بحران آموزش در ایران؛ مدارس مخروبه، کمبود معلم و موج دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل


نظام آموزشی ایران در آستانه سال تحصیلی جدید با مجموعه‌ای از بحران‌های ساختاری دست‌وپنجه نرم می‌کند که بر خروجی آن سایه افکنده است. گزارش‌های رسمی و اظهارات مقامات استانی حاکی از آن است که فرسودگی شدید فضای آموزشی، کمبود بحرانی نیروی انسانی و افزایش نگران‌کننده آمار بازماندگان از تحصیل، عدالت آموزشی را به شعاری توخالی تبدیل کرده است.

در حالی که وزارت آموزش و پرورش مدعی آمادگی برای شروع سال تحصیلی است، آمارهای متناقض از شمار بازماندگان از تحصیل که بین ۹۵۰ هزار تا ۲ میلیون نفر نوسان دارد، از عمق فاجعه‌ای خبر می‌دهد که ریشه در ناتوانی مدیریتی و فشارهای اقتصادی دارد. در پایتخت ایران، وضعیت فضاهای آموزشی علی‌رغم ویترین نمایشی آن، بحرانی گزارش شده است.

مجید پارسا، مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران، فاش کرد که ۸۰۴ مدرسه در تهران نیازمند تخریب و بازسازی کامل هستند. این مدارس گرچه پیش‌تر مقاوم‌سازی شده‌اند، اما به دلیل قدمت بسیار بالا، دیگر استانداردهای ایمنی لازم را ندارند.

علاوه بر این، در پی درگیری‌های اخیر، ۵ مدرسه آسیب جدی دیده و حدود ۳۲۰۰ کلاس درس، معادل ۱۰ درصد کل کلاس‌های تهران، بر اثر موج انفجار دچار خسارت شده‌اند که بازسازی آن‌ها هزینه‌های سنگینی را بر دوش این وزارتخانه گذاشته است.

بر اساس آمارهای رسمی، 20٪ از مدارس ایران فرسوده هستند

فقر فضای آموزشی و بن‌بست نوسازی مدارس

وضعیت در سایر استان‌ها به مراتب وخیم‌تر از پایتخت است. سید محمدرضا موالی‌زاده، استاندار خوزستان، در نشست شورای آموزش و پرورش از کمبود فاجعه‌بار ۳۶ هزار کلاس درس در این استان خبر داد. او به موردی در اهواز اشاره کرد که در آن ۱۴۰۰ دانش‌آموز در یک فضای فیزیکی بسیار محدود و غیر استاندارد چپانده شده‌اند که عملاً امکان هرگونه تحرک و آموزش باکیفیت را سلب کرده است.

استاندار خوزستان همچنین نسبت به فقر آهن و کمبود ویتامین “دی” میان دانش‌آموزان هشدار داد که نشان‌دهنده گره خوردن بحران‌های معیشتی با مسائل آموزشی است.

در استان کرمان نیز وضعیت مشابهی حاکم است. محمدرضا فرح‌بخش، مدیرکل آموزش و پرورش استان کرمان، اعلام کرد که این استان با کمبود ۲۰ هزار صندلی آموزشی روبرو است و ۱۱۰۸ کلاس درس نیاز فوری به تعمیرات دارند. میانگین تراکم دانش‌آموزی در برخی کلاس‌های شهر کرمان به بیش از ۵۰ نفر رسیده است که این رقم فراتر از تمامی استانداردهای جهانی و حتی داخلی است. این فشردگی جمعیت در کلاس‌ها، علاوه بر کاهش کیفیت یادگیری، سلامت روانی و جسمی دانش‌آموزان و معلمان را به خطر انداخته است.

بحران کمبود معلم و کاهش ظرفیت‌های استخدامی

در حالی که نیاز به نیروی انسانی در مدارس به اوج خود رسیده، علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، از کاهش مجوزهای استخدامی نسبت به سال گذشته خبر داده است. در حالی که پیش‌تر وعده استخدام ۷۴ هزار نفر داده شده بود، اکنون ظرفیت جذب نیرو کاهش یافته است. طبق برآوردهای رسمی، آموزش و پرورش برای جبران وضعیت فعلی به ۱۲۰ هزار معلم جدید نیاز دارد، اما سیاست‌های انقباضی دولت مانع از تأمین این نیرو شده است. در شهرهای بزرگی مانند تهران، اصفهان، مشهد و شیراز، کمبود معلم به یک چالش امنیتی-آموزشی تبدیل شده است.

در شهرستان‌های محروم مانند خاش، این بحران ابعاد انسانی‌تری به خود گرفته است.

عبدالوهاب شهنواز، مدیر آموزش و پرورش شهرستان خاش، اعلام کرد که این منطقه با کمبود ۳۹۵ نیروی آموزشی و پرورشی مواجه است. علاوه بر کمبود معلم، ۴۸۰۰ دانش‌آموز در این شهرستان نیازمند حمایت‌های معیشتی و تحصیلی اولیه هستند.

همچنین کاهش سهمیه سوخت خودروهای اداری در این مناطق باعث شده تا نظارت بر مدارس روستایی و عشایری عملاً متوقف شود که این خود به معنای رها کردن دانش‌آموزان مناطق محروم به حال خود است.

مدرسەای در استان سیستان و بلوچستان

شکاف آماری و واقعیت تلخ بازماندگان از تحصیل

یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های گزارش‌های اخیر، آمار دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل است. در حالی که علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، شمار این افراد را ۹۵۰ هزار نفر اعلام کرده و آمارهای بالاتر را کذب می‌خواند، فرشاد ابراهیم‌پور، عضو کمیسیون آموزش مجلس، از عدد ۲ میلیون نفر سخن می‌گوید. پیرحسین کولیوند، رئیس جمعیت هلال‌احمر نیز آمار بازماندگان را ۱.۵ میلیون نفر برآورد کرده است. این اختلاف فاحش آماری نشان‌دهنده نبود شفافیت و تلاش برای پنهان کردن ابعاد ترک تحصیل ناشی از فقر اقتصادی و اشتغال زودهنگام کودکان است.

به گفته کارشناسانی همچون غلامعلی افروز، استاد دانشگاه تهران، تنها ۷۰ درصد از دانش‌آموزانی که وارد مقطع ابتدایی می‌شوند موفق به دریافت دیپلم می‌گردند. این یعنی ۳۰ درصد از سرمایه‌های انسانی کشور پیش از اتمام تحصیلات پایه، از چرخه آموزش خارج شده و وارد بازار کارهای کاذب یا غیررسمی می‌شوند. وزیر آموزش و پرورش عواملی مانند “کلاس‌های پرجمعیت غیراستاندارد، گسست خانواده و مدرسه و شکاف‌های زبانی” را از دلایل افت تحصیلی برمرده است، اما از اشاره مستقیم به ناتوانی دولت در تأمین معیشت خانواده‌ها که ریشه اصلی ترک تحصیل است، سر باز می‌زند.

تنها 70٪ از دانش‌آموزانی کە وارد مقطع ابتدایی میشوند، موفق بە دریافت دیپلم میگردند

پیامدهای بهداشتی و آسیب‌های اجتماعی در مدارس

بحران در آموزش و پرورش ایران تنها به میز و صندلی محدود نمی‌شود؛ سلامت و امنیت روانی دانش‌آموزان نیز در خطر است. استاندار خوزستان نسبت به بوفه‌های مدارس که مواد غذایی بی‌کیفیت و فاقد ارزش غذایی توزیع می‌کنند، هشدار جدی داده و آن را “زنگ خطری برای سلامت” نامیده است. همچنین کاهش سن اعتیاد و پدیده نگران‌کننده خودکشی دانش‌آموزان، موضوعاتی هستند که به گفته مقامات استانی، نیازمند تشکیل کارگروه‌های اضطراری با همکاری بهزیستی هستند.

در نهایت، گزارش‌های رسیده از خبرگزاری‌های ایسنا، تسنیم و فارس نشان می‌دهد که نظام آموزشی ایران با یک “وارونگی ارزش‌ها” و “فرسودگی سیستمی” روبرو است. مدارس استان تهران با ۱۵ هزار کلاس درس نیازمند مقاوم‌سازی و استان‌های محرومی مانند خوزستان و سیستان و بلوچستان با کمبودهای اولیه همچون آب و برق پایدار برای برگزاری امتحانات، تصویری ناامیدکننده از وضعیت تعلیم و تربیت ارائه می‌دهند. ادعای آمادگی کامل برای آغاز سال تحصیلی در اول مهرماه، در تقابل آشکار با واقعیت‌های میدانی و آمارهای نگران‌کننده‌ای است که توسط مدیران رده‌میانی همین وزارتخانه منتشر شده است.

کامیار امیری

کامیار امیری

دبیر و ویراستار بخش فارسی

0 0 أصوات
امتیاز مقاله
0 نظرات
أقدم
جدیدترین الأكثر تقييم