نظم نوین در تنگه هرمز؛ دیپلماسی هشدار و چالش مدیریت مشترک در روابط تهران-مسقط


در پی امضای یادداشت تفاهم موسوم به «توافق اسلام‌آباد» میان ایران و ایالات متحده و پایان دوره موسوم به جنگ چهل‌روزه، جغرافیای سیاسی خلیج فارس وارد فاز جدیدی از تنش‌های دیپلماتیک و بازتعریف قواعد بازی شده است. در این میان، روابط دیرینه و راهبردی ایران و سلطنت عمان که همواره به عنوان پل ارتباطی تهران با غرب و کشورهای عربی شناخته می‌شد، اکنون با چالش‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو شده است. اظهارات اخیر علی‌اکبر ولایتی، مشاور امور بین‌الملل رهبر جمهوری اسلامی، و همزمان اقدامات میدانی نیروی دریایی سپاه پاسداران، نشان‌دهنده تغییر رویکرد تهران از همکاری سنتی به مطالبه‌گری راهبردی در منطقه است.

هشدار بی‌سابقه به مسقط؛ پایان دوران میانجی‌گری محض؟

علی‌اکبر ولایتی در گفت‌وگویی تفصیلی با روزنامه «فرهیختگان»، لحنی صریح و کم‌سابقه‌ را در قبال عمان برگزید. وی با اشاره به بیانیه‌های جمعی کشورهای حاشیه خلیج فارس، به مسقط هشدار داد که «دنباله‌روی از فشارهای بیرونی» می‌تواند تصویر مثبت این کشور را در ذهن حاکمیت ایران مخدوش کند. این سخنان در حالی بیان می‌شود که عمان همواره تلاش کرده است توازنی میان روابط خود با ایران و تعهداتش در شورای همکاری خلیج فارس برقرار کند.

تحلیل‌گران معتقدند این هشدار، واکنشی به مخالفت ضمنی عمان با طرح ایران برای دریافت «عوارض تردد» در تنگه هرمز است. ولایتی با تأکید بر اینکه «تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ باز نخواهد گشت»، از عمان خواست تا به عنوان دیگر کشور ساحلی این آبراه، با رویکرد جدید تهران همراهی کند. این در حالی است که مقامات عمانی در نشست‌های بین‌المللی، از جمله دیدار با وزیر خارجه آمریکا، مخالفت خود را با دریافت عوارض اعلام کرده و بر ضرورت آزادی دریانوردی تأکید داشته‌اند.

تنش نظامی در سایه آتش‌بس؛ پیامی به کویت و بحرین

همزمان با فشارهای دیپلماتیک، عرصه میدانی نیز شاهد تنش‌های جدی است. روابط عمومی سپاه پاسداران در بیانیه‌ای از حملات موشکی و پهپادی به پایگاه «علی‌السالم» در کویت و ناوگان پنجم دریایی آمریکا در بحرین خبر داد. این حملات که به عنوان پاسخ به «تجاوزات اخیر آمریکا» توصیف شده، نشان‌دهنده شکنندگی آتش‌بس حاصل از توافق اسلام‌آباد است.

تهران مدعی است که طبق بند اول یادداشت تفاهم اسلام‌آباد، هرگونه نقض آتش‌بس منجر به توقف کلی روندها خواهد شد. در این میان، کشورهای بحرین و کویت به دلیل میزبانی از نیروهای آمریکایی، بیش از پیش در معرض فشارهای تهران قرار گرفته‌اند. ولایتی در اظهارات خود، بحرین را به دلیل آنچه «ارائه بیشترین کمک به آمریکا» خواند، مورد سرزنش قرار داد و هشدار داد که ایران ممکن است «تصمیمات تندی» در قبال این کشور اتخاذ کند.

کمیته مشترک هرمز؛ تلاشی برای تثبیت حاکمیت دوگانه

در میان این تنش‌ها، سفر کاظم غریب‌آبادی، معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت خارجه ایران به مسقط و برگزاری اولین نشست «کمیته مشترک هرمز»، نشان‌دهنده تلاش ایران برای نهادینه‌سازی مدیریت جدید بر این آبراه بین‌المللی است. غریب‌آبادی در گزارش خود از این سفر، به صراحت از «مدیریت آینده تنگه در چارچوب حقوق حاکمیتی دولت‌های ساحلی» سخن گفت.

این رویکرد که بر پایه بند ۵ یادداشت تفاهم اسلام‌آباد استوار شده، به دنبال تغییر قواعد عبور و مرور از یک «آبراه بین‌المللی آزاد» به یک «منطقه تحت مدیریت دولت‌های ساحلی» است. گزارش‌های خبرگزاری بلومبرگ نیز تأیید می‌کند که عمان به مقامات اروپایی اطلاع داده است که کشتی‌های عبوری ممکن است در آینده ملزم به پرداخت عوارض برای خدماتی نظیر کنترل آلودگی و کمک به دریانوردی باشند؛ امری که نشان‌دهنده پذیرش تدریجی و اجباری بخشی از خواسته‌های تهران توسط مسقط، تحت فشارهای موجود است.

خوانش تاریخی ولایتی؛ بازگشت به اقتدار تمدنی

بخش بزرگی از اظهارات ولایتی به بازخوانی تاریخ ایران، از دوران هخامنشیان و ساسانیان تا صفویه و قاجار اختصاص داشت. او با تطبیق شخصیت «کوروش بزرگ» با «ذوالقرنین» قرآنی و یادآوری قدرت دریایی ایران در زمان شاه‌عباس و نادرشاه، تلاش کرد تا مطالبه فعلی ایران در تنگه هرمز را نه یک اقدام مقطعی، بلکه بازگشت به «حق تاریخی و تمدنی» ایران توصیف کند.

این خوانش تاریخی، پیامی روشن به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس دارد: تهران خود را قدرت طبیعی و تاریخی منطقه می‌داند و مرزهای سیاسی مدرن و ائتلاف‌های نظامی با قدرت‌های فرامنطقه‌ای را برنمی‌تابد. ولایتی با یادآوری تجزیه بحرین از ایران در سال ۱۹۷۱ و انتقاد شدید از خاندان آل‌خلیفه، عملاً مشروعیت برخی مرزهای فعلی و حاکمیت‌های منطقه را از منظر تاریخی زیر سوال برد.

شکاف در شورای همکاری؛ میان عمل‌گرایی و ستیزه‌جویی

گزارش‌های تحلیلی حاکی از بروز یک شکاف عمیق در ساختار شورای همکاری خلیج فارس است. از یک سو، کشورهایی مانند قطر، عمان و تا حدودی عربستان سعودی به سمت «کاهش تنش» و «مدیریت بحران» با ایران حرکت کرده‌اند. این کشورها با گشایش کانال‌های دیپلماتیک و اقتصادی، تلاش می‌کنند تا از تبعات جنگ احتمالی در امان بمانند.

در مقابل، امارات متحده عربی و بحرین رویکردی ستیزه‌جویانه‌تر را برگزیده‌اند. استقرار سامانه‌های دفاعی اسرائیل در امارات و تقویت همکاری‌های اطلاعاتی با تل‌آویو، ابوظبی را به یکی از اصلی‌ترین اهداف بالقوه ایران در صورت شکست کامل توافق اسلام‌آباد تبدیل کرده است. با این حال، به نظر می‌رسد که حتی کشورهای ستیزه‌جو نیز به دلیل عدم اطمینان از حمایت کامل و بی‌قید و شرط واشنگتن، در حال نوعی «دنباله‌روی اجباری» از روند تفاهم هستند.

آینده مبهم ثبات در خلیج فارس

منطقه خلیج فارس در آستانه یک تحول ساختاری قرار دارد. ایران با تکیه بر نتایج جنگ چهل‌روزه و مفاد توافق اسلام‌آباد، به دنبال تثبیت نظمی است که در آن مدیریت تنگه هرمز و امنیت منطقه، بدون حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای و با برتری استراتژیک تهران تعریف شود.

عمان در این میان، سخت‌ترین دوران دیپلماسی خود را سپری می‌کند. مسقط از یک سو تحت فشار ایران برای همراهی با «نظم نوین هرمزی» است و از سوی دیگر، نگران واکنش‌های بین‌المللی و فروپاشی وحدت در شورای همکاری است. هشدار اخیر ولایتی نشان داد که تهران دیگر به «بی‌طرفی مثبت» عمان قانع نیست و خواهان «همراهی فعال» این کشور در تقابل با فشارهای غرب است.

در نهایت، موفقیت یا شکست یادداشت تفاهم اسلام‌آباد، تعیین‌کننده سرنوشت این منطقه خواهد بود. اگر ایران بتواند طرح «عوارض هرمز» را با همراهی یا سکوت عمان به کرسی بنشاند، شاهد یکی از بزرگترین تغییرات در حقوق دریاها و موازنه قدرت جهانی خواهیم بود. در غیر این صورت، تنگه هرمز همچنان به عنوان کانون اصلی اصطکاک میان ایران، اعراب و غرب باقی خواهد ماند؛ آبراهی که به گفته مقامات تهران، هرگز به شرایط پیش از ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ باز نخواهد گشت.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم