سفر روز سهشنبه، ۲۸ مهر ۱۴۰۵ فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران را میتوان یکی از حساسترین تحرکات دیپلماتیک منطقهای در ماههای اخیر ارزیابی کرد. این پنجمین سفر عالیترین مقام نظامی پاکستان به ایران پس از تنشهای نظامی موسوم به «جنگ چهلروزه» میان تهران و واشینگتن است؛ سفری که در ظاهر بر مسائل دوجانبه امنیتی متمرکز بود، اما محتوای پیامهای مبادلهشده، اثرگذاری فوری آن بر بازارهای جهانی انرژی و واکنشهای تند جناحهای سیاسی در داخل ایران، ابعادی بهمراتب فراتر از یک دیدار تشریفاتی دیپلماتیک به آن بخشید.

طرح مشترک دوحه و اسلامآباد؛ موازنهای شکننده میان تهران و واشینگتن
بر اساس گزارشهای رسانههای داخلی از جمله وبسایت تحلیلی «تابناک»، عاصم منیر حامل یک «پیشنهاد سازش» یا «طرح میانه» بوده که با همکاری مشترک پاکستان و قطر تدوین شده است؛ طرحی که هدف آن ایجاد سازوکاری برای جلوگیری از بازگشت درگیریهای نظامی، مهار بحران کشتیرانی در تنگه هرمز و هموار کردن مسیر مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم توصیف میشود.
بر پایه این طرح، واشینگتن و تهران به نوعی فرمول تعدیلشده تنشزدایی نزدیک شدهاند. مفاد این طرح، پاسخ به مطالبات مالی ایران را با تعهدات فنی در حوزه نظارت هستهای پیوند میزند؛ بدین صورت که پرداخت سودی بالغ بر ۶ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران در بانکهای قطر در ازای پذیرش یک «بازدید محرمانه و اعلامنشده» توسط بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تأسیسات هستهای ایران پیشبینی شده است. اگرچه این بسته پیشنهادی تلاش دارد تا حدی نگرانیهای امنیتی غرب را برطرف کند و در عین حال گشایشی مالی برای تهران فراهم آورد، اما بازتاب آن در ارکان قدرت جمهوری اسلامی حاکی از وجود اصطکاکهای اساسی در پذیرش کلیت آن است.

مواضع سخت حاکمیتی؛ خط قرمز بر سر ذخایر اورانیوم
در جریان دیدارهای فیلد مارشال منیر با مقامات ارشد ایرانی، لحن نهادهای تصمیمساز سیاسی و امنیتی کشور آشکارا حاکی از بیاعتمادی عمیق به روند میانجیگری و طرف آمریکایی بود. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در رأس هیئتی با حضور وزیر کشور پاکستان با عاصم منیر گفتوگو کرد، اما بیانات صریحتر در جلسات امنیتی و پارلمانی مطرح شد.
سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در دیدار با فرمانده ارتش پاکستان بهصراحت دست کشیدن از دستاوردهای هستهای را رد کرد و به گزارش خبرگزاری «تسنیم» گفت: «تمام مواد هستهای غنیسازیشده در ایران باقی خواهد ماند و حتی ذرهای از آن به خارج از کشور منتقل نخواهد شد.» رضایی ذخایر اورانیوم غنیشده را «ثروت ملی» خواند و تأکید کرد تا زمانی که آمریکا شروط ایران را محقق نکند و اعتمادسازی صورت نگیرد، هیچ مذاکرهای آغاز نخواهد شد.
همراستا با این موضع، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و سرپرست هیات مذاکرهکننده با آمریکا، یادآور شد که جمهوری اسلامی با استناد به نقض توافق پیشین اسلامآباد توسط واشینگتن، در «اوج بیاعتمادی» نسبت به نیات آمریکا به سر میبرد. قالیباف شرط هرگونه تفاهم را پایبندی ایالات متحده به «شروط هفتگانه» اعلامشده از سوی تهران دانست و تصریح کرد که فشارهای نظامی و تحرکات بینالمللی تغییری در تصمیمهای راهبردی ایران ایجاد نخواهد کرد.
در بعد دوجانبه، مهمترین دستاورد اعلامی سفر منیر، توافق بر سر رفع تنشهای مرزی بود؛ جایی که وی اعلام کرد مشکلات فنی و موقتی مرز میان دو کشور برطرف شده و این مرز حیاتی مجدداً بازگشایی گردیده است.

پیوند دیپلماسی با بهای نفت و واکنش تندروها
در عرصه اقتصاد بینالملل، ورود عاصم منیر به تهران نشانههای روشنی بر رفتار معاملهگران بازار انرژی گذاشت. بهای نفت خام برنت که در معاملات ابتدایی روز به بالاترین حد پنج ماه اخیر یعنی نزدیک به ۱۱۲ دلار رسیده بود، بلافاصله پس از انتشار اخبار مربوط به طرح میانجیگری و تعدیل احتمالی تنشها در تنگه هرمز، با افتی محسوس به محدوده ۱۰۸ تا ۱۰۹ دلار در هر بشکه بازگشت.
همین ریزش قیمت و احتمال شکلگیری یک مسیر تنشزدا، با سوءظن شدید چهرهها و رسانههای محافظهکار و جریان تندرو در ایران روبهرو شد. این بخش از جناح سیاسی حاکم، سفر میانجی پاکستانی را در راستای «بازی در زمین واشینگتن» و تلاشی برای مهار ابزار فشار نفتی ایران تفسیر کردند.
ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در نقدی صریح در شبکه اجتماعی اکس، اصالت میانجیگری اسلامآباد را به چالش کشید و نوشت: «میانجی که دائما علیه ایران موضع میگیرد، ما را مقصر جنگ چهلروزه معرفی میکند، پول مردم ایران را بلوکه کرده است، راهبندان میکند و در آخر وقتی فشار به آمریکا مضاعف میگردد پیدایش میشود، میانجی نیست؛ بخشی از ماشین جنگ ترکیبی دشمن است.» این موضع نشان میدهد بخشی از بدنه تصمیمگیران پارلمانی اساساً نیت پاکستان را تسهیل منافع امنیتی و اقتصادی آمریکا—بهویژه از طریق کاهش دادن بهای نفت جهانی به زیان تهران—میدانند.
همزمان خبرگزاری «فارس»، وابسته به نهادهای امنیتی، با رویکردی انتقادی نسبت به جریانهای میانهرو و اصلاحطلب نوشت که با سفر منیر، این جریان مجدداً دلخوش به احیای مذاکرات شده و با انتشار هر موج خبری از تحرکات میانجیها، فضای رسانهای را تحت تأثیر احتمالات تنشزدایی قرار میدهد.

شکاف ساختاری میان ضرورت کاهش بحران و مقاومت ایدئولوژیک
تحلیل رویدادهای پیرامون سفر عاصم منیر حاکی از یک پارادوکس ساختاری در سیاست خارجی جمهوری اسلامی است. از یک سو، دستگاه دیپلماسی رسمی به سرپرستی وزارت امور خارجه—چنانکه اسماعیل بقائی سخنگوی این وزارتخانه بر آن پای فشرد—سعی دارد با مدیریت ارتباطات دوجانبه و نگه داشتن کانالهای میانجیگری، از شعلهور شدن مجدد جنگی فراگیر و تشدید بنبستهای ژئوپلیتیک اجتناب کند. پذیرش اولیه طرح سازش قطر و پاکستان از سوی دولت، نشانه وجود تمایل در سطح اجرایی برای دستیابی به نوعی تنفس اقتصادی، هرچند محدود به سود ۶ میلیارد دلاری، ارزیابی میشود.
از سوی دیگر، بدنه امنیتی-نظامی و پارلمان، طرحهای میانه را به دیده تردید و نوعی «عقبنشینی تحمیلی» مینگرند. این جریان معتقد است آزادسازی نسبی داراییها یا توقف محدود بحران، در صورتی که به قیمت بازرسیهای اعلامنشده یا از دست رفتن اهرم فشار نفت تمام شود، موازنه قوا را به نفع واشینگتن برهم خواهد زد.
سفر فرمانده ارتش پاکستان نشان داد که مسیر دیپلماسی در منطقه اگرچه هنوز مسدود نشده، اما بیش از هر زمان دیگری در محاصره بیاعتمادیهای انباشته، خطوط قرمز تغییرناپذیر هستهای و تقابل جناحهای داخلی بر سر نحوه مدیریت تقابل با آمریکا قرار دارد. میانجیگری اسلامآباد شاید مانعی موقت بر سر انفجار مجدد تنشها باشد، اما تا زمانی که شکافهای بنیادین در تهران پیرامون حدود اعطای امتیازات و بازتعریف استراتژی بازدارندگی حلوفصل نشود، هر طرح صلحی بر بستری بسیار ناپایدار حرکت خواهد کرد.
- دیپلماسی نفت، خطوط قرمز هستهای و سوءظن محافظهکاران؛ ابعاد پیام عاصم منیر در تهران
- تهدید سپاه پاسداران به هدف قرار دادن کابلهای اینترنتی در تنگه هرمز
- شکست باجخواهی ژئوپلیتیک رژیم تهران؛ دور زدن تنگه هرمز و بیاثر شدن اهرم فشار انرژی
- بازداشت دو وکیل دادگستری در تبریز و افزایش فشار بر فعالان مدنی آذربایجان
- قمار خطرناک رژیم تهران در بنبست دیپلماتیک؛ فرسایش مذاکرات بە امید تاثیرگذاری بر انتخابات آمریکا
