ارزیابی «پیشنهادهای مشخص» هسته‌ای و شکاف میان مواضع علنی و محرمانه ایران

انتشار گزارش‌هایی مبنی بر بررسی یک بسته پیشنهادی جدید از سوی تهران برای ازسرگیری گفتگوهای هسته‌ای با ایالات متحده، نشان‌دهنده ورود بحران جاری به مرحله‌ای تازه از محاسبات استراتژیک است. روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی به نقل از پنج مقام مطلع اعلام کرد که ایران در حال بررسی مجموعه‌ای از «پیشنهادهای مشخص» ارائه‌شده از سوی میانجی‌گران منطقه‌ای، به‌ویژه قطر، است؛ روندی که می‌تواند سرنوشت برنامه هسته‌ای این کشور و چشم‌انداز درگیری‌های نظامی در منطقه را تغییر دهد. هم‌زمان، خبرگزاری رویترز و رسانه‌های داخلی ایران نیز با بازتاب این تحولات، از پویایی‌های تازه‌ای در تعاملات دیپلماتیک غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن خبر داده‌اند.

این تحرکات در شرایطی شکل می‌گیرد که پس از نقض آتش‌بس ناپایدار خردادماه (ژوئن) و تداوم تنش‌های نظامی، دو طرف در لبه یک رویارویی فراگیر قرار گرفته‌اند. بررسی محتوای گزارش‌ها و رویکرد دستگاه تصمیم‌گیری در تهران نشان می‌دهد که در پس مواضع سرسختانه و هشدارهای تند علنی، نوعی انعطاف‌سنجی واقع‌گرایانه برای کاهش هزینه‌های امنیتی و اقتصادی در جریان است.

تحرکات دوحه و تغییر موازنه در حلقه تصمیم‌گیری واشنگتن

تلاش‌های میانجی‌گرانه اخیر عمدتاً بر محور دوحه استوار بوده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، هیئت‌های قطری طی روزهای اخیر دست‌کم دو بار به تهران سفر کرده و میزبان دور سوم مذاکرات در دوحه بوده‌اند؛ علاوه بر این، دیدارهایی نیز میان نمایندگان دو کشور در ارمنستان گزارش شده است. وزارت امور خارجه ایران نیز پیش‌تر تایید کرده بود که معاون وزیر امور خارجه برای پیشبرد رایزنی‌ها به قطر سفر کرده است.

یکی از نکات قابل توجه در گزارش نیویورک‌تایمز، نقش جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در پیشبرد این تلاش‌ها است. بر اساس این گزارش، ونس با ارسال نامه‌ای به محسن رضایی، پیشنهاد آغاز مذاکرات مستقیم صلح با محوریت برنامه هسته‌ای را مطرح کرده بود؛ نامه‌ای که رضایی در موضع‌گیری‌های رسمی خود آن را نشانه «تغییر لحن آمریکا» و «قدرت ملت ایران» خواند.

از منظر تحلیل سیاسی، تمایل بخشی از ساختار قدرت در واشنگتن به مهار بحران، بیش از آنکه ناشی از تغییر در اهداف راهبردی باشد، به متغیرهای سیاست داخلی آمریکا پیوند خورده است. تبعات منفی تداوم جنگ بر اقتصاد، نوسانات بازار انرژی، و شکست اخیر جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای، فضای داخلی کاخ سفید را تحت فشار قرار داده است. با این حال، دونالد ترامپ هم‌زمان با تاکید بر باز بودن مسیر دیپلماسی، بر حفظ گزینه‌های تهاجمی اصرار دارد؛ وضعیتی که نشان می‌دهد واشنگتن همچنان از اهرم تهدید به اقدام نظامی علیه زیرساخت‌های حیاتی ایران به عنوان ابزار چانه‌زنی استفاده می‌کند.

پارادوکس تهران: شروط هفت‌گانه در برابر عمل‌گرایی پشت پرده

در داخل ایران، ساختار حاکمیت با یک تناقض تاکتیکی میان گفتمان رسمی و تعاملات محرمانه مواجه است. خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام ارشد ایرانی گزارش داده که تهران بسته‌ای را از طریق قطر ارائه کرده که بررسی و اجرای آن را به تحقق «شروط هفت‌گانه» مشروط ساخته است. محسن رضایی نیز پیش‌تر در یک سخنرانی تلویزیونی تاکید کرده بود که تا زمان تحقق مطالبات تهران—شامل رفع محاصره دریایی بنادر، لغو تحریم‌های نفتی و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده—هیچ گفتگویی درباره برنامه هسته‌ای انجام نخواهد شد.

با این وجود، منابع دیپلماتیک به نیویورک‌تایمز گفته‌اند که رضایی در مذاکرات پشت پرده، آمادگی بیشتری برای ورود به جزئیات فنی و هسته‌ای نشان داده است. حضور چهره‌هایی چون عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در هماهنگی‌های مربوط به این مذاکرات، بیانگر آن است که سطوح عالی تصمیم‌گیری در تهران تلاش دارند با حفظ انسجام کلامی در افکار عمومی و پایگاه اجتماعی خود، از بن‌بست کنونی که فشارهای خردکننده‌ای بر اقتصاد کشور وارد کرده، راهی به سوی تنش‌زدایی باز کنند.

این شکاف میان گفتار علنی و رفتار پشت پرده پدیده جدیدی در دیپلماسی بحران نیست؛ با این حال، اصرار هم‌زمان بر شروط حداکثری و نمایش انعطاف در گفتگوهای غیررسمی، این ریسک را به همراه دارد که در صورت شکست میانجی‌گری، مواضع طرفین بیش از پیش رادیکالیزه شود.

گره‌های کور فنی: اورانیوم ۶۰ درصد و بحث بازدارندگی

مرکز ثقل هرگونه تفاهم بالقوه، سرنوشت ذخایر مواد هسته‌ای ایران است. طبق برآوردهای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران تا اواسط سال ۲۰۲۵ حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار داشته است؛ میزانی که از نظر فنی، پتانسیل تبدیل به مواد با درجه تسلیحاتی را داراست.

واشنگتن خروج کامل این ذخایر از خاک ایران را مطالبه کرده است، در حالی که مقامات تهران انتقال هرگونه مواد غنی‌شده به خارج از مرزها را خط قرمز خود اعلام کرده‌اند. گزارش‌ها حاکی است که پیشنهاد جایگزین تهران، رقیق‌سازی این ذخایر در داخل کشور و تحت نظارت مستقیم بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است.

هم‌زمان با این بحث‌های فنی، تهدید متقابل خروج از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) از سوی برخی محافل تصمیم‌گیر در تهران مطرح می‌شود. این دوگانگی—پیشنهاد رقیق‌سازی در برابر تهدید به خروج از NPT—نشان می‌دهد که برنامه هسته‌ای برای تهران در این برهه، کارکردی فراتر از یک ابزار فنی دارد و به کارت اصلی بازدارندگی برای تضمین بقای زیرساخت‌ها در برابر حملات احتمالی بدل شده است.

نگرانی‌های منطقه‌ای و دورنمای بحران

تحولات جاری در شرایطی رقم می‌خورد که کشورهای حوزه خلیج فارس، به عنوان همسایگان بلافصل کانون بحران، پیامدهای هرگونه خطای محاسباتی را به‌شدت احساس می‌کنند. اظهارات انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس امارات، در کنفرانس منامه مبنی بر لزوم دستیابی به راه‌حل سیاسی برای جلوگیری از رویارویی جدید، بازتابی از نگرانی عمیق دولت‌های منطقه از آسیب دیدن زیرساخت‌های اقتصادی و جریان صادرات انرژی است.

در نهایت، تحرکات دیپلماتیک کنونی نشان می‌دهد که هر دو طرف به این جمع‌بندی رسیده‌اند که ورود به یک درگیری تمام‌عیار، دستاوردی قطعی برای هیچ‌یک به همراه نخواهد داشت. با این حال، فقدان اعتماد بنیادین، تداوم اقدامات بازدارنده نظامی، و تعارض عمیق میان خواسته‌های محوری دو طرف—از واگذاری ذخایر هسته‌ای گرفته تا رفع کامل محاصره اقتصادی و دریایی—باعث شده تا این «پیشنهادهای مشخص» بیش از آنکه نویدبخش یک توافق پایدار باشند، آزمونی شکننده برای خرید زمان و سنجش میزان اراده سیاسی طرفین برای عقب‌نشینی از آستانه جنگ قلمداد شوند.

سيف حسنی

سيف حسنی

روزنامه‌نگار و ویراستار - بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم