وزارت امور خارجه ایران با تغییر لحنی آشکار و خروج از چارچوبهای معمول دیپلماتیک، هشدار داد که هرگونه مشارکت نظامی کره جنوبی در عملیاتهای تحت رهبری ایالات متحده در تنگه هرمز و خلیج فارس، «حمایت مستقیم از متجاوز» تلقی شده و با «پیامدهای جدی» روبرو خواهد شد. این هشدار که در اوج تنشهای نظامی منطقه و همزمان با بنبست هستهای صادر شده، نشاندهنده آن است که تهران حضور نظامی متحدان واشینگتن در آبهای جنوبی خود را به عنوان یک تهدید امنیتی فوری قلمداد کرده و آماده است تا هزینههای سیاسی و اقتصادی این مشارکت را برای سئول به حداکثر برساند.
تغییر موازنه؛ از دیپلماسی به تهدید
مناسبات دیرینه تهران و سئول که در دهههای اخیر عمدتاً بر پایه تبادلات اقتصادی و انرژی استوار بود، اکنون به لبه پرتگاه یک رویارویی استراتژیک رسیده است. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، روز دوشنبه ۱۶ شهریور در اقدامی معنادار، پیام هشدارآمیز خود را به زبان کرهای در شبکه اجتماعی «ایکس» منتشر کرد. این اقدام که تلاشی برای مخاطب قرار دادن مستقیم افکار عمومی و نهادهای تصمیمساز در کره جنوبی ارزیابی میشود، حاوی این پیام روشن بود که ایران دیگر مشارکتهای نظامی غیرمنطقهای را تحت پوشش «تأمین امنیت کشتیرانی» نمیپذیرد.
سخنگوی وزارت خارجه با اشاره به سابقه ۶۴ ساله روابط دوجانبه، تأکید کرد که در شرایط فعلی، هرگونه استقرار نظامی یا مشارکت در عملیاتهای دریایی توسط طرفهای ثالث در خلیج فارس، به معنای همدستی در اقدامات آمریکا علیه ایران است. بقائی در این پیام تصریح کرد: «هیچ کشور صاحب حاکمیت و مسئولیتپذیری تسلیم فشار و اخاذی آمریکا برای همدستی در ارتکاب اقدامات تجاوزکارانه نمیشود.»
این موضعگیری تند در پاسخ به اظهارات اخیر مقامات سئول صورت گرفت. روز جمعه گذشته، دفتر ریاستجمهوری کره جنوبی اعلام کرد که این کشور در حال بررسی «کمک» به تلاشهای امنیتی ایالات متحده در تنگه هرمز است. اگرچه سئول تأکید کرده که هنوز تصمیمی نهایی در این باره اتخاذ نشده، اما نفس طرح این موضوع کافی بود تا تهران را به واکنشی پیشگیرانه و تهاجمی وادارد.

بستر بحران؛ میراث حملات ۱۴۰۴ و بنبست آژانس
برای درک ریشههای این هشدار صریح، باید به فضای ملتهب حاکم بر منطقه نگریست. از تابستان ۱۴۰۴، زمانی که تأسیسات غنیسازی اورانیوم ایران هدف حملات هوایی سنگین قرار گرفت، موازنه قوا در خلیج فارس به شدت تغییر کرده است. در حالی که مقامات ایالات متحده اظهار کردهاند این حملات برای جلوگیری از پیشرفتهای هستهای غیرقابل بازگشت انجام شده، تهران این اقدامات را جنایت جنگی قلمداد کرده و از آن زمان دسترسی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به سایتهای آسیبدیده را قطع کرده است.
اکنون، هشدار به کره جنوبی با یک جبهه دیپلماتیک دیگر همزمان شده است. تروئیکای اروپایی (آلمان، بریتانیا و فرانسه) به همراه آمریکا در تلاشند تا در نشست جاری شورای حکام، پرونده ایران را به دلیل عدم همکاری با آژانس به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دهند. بقائی در نشست خبری خود، این حرکت اروپا را «نسنجیده» خواند و تأکید کرد که ایران در قبال آن «تدابیر لازم» را خواهد اندیشید. در چنین اتمسفری، مشارکت نظامی کره جنوبی در منطقه، از سوی تهران به عنوان تکمیل زنجیره محاصره دیپلماتیک و نظامی غرب دیده میشود.

تنگنای راهبردی سئول؛ امنیت انرژی یا اتحاد نظامی؟
کره جنوبی در سالهای اخیر همواره میان دو نیروی متضاد گرفتار بوده است: از یک سو وابستگی شدید به امنیت انرژی در خلیج فارس و حفظ روابط با ایران به عنوان یک بازار بزرگ، و از سوی دیگر فشار فزاینده واشینگتن برای ایفای نقش در پیمانهای امنیتی منطقهای. دونالد ترامپ در اظهارات متعدد خود بارها از سئول انتقاد کرده بود که چرا هزینههای کافی برای امنیت مسیرهای تجاری که خود از آن سود میبرد، نمیپردازد.
اما ورود به آبهای پرخطر خلیج فارس برای سئول بدون هزینه نخواهد بود. ایران با استفاده از کلیدواژه «عواقب جدی»، به طور غیرمستقیم امنیت خطوط کشتیرانی و منافع اقتصادی کره جنوبی را هدف قرار داده است. تحلیلگران بر این باورند که تهران ممکن است در صورت نهایی شدن تصمیم سئول، پروتکلهای سختگیرانهتری را در تنگه هرمز علیه شناورهای کره جنوبی اعمال کند یا حتی روابط دیپلماتیک خود را به سطح کاردار تنزل دهد.
بازدارندگی یا تحریک بیشتر؟
رویکرد کنونی دستگاه دیپلماسی ایران را میتوان تلاشی برای ایجاد «بازدارندگی از طریق هزینه تراشی» توصیف کرد. تهران با هشدار به متحدان آمریکا، سعی دارد ائتلافسازی دریایی واشینگتن را در نطفه خفه کند. با این حال، این زبان تند و تهدیدآمیز میتواند نتیجه معکوسی نیز داشته باشد. سئول که همواره خود را متعهد به قوانین بینالمللی کشتیرانی میداند، ممکن است این تهدیدات را دلیلی بیشتر برای ضرورت حضور نظامی جهت حفاظت از تانکرهای خود قلمداد کند.
علاوه بر این، پیوند زدن موضوع کره جنوبی به بحران هستهای و حملات سال گذشته، نشاندهنده آن است که تهران استراتژی «همه یا هیچ» را در پیش گرفته است. این رویکرد اگرچه در کوتاهمدت ممکن است بازیگران محتاطی مانند سئول را به بازبینی در تصمیماتشان وادارد، اما در بلندمدت ریسک انزوای بینالمللی ایران را افزایش داده و بهانه لازم را به قدرتهای غربی برای اجماعسازی در شورای امنیت میدهد.

افق پیش رو در آبهای ملتهب
هشدار اخیر به کره جنوبی، فراتر از یک جدال لفظی، نشاندهنده ورود منطقه به فاز جدیدی از ناامنی است که در آن مرز میان دیپلماسی و برخورد نظامی بسیار کمرنگ شده است. کره جنوبی اکنون در موقعیتی دشوار قرار دارد؛ تبعیت از خواست واشینگتن میتواند منجر به تیره شدن بیسابقه روابط با تهران و به خطر افتادن امنیت ناوگان تجاریاش شود، و نادیده گرفتن درخواست آمریکا ممکن است به بهای سردی روابط با اصلیترین متحد امنیتیاش تمام شود.
در روزهای آتی، مشخص خواهد شد که آیا «دیپلماسی هشدار» تهران توانسته است سئول را از ورود به کارزار نظامی خلیج فارس منصرف کند یا اینکه تنگه هرمز شاهد حضور ناوهای جنگی جدیدی خواهد بود که هر کدام میتوانند جرقهای برای یک انفجار بزرگتر در منطقه باشند. آنچه قطعی به نظر میرسد این است که ایران راهبرد خود را بر مبنای «تقابل با هرگونه حضور بیگانه» تنظیم کرده و در این مسیر، حتی روابط تاریخی ۶۴ ساله با شرکای آسیایی را نیز وجهالمصالحه قرار داده است.
- پس از ۱۳۴ کشته از آغاز سال؛ آیا سوریه میتواند انحصار سلاح را بازپس گیرد؟
- حمله به دانشجویان عراقی در ایران؛ داخل خوابگاه چه گذشت؟
- اجرای حکم اعدام در بهشهر و بازداشت گروهی شهروندان در اهواز
- موج تازه تحریمهای آمریکا علیه صنعت هوانوردی ایران
- توقیف گسترده اموال فعالان سیاسی و منتقدان به بهانه پروندههای امنیتی و جنگی
