصدد ایجاد بازدارندگی نامتقارن و تثبیت اهرم‌های چانه‌زنی خود است. تحلیل روندهای اخیر نشان می‌دهد که تقابل کنونی نه تنها یک نزاع نظامی کلاسیک نیست، بلکه آزمونی برای سنجش آستانه تحمل اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی طرفین به شمار می‌رود.

پیام از جبل‌الشیخ؛ چشم‌انداز تل‌آویو برای سرنگونی محور مقاومت

حضور بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در ارتفاعات راهبردی جبل‌الشیخ (حرمون) در خاک سوریه—منطقه‌ای که پس از سقوط حکومت بشار اسد در اواخر سال ۲۰۲۴ به کنترل ارتش اسرائیل درآمد—حاوی نشانه‌های نمادین و عملیاتی روشنی است. نتانیاهو با تأکید بر اینکه مأموریت اصلی اسرائیل «شکست دادن جمهوری اسلامی» و سرنگونی حکومت ایران است، اعلام کرد تل‌آویو اجازه استقرار آنچه «ارتش تروریستی» در امتداد مرزهایش خواند را نخواهد داد. وی این دستاورد میدانی را بخشی اساسی از راهبرد موسوم به «جنگ رستاخیز» توصیف کرد که از اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شده است.

از منظر تحلیل راهبردی، پیام نتانیاهو از خاک سوریه بیانگر تلاش تل‌آویو برای نهادینه‌سازی تغییرات ژئوپلیتیکی پسااسد و بهره‌برداری از تضعیف کمربند سنتی اتصال تهران به دمشق و بیروت است. با این حال، ناظران واقع‌گرا تأکید دارند که فاصله میان لفاظی‌های سیاسیِ معطوف به تغییر رژیم و توان عملیاتی برای تحقق آن بسیار چشمگیر است؛ به‌ویژه آنکه تداوم جنگ فرسایشی در چند جبهه، چالش‌های ساختاری، اجتماعی و اقتصادی سنگینی را بر اسرائیل تحمیل کرده است. از این رو، مواضع اخیر نخست‌وزیر اسرائیل را می‌توان تلاشی برای تثبیت دستاوردهای سرزمینی و تحت فشار گذاشتن شرکای غربی برای تشدید رویکرد تقابلی با تهران ارزیابی کرد.

شروط شش‌گانه سپاه پاسداران؛ تلاش برای مهار خسارت‌ها

در نقطه مقابل، تهران پایان درگیری‌ها را منوط به مجموعه‌ای از الزامات سیاسی، اقتصادی و نظامی کرده است. حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، با اعلام یک بسته شش‌گانه تصریح کرد که خروج کامل ارتش اسرائیل از خاک لبنان و رفع محاصره یمن، شروط کلیدی جمهوری اسلامی برای توقف وضعیت جنگی هستند. محبی توقف کامل تمام عملیات‌های جنگی، ارائه ضمانت‌های الزام‌آور مبنی بر عدم تکرار تهدیدها علیه ایران، آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده کشور و تعلیق هرگونه اقدام مداخله‌جویانه در برنامه‌های موشکی و هسته‌ای ایران را از دیگر مطالبات حیاتی تهران برشمرد.

طرح چنین شروط جامعی در بحبوحه فشارهای نظامی نشان می‌دهد که تهران درصدد است هرگونه ابتکار دیپلماتیک یا آتش‌بس احتمالی را به دستاوردهای ملموس اقتصادی و تثبیت موقعیت منطقه‌ای خود پیوند بزند. مطالبه آزادسازی دارایی‌های مالی و تضمین امنیت برنامه‌های راهبردی (موشکی و هسته‌ای)، گویای پیوند وثیق میان چالش‌های معیشتی داخل ایران و هزینه‌های منطقه‌ای بحران است. با این حال، مطالبه بازگشت به وضعیت پیشین و عقب‌نشینی اسرائیل از دستاوردهای میدانی اخیرش، نشان‌دهنده یک موضع حداکثری است که تحقق آن در غیاب یک موازنه میدانی قاطع، با موانع جدی روبه‌رو خواهد بود.

جبهه لبنان و اذعان به نوسانات میدان

تحولات میدانی در جنوب لبنان یکی از متغیرهای اصلی این رویارویی است. اعلام تسلط ارتش اسرائیل بر ارتفاعات راهبردی «علی الطاهر» در ۱۵ کیلومتری مرز و اشراف ۶۰۰ متری آن بر نبطیه و شبکه زیرزمینی حزب‌الله، نقطه‌عطفی در تحولات زمینی تلقی می‌شود. در واکنش به این تحولات، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی، در گفت‌وگویی با صداوسیمای رسمی ایران تلویحاً پیشروی نیروهای اسرائیلی را تأیید کرد و اظهار داشت: «اسرائیل بنا بر دلایلی که بعدها عرض خواهیم کرد توانسته جاهایی را بگیرد؛ جنگ فراز و نشیب دارد و در طول تاریخ هیچ‌گاه همیشه در یک جنگ پیروزی پشت پیروزی نبوده است.»

محسن رضایی: اسرائیل بنا بر دلایلی که بعدها عرض خواهیم کرد توانسته جاهایی را بگیرد؛ جنگ فراز و نشیب دارد و در طول تاریخ هیچ‌گاه همیشه در یک جنگ پیروزی پشت پیروزی نبوده است

رضایی اگرچه بر توانایی حزب‌الله برای بازسازی توان عملیاتی خود و تمایز موقعیت ژئوپلیتیکی لبنان از وضعیت محاصره‌شده نوار غزه تأکید کرد، اما لحن سخنان وی بازتاب‌دهنده واقعیت‌های پیچیده و دشوار نبرد زمینی است. عدم ارائه گزارش‌های میدانی شفاف از سوی ساختار رسانه‌ای حزب‌الله درباره تأسیسات از دست‌رفته، بر دامنه ابهامات افزوده و نشان می‌دهد که برتری اطلاعاتی و پشتیبانی هوایی اسرائیل، محاسبات سنتی جنگ نامتقارن را در بخش‌هایی از جبهه شمالی با اختلال مواجه کرده است.

تشدید بحران در شاهراه‌های انرژی؛ از تنگه هرمز تا دریای عرب

در شرایطی که دستاوردهای زمینی در محورهای سنتی با ابهام همراه است، تهران توجه خود را به حوزه دریانوردی معطوف کرده است. اعلام ایجاد «محدوده ممنوعه» در خارج از تنگه هرمز از سوی محسن رضایی و تشریح آن توسط سخنگوی سپاه پاسداران—که پهنه‌ای از چابهار تا بخش‌هایی از دریای عمان و دریای عرب را در بر می‌گیرد—نشان‌دهنده بازتعریف کارت انرژی است. طبق این اعلامیه، هر شناور عبوری از این محدوده، از خدمات بیمه‌ای و پشتیبانی محروم و در فهرست تحریمی تهران قرار خواهد گرفت. هم‌زمان، کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی نیز پیگیری طرحی برای مسدودسازی مسیر شناورهای متعلق به کشورهای حامی تحریم را در دستور کار قرار داده است.

این تهدیدات صریح مستقیماً خطوط ادعایی واشنگتن را به چالش می‌کشد. در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، بر تسلط کامل نیروی دریایی آمریکا بر آبراه‌های جنوبی و باز بودن تردد تأکید دارد، رضایی این ادعاها را نادرست خوانده و از آسیب دیدن مداوم کشتی‌های عبوری سخن گفته است. از سوی دیگر، کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، اظهار کرد که اقدامات حفاظتی واشنگتن موجب احیای تردد نفتکش‌ها شده و جریان صدور نفت با احتساب مسیرهای جایگزین خط لوله به بیش از دو سوم سطح پیش از بحران رسیده است.

با وجود اظهارات وزیر انرژی آمریکا مبنی بر کنترل بحران، تشدید اصطکاک نظامی در آب‌ها ریسک یک رویارویی گسترده را زنده نگه داشته است. اعلام آزمایش یک «موشک خاص ضدناوشکن» بر فراز ناو آمریکایی توسط محسن رضایی و در پی آن بیانیه سنتکام (فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا) مبنی بر رهگیری حملات و سپس هدف قرار دادن سه نفتکش ایرانی و غرق کردن یکی از آن‌ها، عمق شکنندگی امنیت کشتیرانی تجاری را آشکار می‌سازد. هشدار مقامات ایرانی پیرامون تشدید حملات به اهداف آمریکایی در صورت استمرار انسداد اقتصادی، نشان می‌دهد که تهدید ترانزیت انرژی کماکان خط قرمز نهایی تهران برای تحمیل هزینه به نظام بین‌الملل است.

صحنه کنونی منازعه، تلاقی دو راهبرد ناسازگار است: از یک سو، تلاش اسرائیل برای بهره‌گیری از خلاءهای ژئوپلیتیک ناشی از تحولات منطقه و پیگیری سیاست انهدام سیستماتیک محور نفوذ ایران؛ و از سوی دیگر، تلاش تهران برای به کارگیری ابزارهای فشار نامتقارن، شروط سنگین اقتصادی-امنیتی و کارت امنیت انرژی به منظور ناامن‌سازی گزینه‌های طرف مقابل. با توجه به پرهزینه بودن هر دو رویکرد، پافشاری بر شروط حداکثری و اتکا به ادبیات تسلیم‌خواهی، چشم‌انداز حل‌وفصل پایدار را دور از دسترس نگه می‌دارد و منطقه را در آستانه لغزش به سوی یک جنگ فرسایشی با پیامدهای ویرانگر اقتصادی و انسانی قرار می‌دهد.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم