برای دههها، دکترین سیاست خارجی پاکستان در قبال منازعات خاورمیانه بر پایه «بیطرفی فعال» و نقشآفرینی به عنوان «پل ارتباطی» میان تهران و ریاض استوار بود. اما امضای «پیمان دفاع مشترک مکه» در اوت ۲۰۲۶ و پیوستن رسمی اسلامآباد به ائتلاف دریایی تحت رهبری عربستان سعودی، نشاندهنده یک چرخش پارادایمیک است. پاکستان اکنون از جایگاه یک میانجیگرِ محتاط به مقام یک «وزنه موازنهگر تهاجمی» تغییر وضعیت داده است؛ تغییری که پیامدهای آن از سواحل مکران تا تنگه بابالمندب را تحت تأثیر قرار میدهد.

پایان دوران بیطرفی؛ پیمان مکه به مثابه نقطه عطف
امضای توافقنامه دفاعی میان پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه در اوایل اوت ۲۰۲۶، فراتر از یک همکاری نظامی ساده است. گنجانده شدن بندی مشابه «ماده ۵ ناتو» (حمله به یک عضو، حمله به همه اعضا است)، عملاً به معنای خروج پاکستان از منطقه خاکستری بیطرفی است.
اسلامآباد که در سال ۲۰۱۵ از ورود به جنگ یمن سر باز زده بود، حالا با استقرار ۸۰۰۰ نیروی نظامی، سیستمهای پدافندی و جنگندههای خود در خاک عربستان، عملاً به بخشی از معماری دفاعی خلیج فارس تبدیل شده است. این موازنه تهاجمی، نشاندهنده پایان استراتژی «میانجیگری» و آغاز عصر «حفاظت مستقیم» از منافع متحدان استراتژیک در ازای بقای اقتصادی است.

ارتش هستهای در خدمت زنجیره تأمین دریایی
پیوستن پاکستان به ائتلاف دریایی ۱۴ کشوری برای مقابله با محاصره دریایی حوثیها در دریای سرخ، بعد عملیاتی این موازنه جدید است.
پاکستان با داشتن یکی از حرفهایترین نیروهای دریایی در میان کشورهای مسلمان، اکنون مسئولیت حفاظت از مسیرهای انرژی را پذیرفته است.
کشته شدن سه شهروند پاکستانی در حملات اخیر به کشتیهای تجاری، کاتالیزوری شد تا اسلامآباد با قاطعیت بیشتری از «آزادی کشتیرانی» سخن بگوید. پاکستان دیگر به صدور بیانیههای دیپلماتیک بسنده نمیکند، بلکه آماده است تا با تکیه بر تجربه نبردهای ضدشورش و توانمندیهای ناوشکنهای خود، در مهار شبکه نفوذ دریایی که سلاحهای ایرانی را به یمن منتقل میکند، نقش کلیدی ایفا کند.

اقتصاد سیاسیِ امنیت؛ “دارایی” راهبردی در ازای دلار
تحلیل منتقدان نشان میدهد که انگیزه اصلی این تغییر رفتار، نه صرفاً علایق مذهبی یا ایدئولوژیک، بلکه «اقتصاد سیاسیِ امنیت» است. پاکستان که با بحران نقدینگی و تورم فلجکننده دستبهگریبان است، توان نظامی خود را به عنوان یک «کالای راهبردی» عرضه کرده است.
در این چارچوب جدید، پاکستان امنیت فیزیکی و بازدارندگی هستهای را تامین میکند و در مقابل، عربستان سعودی و متحدانش جریان حیاتی سرمایه و انرژی را به سمت اسلامآباد روانه میکنند. این مدل «ارتش در ازای سرمایه»، اگرچه پاکستان را از ورشکستگی نجات میدهد، اما آن را در مرکز درگیریهای قدرتهای منطقهای قرار میدهد که پیشتر از آنها دوری میجست.

چالش همسایگی؛ تهران در محاصره “متحد سابق“؟
واکنش سرد و انتقادی تهران به پیمان مکه و ائتلاف دریایی جدید، پرده از شکافی عمیق برمیدارد. ایران که همواره پاکستان را به عنوان یک “برادر همسایه” و گاه میانجی با اعراب میدید، اکنون خود را با همسایهای مواجه میبیند که در یک اتحاد نظامی “دفاع جمعی” با رقبای منطقهایش قرار گرفته است.
اگرچه سخنگوی وزارت خارجه پاکستان همچنان از سفر مقامات امنیتی به تهران و تلاش برای صلح دم میزند، اما واقعیت میدانی نشان میدهد که حاشیه مانور اسلامآباد برای جلب رضایت تهران به شدت محدود شده است. هرگونه درگیری احتمالی میان ایران و عربستان یا نیروهای نیابتی، پاکستان را بر اساس پیمان مکه ملزم به دخالت میکند؛ سناریویی که میتواند مرزهای طولانی دو کشور را به کانون جدید تنش تبدیل کند.

پیامدها برای توازن قوا با هند
این موازنه تهاجمی تنها معطوف به غرب نیست. اسلامآباد با تقویت جایگاه خود در خلیج فارس، در پی ایجاد یک «عمق راهبردی» جدید در برابر هند است. جلب حمایت ترکیه و عربستان در یک قالب دفاعی محکم، به پاکستان این اطمینان را میدهد که در صورت درگیری با دهلینو، از حمایت لجستیکی و سیاسی یک بلوک قدرتمند اسلامی برخوردار خواهد بود. این موضوع، دهلینو را واداشته تا با نگرانی، تحرکات “محور مکه” را زیر نظر بگیرد.
ریسکهای یک انتخاب بزرگ
پاکستان با تغییر استراتژی از میانجیگری به موازنه تهاجمی، وارد بازی پرخطری شده است. موفقیت این راهبرد مستلزم آن است که در دام اختلافات داخلی میان اعضای ائتلاف (مانند رقابت عربستان و امارات) نیفتد، همچنین بتواند میان تعهدات نظامی به ریاض و امنیت مرزی با تهران توازن برقرار کند. و سرانجام شکافهای فرقهای داخلی خود را در برابر پیامدهای این پیمان مدیریت کند.
اسلامآباد اکنون بیش از هر زمان دیگری در تاریخ خود، امنیت ملیاش را به امنیت آبهای دوردست و مرزهای متحدانش گره زده است. این قمار بزرگ، یا پاکستان را به عنوان قدرت برتر نظامی-امنیتی جهان اسلام تثبیت میکند، یا آن را در گرداب منازعات پایانناپذیر خاورمیانه غرق خواهد کرد.
- بنبست بازدارندگی هستهای؛ شکاف محاسباتی تهران در مواجهه با «خط قرمز» مسکو
- خروج نیروهای ائتلاف بینالمللی از عراق پس از دو دهه؛ فرصتطلبی رژیم تهران و خطر احیای تروریسم در سایه خلأ امنیتی
- نفت خلیج فارس به سطح پیش از جنگ نزدیک شد؛ آیا محاصره ایران را به تنگنا کشانده است؟
- توفان خاموش در آموزش و پرورش؛ کالبدشکافی موج استعفای معلمان، بحران معیشت و افول کیفیت آموزش
- شکست استراتژی گروگانگیری انرژی در تنگه هرمز؛ بازیابی صادرات نفت منطقه و بنبست مالی رژیم ایران
